آلفاباکس


سخنرانی های اینجانب در دی ماه 95

1- با موضوع «بررسی جامع پرونده‌ی انتخابات 88 یکبار برای همیشه»

در جمع دانشجویان دانشگاه تهران (دانکشده فنی) - 7 دی 95

2- با موضوع «بررسی جامع پرونده‌ی انتخابات 88 یکبار برای همیشه»

در جمع شهریاران جوان منطقه یک تهران (معاونت اجتماعی شهردای منطقه یک) - 9 دی 95

3- با موضوع «جریان شناسی فتنه از 88 تا 96» 

در جمع مسئولان بسیج منطقه دو (ناحیه شهید باهنر) - 22 دی 95


منبع این نوشته : منبع
منطقه ,موضوع ,یکبار برای ,برای همیشه» ,پرونده‌ی انتخابات ,جامع پرونده‌ی ,«بررسی جامع ,جامع پرونده‌ی انتخابات

بررسی جامع پرونده‌ی انتخابات 88 یک بار برای همیشه

متن کامل سخنرانی حقیر (احمد قدیری) در دانشکده فنی دانشگاه تهران، 7 دی 95 – با تشکر از پایگاه صهیون پژوهی تیه

بسم الله الرحمن الرحیم، بعد از عرض سلام خدمت شما بزرگواران
اقتضای دانشکده فنی این است که ما بر خلاف بعضی از دوستانمان و برخی افرادی که مسائلی را تبیین می‌کنند، نه با زبان سیاست بلکه با منطق ریاضی مسائل را تبیین کنیم، لذا احتمالا برخی از موارد برای شما جدید است.
پیامبر اسلام(ص) فرمودند ابتدا قیام کنید و بعد فکر کنید؛ یعنی چه؟ یعنی اول انقلاب کنیم و بعد بگویم که چرا انقلاب کردیم؟ نه! این طور نیست، اینجا قیام درونی منظور است. این همان حرف مرحوم دکتر علی شریعتی است که گفت خدایا عقایدم را عقده هایم مصون بدار. 
در تاریخ انبیاء، نکته‌ای ذکر شده و آن اینکه هر جایی که موسی(ع) فرعون را با منطق استدلال، برهان و یا منطق اعجاز مغلوب می‌کرد، فوری کاری که فرعون می‌کرد، بحث را به سمت تعصبات قومی می‌کشاند و می‌گفت ای مردم مصر! حواستان باشد که موسی می‌خواهد شما را از شهر و دیار خودتان بیرون کند، مردم مصر! موسی می‌خواهد خدایان تان را از شما بگیرد. حواسمان به این تعصبات باشد چراکه می‌بینیم بزرگترین مانع برای پذیرش صحبت، همین تعصبات حزبی و سیاسی است. تا بیاییم در بحث پیش برویم و منطق و دلیل بیاوریم، فوری داد می‌زنند که می‌خواهی بگویی دلواپسان خوب هستند؟ می‌خواهی بگویی اصلاح‌طلب‌ها بد هستند؟ حکومت مال شماست؟ و از این حرف ها. این منطق، منطق فرعون است.

اهمیت بررسی و تحلیل انتخابات 88
قبل از اینکه انتخابات سال 88 به وقوع بپیوندد، مقام معظم رهبری فرمودند که جنگ، جنگ احزاب است. معنی آن، نه جنگ حزب‌ها مانند حزب مشارکت یا مجاهدین انقلاب، که جنگ خندق منظور است. جنگی که همه‌ی کفر، با وجود اختلافات داخلی و قبیله‌ای که با هم داشتند، اختلافات را علیه جبهه‌ی حق کنار گذاشتند. شما در انتخابات سال 88 می‌بینید، بهائیت و حجتیه که قبلا پنبه و آتش بودند و اساسا حجتیه به وجود آمد برای مقابله با بهائیت، اما در انتخابات 88 از فراماسونر، بهائی، حجتیه‌، سلطنت‌طلب، کمونیست، دموکرات، کومله، ضدانقلابِ داخلی و دیگر فرقه‌ها جمع شدند علیه یک نقطه که اسماً آقای احمدی نژاد بود اما رسماً نظام، انقلاب و اسلام را نشانه گرفته بودند، چیزی که بعدا در شعارشان نیز بیان کردند: «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است».
اهمیت انتخابات سال 88 این است که دو حالت بیشتر ندارد؛ یا تقلب شده است یا نه. اگر تقلب شده است، هاشمی، موسوی، خاتمی، کروبی، جنبش سبز و همه‌ی کسانی که با این اوضاع مخالفت کردند، بر حق بودند و نظام و تمام تشکیلات نظام، همه باطل بودند. کسانی که از آن طرف کشته شده‌اند، شهید هستند و کسانی که از این طرف کشته شده‌اند، باطل هستند. اما اگر تقلب نشده، ورق کاملا بر می‌گردد. اهمیت انتخابات سال 88 از این جهت است که بود و نبود این اتفاق، یک حکم بزرگی نسبت به پرونده‌ی قطور جریان‌های سیاسی در طول انقلاب اسلامی صادر می‌کند.

مهندسی پندار
فرمول براندازی نه در ایران، بلکه به استناد کشور اوکراینِ 2004 و 2014، قرقیزستان و جاهای مختلف در شرق اروپا و آسیای میانه، فرمول ثابتی است. و می‌توان در سه عبارت خلاصه کرد «مهندسی پندار، نقطه عطف، مهندسی رفتار». مهندسی پندار، یعنی چگونه رسانه‌ها بعد و خصوصا قبل از انتخابات، اذهان افراد را به تحلیل و برداشت مدنظر خود سوق می‌دهند. مهندسی پندار یعنی اینکه رسانه‌ها چگونه حتی بدون دروغ به شیوه‌ای اخبار را جلوه می‌دهند که تاثیر مطلوب در ذهن مخاطب گذاشته شود. در این خصوص بنده در کتاب خویش «تکنیک‌های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر» 88 ترفند و تکنیک عملیات روانی که همان فرمول‌های پروپاگاندا است را تئوریزه و احصا و همراه با مستندات ارائه کرده ام که می‌توانید مراجعه کنید و الان فرصت توضیحش نیست. مهندسی پندار یعنی «کاشت، داشت و برداشت». ابتدا بذر شبهه را در ذهن ما می‌کارند و پرورش می‌دهند، بعد در نقطه عطف‌هایی که عموما انتخابات‌ها است آن را درو می‌کنند. مواردی که عموما می‌دانیم انتخابات است اما دو مثال نقض برای این موارد می‌گوییم که انتخابات نبوده است؛ یک مصداق 18 تیر 78. موضوع چه بود؟ بسته شدن یک روزنامه به نام سلام و مصداق دیگر اوکراین 2014 که موضوع آن اقتصادی بود! رئیس جمهور قانونی و مشروع کشور حق داشت با اتحادیه‌ی اروپا پیمان همکاری امضا بکند یا نکند، گفت نمی‌خواهم امضا کنم، لذا غرب گراها شورش کردند و داستان ادامه دار شد. فرار رئیس جمهور و تجزیه‌ی اوکراین که شبهه جزیره‌ی کریمه رسما جدا شد و شرق اوکراین هم حالت نیمه خودمختار پیدا کرده و در شرف تجزیه است.

مهندسی رفتار
مهندسی رفتار چیست؟ مهندسی رفتار دقیقا همان 198 کنش خشونت پرهیز آقای جین شارپ که گفته است مردم به هر دلیلی در خیابان‌ها ریختند، حالا چه کار کنند که جنگ، فرسایشی شود؛ حکومت را از پا در بیاورند و با کمترین نیرو، توان و هزینه، بیشترین بهره برداری و بازتاب را داشته باشند. بنده تعدادی از این کنش‌های خشونت پرهیز را بیان می‌نمایم، «کنش» یعنی اقدام؛ «خشونت پرهیز» هم به معنای اقداماتی که مسئله را الزاما وارد حوزه خشن و آتش و خون نمی‌کند. نسخه‌ی جین شارپ چنین است: «سخنرانی‌های عمومی، استفاده از شعارها، کاریکاتورها و نمادها، اعطای جایزه‌های غیر واقعی و ظاهری، استفاده از پرچم‌ها و رنگ‌های نمادین، اجرای نماز و دعا، ایجاد صداهای نمادین، تمسخر و اهانت به شخصیت ها، تظاهرات و راه پیمایی‌های مذهبی، انجام سوگواری سیاسی، تشیع جنازه‌های غیر واقعی و ظاهری، تلاش برای زندانی شدن» و غیره. در اینجا باید انقدر به تظاهرات‌های غیر قانونی ادامه داد تا پلیس برخورد کند و خون از دماغ یکی بیاید بعد همان را رسانه ای کنند و مردم را تحریک و نظام را تضعیف کنند و این ماجرا انقدر ادامه یابد تا اوضاع از کنترل حکومت خارج و نهایتا دولت ساقط شود.

نقطه عطف
رکن مهندسی پندار و مهندسی رفتار را اجمالا توضیح دادم، و اما نقطه‌ی عطف که عرض کردم عموما انتخابات‌ها بوده است و خشم و نفرت و هیجانات تجمیع شده به واسطه‌ی آن آزاد می‌شود را اجازه بدهید مرور کنیم.
انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی صربستان در 2000 ، انتخابات پارلمانی گرجستان در 2003، انتخابات ریاست جمهوری اوکراین در 2004، انتخابات دو مرحله ای پارلمان قرقیزستان در 2005، انتخابات ریاست جمهوری بلاروس در 2006، انتخابات ریاست جمهوری ایران در 2009، همان سال 88، و دو چیز دیگر که اضافه کردم؛ ایران 18 تیر 78 در ماجرای روزنامه‌ی سلام و اوکراین 2014 و بحث همکاری اقتصادی با اتحادیه‌ی اروپا.
حال برای همین نقطه عطفِ انتخابات نیز سازوکار ثابتی وجود دارد. فرد باید از چند ماه قبل با کمک رسانه‌های داخلی و خارجیِ همسو، شبهه‌ی تقلب در انتخابات را پمپاژ کند؛ همچانکه تلویزیون BBC فارسی 6 ماه قبل از انتخابات 88 آغاز به کار کرد. حال اگر مدعی تقلب خودش رأی آورد -مثل ترامپ- که با ژست بزرگوارانه از ادعای خود می‌گذرد اما اگر رأی نیاورد می‌گوید من از اول گفته بودم قرار است تقلب شود. مسئله‌ی بعدی هم این است که قبل از اعلام نتایج رسمی باید اعلام پیروزی بکنی تا اولین خبر را به عنوان موثر ترین خبر به مخاطبان برسانی و عملا فرمان حمله و آشوب را صادر نمایی.

پرونده‌های انتخابات
اهمیت انتخابات را عرض کردیم و گفتیم که پرونده‌ی انتخابات 88، یک پرونده چند لایه است. اول آن تعصبات و حب و بغض‌های طرفینی که وجود دارد گره گشایی را سخت می‌کند و بُعد دیگری که قضیه را سخت می‌کند، همین چند لایه بودن پرونده انتخابات است. شما می‌آیید و قصد دارید که بحث تقلب شدن و نشدن را مطرح کنید -حتما در بحث‌ها برای تان پیش آمده- که طرف مقابل تان می‌گوید که پس کهریزک چه؟ به او جواب می‌دهیم که قدم به قدم! چند اتفاق بوده، سیر زمانی اش را هم که بخواهیم در نظر بگیریم، باید پرونده‌ها را، مرحله به مرحله برویم. اول می‌آییم تکلیف تقلب شدن یا نشدن در انتخابات سال 88 را مشخص می‌کنیم. این را که پذیرفتیم، یا رد کردیم، بعد بیاییم بگوییم حالا مثلا کهریزک، چه کسی مقصر بوده یا نبوده که البته وقتی رهبری می‌فرمایند «جنایت کهریزک»، حتما جنایت بوده و حتما قابل دفاع هم نیست. رهبری اعلام کردند ما هم اعلام می‌کنیم. دو سه نفر کشته شدند به ضرب و شتم پلیس؛ محکوم به اعدام هم شدند و خود خانواده‌ی قربانیان بزرگواری کردند و از خون فرزندشان گذشتند. این پرونده که معلوم شد و تمام.
ما می‌خواهیم در گام اول پرونده انتخابات سال 88 را با هم بررسی کنیم و می‌خواهیم به شبهات بپردازیم، و هم اساسا با همان منطق ریاضی که عرض کردم که ببینیم پاسخ این‌ها چیست.
بنده یک لیستی از دلایل را آماده کرده ام در رد ادعای تقلب در انتخابات که اگر ما آن را تبیین کنیم، مثل یک دومینو وقتی اولی را زدید، تا انتها همه‌ی مسائل و جریان‌های سیاسی، شفاف و روشن می‌شود. همه‌ی موضع گیری ها، برای افراد مشخص می‌شود و به این علت است که می‌بینید در حال حاضر، بعداز چند سال، هنوز هم روی این موضوع جبهه‌ی مقابل حساسیت دارد و سعی می‌کنند توپ را در زمین نظام بیندازند و الان با فرار به جلو مدام روی مسئله‌ی حصر مانور می‌دهند.

نقض اصل برائت
در تبیین سلامت انتخابات، مسئله‌ی اول اینکه یک منطق عقلی، شرعی و حقوقیِ پذیرفته شده در همه‌ی نظام‌های حقوقی جهان این است که «البینه علی المدعی»، کسی که ادعایی دارد اوست که باید اثبات کند و این آن روی سکه‌ی اصل برائت است. و الا اینکه هرکس ادعایی بکند، تهمتی بزند، بگوید اگر نیست، تو ثابت کن که نیست، خلاف اصل است. خوب ما نقض این اصل مسلم عقلی را چندجا دیدیم. یک، بحث تقلب که گفتند تقلب شده اگر نشده ثابت کنید! خب این دو فعل تقلب و تخلف، فعل ایجابی است، تو باید بگویی کجا چه اتفاقی افتاده.
به خیال خودت توپ را پرتاپ می‌کنی به زمین حریف، و بعدش می‌گویی تقلب شده، اگر نشده تو ثابت کن، این خلافِ مسلم منطق عقلی و حقوقی در همه‌ی نظام‌های حقوقی دنیا است. و اگر این‌ها نباشد اصل برائت منتفی می‌شود. یعنی همه مجرم هستند مگر این که عدم جرمشان ثابت شود!
حالا این نقض اصل چند بار تکرار شد. یک، در بحث تقلب. دو، آن فرد موهومِ «ترانه موسوی» که وجود خارجی نداشت. جالب بود که صدا و سیما رفت سراغ سه نفر. گفتند داخل ثبت احوال سه ترانه موسوی وجود دارد. یکی پیر است، یکی کودک و سومی هم که جوان است خارج از کشور زندگی می‌کرد. با خانواده اش که مصاحبه کردند، سبز‌ها راه افتادند که دروغه دروغه! این ترانه موسوی آن ترانه موسوی که ما میگوییم نیست. اگر راست میگویید بروید و آن شخصی که کشته و تجاوز شده را بیاورید!
ما باید بگوییم که چه کسی کشته نشده؟! ما باید بگوییم که به چه کسی تجاوز نشده؟! یا شما باید اعلام کنید؟ 
سه، برویم به قبل تر از آن. اگر دقت کرده باشید در مناظره‌ی احمدی نژاد و موسوی، آقای موسوی می‌گوید آقای احمدی نژاد! با پول بیت المال توی کل کشور بریز و بپاش می‌کنید و تبلیغات می‌کنید، اگر این طوری نیست بیایید و ثابت کنید. عین جمله آقای موسوی در مناظرات انتخابات بود. تو رو خدا منطق را نگاه کنید؛ اگر نشده بیا ثابت کن!

تقلب، چالشی دو سویه
نکته‌ی دیگر، اصلا بر فرض محال که بپذیریم تقلب شده است -آقای موسوی 30 هزار ناظر سر صندوق‌ها داشت و آقای احمدی نژاد 26 هزار- بر فرض که با این وجود بپذیریم؛ اثبات تقلب آیا اثبات می‌کند که به نفع آرای احمدی نژاد تقلب شده؟! بر فرض که اثبات شد تقلب بوده، باید 13 میلیون خودت را هم اثبات کنی! چه کسی گفته شما 13 میلیون رأی داشتی؟ رأی 25 میلیونی، مشابه داشت رأی خاتمی 21 میلیون بود؛ پس 25 میلیون رأی احمدی نژاد بی سابقه نبود. تنها چیزی که بی سابقه بود -اگر بپذیریم که تقلب شده- 13 میلیونِ نفر دوم در انتخابات بود. سابقه نداشته در انتخابات نفر دوم 13 میلیون رأی بیاورد. چنانکه به جز دور نهم ریاست جمهوری که هاشمی در دور دوم و در رقابت دو نفره با احمدی نژاد 10 میلیون آورد، بیشترین رأی نفر دوم در حالت عادی متعلق به دور هفتم و شخص آقای ناطق نوری بود که 7 میلیون رأی آورد که نصف موسوی بود. پس اگر اثبات هم شد که تقلب شده است یا ممکن است بشود، 13 میلیون رأی بی سابقه ات را باید اثبات کنی که از کجا آوردی.

نظریه پردازان تقلب
نکته‌ی بعدی، از خنده داری اتهامات 88 این بود که نه در میزان تقلب، و نه در نحوه‌ی تقلب، بین هیچ یک از اپوزوسیون اتفاق وجود نداشت. شما سراغ دارید دو نفری را که در میزان و نحوه‌ی تقلب اتفاق نظر داشته باشند؟ فائزه، مهدی، کروبی، هاشمی، موسوی و خاتمی هر یک چیزی می‌پراندند! هر کس برای خودش نظریه ای می‌داد.

ایران، تهران، شمیران
نکته‌ی بعدی، اینکه دامنه‌ی اعتراضات معطوف به کجا بود؟ تهران. کجای تهران؟ انقلاب به بالا، نیمه‌ی شمالی شهر. طبیعی هم بود بالاخره موسوی در شهر تهران بیشتر رأی داشت و نیمه‌ی شمالی شهر، پیروز قاطع اراء بود.
[میان جمع یک نفر اعتراض می‌کند و می‌گوید همه جا شلوغ بود. قدیری پاسخ می‌دهد همه جا مثل تهران بود؟! دهات ما هم بود! کدخدای ما هم یک بار رفت پشت بام و یک الله اکبر گفت اما از این فراتر نرفت! خنده‌ی حضار]
حالا بعضی‌ها تازه آمدند و صحبت‌های مرا نشنیدند؛ الان دوباره تکرار نمی‌کنم همان‌ها را . اولا اگر سرپا هستید بفرمایید بنشینید. ما اول صحبت عرض کردیم که نیامدیم این جا جنگ کنیم و یا دعوا راه بیندازیم. گفتیم یک بار، ما بنده‌ی «دلیل» هستیم. می‌خواهیم یک بار برای همیشه ادله‌ی مان را برای شما بیان کنیم. شما بگویید اگر شیوه‌ی استدلال غلط است، اصلاحش کنیم. اما اگر شیوه استدلال غلط نیست، نتیجه را نمی‌‌توانید نفی کنید. اگر می‌خواهید نفی کنید، خیلی خلاف منطق است که شیوه‌ی استدلال ما را رد نکنید ولی بیایید بگویید که نتیجه اش قبول نیست! 
من میگویم A مساوی B و B مساوی C است، پس A مساوی C است. یا بگویید A و B برابر نیست، یا بگویید B و C مساوی نیستند. اما اگر این دو را گفتیم و بیان کردیم و ایرادی به این دو گزاره نبود، این دیگر خیلی عجیب است که بیایی و بگویی که خیر، A و C مساوی نیست! اگر اشکالی دارید، دلایل را زیر سوال ببرید.
بنده لیستی از دلایل دارم، داخل این دلیل‌ها ممکن است 19 دلیل را رد کنید فرضا، و یکی را فقط بپذیرید اما اگر همان یک حجت را هم پذیرفتید کار تمام است.
عرض کردیم دامنه اعتراضات محدود به تهران، آن هم انقلاب به بالا بود.

افشاگری ای که هیچ گاه تکذیب نشد
نکته‌ی بعدی نقل قول آقای دکتر محمد حسن قدیری ابیانه است. اگر بشناسید، ایشان مشاور ارتباطات رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بودند. در انتخابات خیلی چیز‌ها راجع به آقای هاشمی رفسنجانی و مهدی هاشمی بیان شد که از دم همه را تکذیب کردند. گفتند چنین چیزی نبوده. فائزه هاشمی را در خیابان گرفتند و گفتند چرا اغتشاش میکنی؟ با وجود آنکه فیلم حضور و معرکه گیری اش هم بود گفتند رفته بود ساندویچ بخورد! همه چیز را از دم تکذیب کردند، به جز یک مورد را که هیچ گاه تکذیب نشد. تشریف ببرید سایت‌ها مشاهده کنید. ببینید تکذیب شد یا نشد این موضوعی که عرض می‌کنم. این را مشاور ارتباطات رییس مجلس تشخیص مصلحت نظام بیان کرد که: «من وقتی در سال 84 مشاور هاشمی بودم، و در دور اول آقای احمدی نژاد و هاشمی رفتند بالا. من به عنوان مشاور، نظرسنجی ای به دستم رسید که از قضا این نظرسنجی توسط ستاد آقای معین که به هاشمی پیوسته بودند انجام شد. و دست من دادند. رفتم بدهم مهدی هاشمی که به پدرش نشان بدهد. گفتم این را بده به پدرت و بگو طبق این نظرسنجی که تیم معین انجام داده آقای هاشمی 5 میلیون رأی کمتر از احمدی نژاد در دور دوم انتخابات خواهد آورد که مهدی گفت من این را قبول ندارم و بابا برنده است». بعد آقای قدیری می‌گوید «وقتی فهمیدم مهدی این نظرسنجی را دست پدرش نمی‌دهد. خودم رفتم پیش آقای هاشمی و نظرسنجی را به ایشان دادم و گفتم شما انتخابات را باختید، سعی کنید با خوبی و خوشی جمعش کنید».
خلاصه آنکه با وجودی که این نظرسنجی را ستاد معین انجام داده بود و آقای هاشمی می‌دانست انتخابات را باخته است، در انتخاباتی که مجری اش آقای خاتمی بود، باز هم آقای هاشمی زیر بار انتخابات نرفت و گفت من به خدا پناه می‌برم از این اتفاقاتی که افتاده، حال چرا ایشان آن موقع فقط به خدا پناه برد؟ چون همانطور که قبلا خدمتتان عرض کردم پروسه‌ی «کاشت داشت برداشت» صورت نگرفته بود. ایشان در نظرسنجی دور اول جلوتر بود و رأی بالاتری نیز آوردند. مجری انتخابات هم آقای خاتمی بود، پس جایی برای تشکیک در سلامت انتخابات نبود. ولی می‌بینیم با این وجود هاشمی نتیجه‌ی دور دوم را نمی‌پذیرد. البته کاری نمی‌توانست بکند چون پروسه‌ی «کاشت، داشت و برداشت» و مهندسی پندار صورت نگرفته بود. صرفا در بیانیه و شکوائیه ای مطرح شد و تمام! این شکایت در یک نامه تمام شد و رفت. اما سال 88 همین آقایون زدند زیر میز اما چون «کاشت و داشت» صورت گرفته بود، و «برداشت» ممکن بود و دیدیم چه نتایجی را به بار آورد. هشت ماه مملکت را مستقیم درگیر کرد.

اقدامات دولت مردم را فریب داد، نداد!
نکته بعدی که قابل ذکر است. بحث حجم فعالیت‌های عمرانی و مصوبات استانی از یک سو و بحث سفرهای استانی و انبوه جمعیت استقبال کننده از آقای احمدی نژاد از سوی دیگر بود. این مورد هم، یکی از ادله ماست که آقای حداد عادل به آن اشاره کرد. همین که به اثرگذاری این فعالیت‌ها ایراد می‌گرفتید، نشانه دهنده فهم شما از رأی سازی این فعالیت‌ها بود. اینطور نمی‌شود که از این طرف بیایی بگویی که دولت پوپولیست، اقدام پوپولیستی انجام می‌دهد، دارد رأی جذب می‌کند، مصوبات استانی تصویب میکند، همه و همه‌ی این کار‌ها را انجام می‌دهد که رأی بیاورد و بعدش هم از آن طرف می‌گویید رأی نیاورده! بالأخره این سفرهای استانی را مؤثر می‌دانستید یا نه؟! مصوبات را موثر می‌دانستید یا نه؟! همان سیب زمینی که مسخره اش کردید یک عمر –و البته آقای روحانی هم به آن مبتلا شد و دیدیم که محصولات کشاورزی مازاد را سال‌های قبل دفن کرد اما اکنون هم سیب زمینی و پیاز و هم حقوق شهروندی توزیع می‌کند ایشان در این یک سال باقی مانده تا انتخابات- [خنده‌ی حضار] همان سیب زمینی مگر به آن استناد نمی‌کردید که احمدی نژاد دارد با آن رأی جمع می‌کند؟! خوب توزیع شد یا نشد؟ -با منطق شما میخواهم پاسخ دهم- این‌ها اثر داشت یا نه؟ مصوبات استانی اثر داشت یا نداشت؟ از طرفی می‌گویید اثر داشت و از آن طرف می‌گویید رأی نیاورد! پس این همه داد و بی داد شما برای چه بود؟ برای اقدامات بی اثر؟!


نظرسنجی‌های داخلی انتخابات
نکته‌ی بعدی، من میخواهم استناد کنم به نظرسنجی‌ها. احمد توکلی می‌دانید منتقد درجه‌ی یک دولت بود زمان آقای احمدی نژاد. هنوز هم که هنوز است، زاویه دارند. همین الآن آقای توکلی گفته اند که اگر آقای هاشمی یا احمدی نژاد رأی بیاورند من فرار می‌کنم و می‌روم سوریه! زاویه دار بودن ایشان از آن موقع تا حالا، با احمدی نژاد مسجل است اما سایت الف نتایج چندین نظرسنجی سراسری -نه نظرسنجی اینترنتی- را منتشر کرد که حکایت از پیروزی قاطع آقای احمدی داشت.
سایت مرکز پژوهش‌های صدا و سیما هم همینطور. وقتی می‌گویم سایت منتشر کرد معنایش این نیست که مردم رفتند در سایت نظر دادند، نه! میدانی بوده نظرسنجی و نتایج در سایت منتشر شد.
مرکز پژوهش‌های صدا و سیما دقیق ترین نظرسنجی را در ادوار مختلف داشته است. عینا چیزی که در سال 84 نظرسنجی کرده بود، با یکی دو درصد اختلاف عینا تحقق یافت. در سال 88 هم نظرسنجی کرده بود که عینا با یک یا دو درصد تحقق یافت.
نظرسنجی روزانه‌ی سایت تبیان که پر بازدیدترین سایت اجتماعی کشور است نیز حکایت از برتری آراء احمدی نژاد داشت و نتایج را به صورت نمودار منتشر کرد.

 

نظرسنجی‌های خارجی انتخابات
پس این از نظرسنجی‌های داخلی که عرض کردم. البته من کار به نظرسنجی‌های داخلی ندارم چون برای شما حجت نخواهد بود. میخواهم چیزی را برای شما بیان کنم که برای شما حجت باشد؛ سه نظرسنجی خارجی، دو نظرسنجی آمریکایی و یک نظرسنجی کانادایی.
مؤسسه معتبر افکارسنجی TFT نتایج نظرسنجی خود را از دو هفته قبل از انتخابات در روزنامه «واشنگتن پست» منتشر کرد. می‌دانیم که این روزنامه معروف است به روزنامه‌ی نخبگان آمریکا و در واشنگتن چاپ و توزیع می‌شود و به دست مسؤلان می‌رسد. دو هفته قبل از انتخابات منتشر می‌شود که احمدی نژاد دو برابر موسوی رأی دارد، چیزی که در انتخابات محقق شد؛ 25 میلیون در برابر 13 میلیون.
دو نظرسنجی نیز بعد از انتخابات منتشر شد. نظرسنجی PIPA که توسط سایت WPO منتشر شد و از مردم پرسیده بودند که شما به چه کسی رأی دادید؟ باز هم چیزی حدود 60 درصد نظرشان بر احمدی نژاد بود. یک نظرسنجی کانادایی به نام Globe Scan هم که بعد از انتخابات بود دقیقا همین نتایج را داشت.
نمی گویم سایت تبیان که پر بازدیدترین سایت اجتماعی کشور است. نمی‌گویم سپاه، حتی نمی‌گویم صدا و سیما، میگوییم سه نظرسنجی معتبر خارجی، دو آمریکایی و یک کانادایی. TFT قبل از انتخابات، PIPA و Globe Scan بعد از انتخابات، تماما هر چیزی که اتفاق افتاد را تأیید و تصدیق کردند. دیگر شما دلیلی دارید؟! منطقی دارید؟! حرفی دارید؟!

اذعان منتقدین دولت
نکته بعدی، بسیاری اصولگرایان و اصلاح طلبان هم اذعان کردند به سلامت انتخابات، از جمله بُت امروز اصلاح طلبان، آقای علی مطهری. این فرد دیگر در چه موضوعی بوده که حرف خودش را نزند؟ در چه موضوعی ساز مخالف و مستقل نزده؟ موضوع حصر؟ در موضوع پوشش؟ در موضوع حجاب؟در موضوعات فرهنگی؟ یک مخالف و منتقد مطلق دولت احمدی نژاد بوده و الآن هم یک مؤید مطلق دولت آقای روحانی است. او نیز گفت که تقلب نشده. البته ایراد می‌گرفت به این که چرا آقای احمدی نژاد در مناظره مثلا برگشته گفته بود که بچه‌های هاشمی اموال شان را از کجا آورده اند؟ می‌گوید این «از کجا آوردند؟» ایراد داشت و تحریک کرد سبزها را اما نتایج انتخابات را مسلم و مسجل می‌دانست.

یک بام و دو هوا
قبل از نکته‌ی بعدی می‌خواهم یک منطق حقوقی و عقلی به شما بگویم. بعضی دوستان، استاندارد‌های دوگانه دارند. مثلا برای شان سندی می‌آوریم، میگویند آقا این دری وری است! ما هم در مقابلشون می‌گوییم که خب حرف متقن شما چیست؟ میگویند ایمیل برایم آمده! فلانی داخل فیس بوکش زده! در شبکه‌های اجتماعی آمده!
بابا ما از خبرگزاری رسمی داخلی یا خارجی می‌آوریم، این‌ها را شما نمی‌پذیری، بعد فیس بوک، تویتر، اس ام اس و ایمیلِ یک نفر برای شما شده جحت؟! ما عکس و فیلم می‌آوریم، در مقابل میگویند دروغ است، فتوشاپ و فلان است. بعد حرفِ روی هوای دیگران را قبول میکنید؟!

اعترافات عوامل فتنه در دادگاه
نکته‌ی دیگری که می‌خواهم عرض کنم بحث اعترافات عوامل دخیل در فتنه است. ما میگوییم آقا! این‌ها حرف خودتان است. «اقرار العقلا علی انفسهم جایز»، که این اقرار علیه خود، در همه نظام‌های حقوقیِ دنیا پذیرفته شده است. چون این علیه «خود» است. اما اتهام و ادعای علیهِ دیگری نیازمند اثبات است. ما میگوییم آقایان اصلاح طلب! آقایان ابطحی، عطریانفر، هدایت الله آقایی، کیان تاجبخش، مسعود باستانی، حمزه کرمی و حسین رسام و دیگران اذعان کرده اند که تقلب نشده بود و اعتراف کردند به کجاها وصل بودند. اما می‌گویند نه، این‌ها دروغ است!
می گوییم چرا؟ می‌گویند چون شکنجه شده اند! می‌گوییم اینها که همه جایشان سالم بود! می‌گویند امپول اعتراف گیری زدند به آن ها! آخه این چه آمپولی است که روی برخی جواب می‌دهد و روی برخی خیر؟ مگر بهزاد نبوی و تاجزاده ای که اعتراف نکردند آدم نبودند؟!
بعد میگوییم خب اگر اعتراف این‌ها دروغ است، چی راست هست؟ می‌گویند اعتراف و اقرار آنها دروغ است اما ادعای اثبات نشده ما راست است! به این می‌گویند استاندارد‌های دوگانه. نمی‌شود حرفی که خودشان علیه خودشان می‌زنند را بگویند دروغ، حرفی که علیه دیگری می‌زنند بدون سند و اثبات بگویید راست!

اعترافات غیر دادگاهی سران اصلاحات
چندتا نمونه‌ی جالب دیگر از این اعترافات برای شما میگویم. آقای سعید حجاریان، نه دوره ای که رفته بود دادگاه، بلکه همین سه سال پیش و چند سال بعد از آزادی اش، خبرگزاری تسنیم با او مصاحبه کرد. سعید حجاریان کیست؟ مغز متفکر اصلاحات و مشاور ارشد آقای خاتمی در دولت اصلاحات. این فرد گفت و اذعان کرد نه تقلب شده بود و نه تخلف شده بود. پس چه شده بود؟ این عین اصطلاحش هست که «تدلیس سیستماتیک» بود. تدلیس سیستماتیک یعنی چه؟ یعنی همین که دولت مثلا می‌رود و یک مصوبه ای را میگذراند و به نفع توده‌ها می‌شود، بعد توده‌ها این طوری فریب می‌خورند و رأی شان فرد می‌شود. سعید حجاریان مغز متفکر اصلاحات، تقلب را رد کرد.
آقای خاتمی در نشست خود با جمعی از دانشجویان اصلاح طلب نشسته بود، فایل صوتی اش آمد، نگفت تقلب نشده است اما گفت من نمی‌گویم تقلب شده است؛ فایل صوتی اش را دیده اید حتما.
اکبرگنجی در مقاله‌ای که نوشته بود برای سایت رادیو فردا گفته بود اصلاح طلبان در محافل شان می‌گویند مردم همانگونه رأی دادند و اینکه خاتمی هم در محافل خصوصی گفته تقلب نشده.
آقای تاج زاده، معاون سیاسی وزارت کشورِ زمان آقای خاتمی، زمانی که در اوین بود، با دوربین مخفی، ضبط کردند، در دادگاه او اعتراف نکرد، زندانی اش را کشید، حبسش را هم کشید. هنوز هم سر موضع خودش هست، پس این حرفش، این اعتراف صرفا در گعده‌ی خودمانی شان بوده. در جمع حلقه‌ی دوستان بودند، فیلمش هم هست اگر مشاهده نکرده اید ببینید. در جمع آقایان صفایی فراهانی و رمضان زاده می‌گفت که من انتخابات برگزار کردم، من سیستم وزارت کشور را می‌شناسم، نمی‌شود تقلب بشود، یازده میلیون اختلاف امکان ندارد، آخرش شاید یک یا دو میلیون، اما یازده میلیون امکان ندارد. این‌ها اعتراف کسانی بود که در دادگاه اعتراف نکردند، که بعضی‌ها بخواهند ان قلت بکنند که مثلا تحت شکنجه بودند.
این‌ها را شما دلیل نمی‌دانید؟ بعد ببینید ما می‌خواهیم خیلی سطح بالا در سطح فرهیختگی صحبت کنیم با افراد، ادله‌ی منطقی می‌آوریم؛ ناگهان می‌بینیم طرف می‌گوید تقلب شده، شکنجه شده! 
اگر شکنجه بوده به کجای شان زدند؟! می‌گفتند یک آمپول هایی از آلمان آمده، دارند به این‌ها می‌زنند تا اعتراف کنند. حالا بگویید ببینم این آمپول‌ها چرا روی بعضی‌ها جواب می‌دهد و روی بعضی دیگر جواب نمی‌دهد؟!
سعید حجاریان و تاج زاده و بهزاد نبوی چرا اعتراف نکردند؟ از آن طرف عطریان فر، حسین رسام، محمد علی ابطحی و هدایت الله آقایی چرا اعتراف کردند؟ اعتراف این اشخاص را می‌گذارید پای شکنجه و آمپول اعتراف گیری؟! اگر این آمپول روی بدن این افراد کار می‌کند، چرا روی بدن دیگران کار نمی‌کند؟!
آقای آخوندی وزیر فعلی راه هم که آن موقع نماینده‌ی موسوی بود رسما در دیدار با رهبری اعلام کرد نتیجه همان است که اعلام شده و مردم اینگونه رأی داده اند.

پیشنهاد مهاجرانی و اثبات سلامت انتخابات
نکته‌ی بعدی، آقای مهاجرانی که مواضعش برای همه مشخص است در BBC گفت اگر دولت می‌خواهد اثبات کند تقلب نشده ریز آراء کشور را منتشر کند. چرا گفت؟ چون تاکنون سابقه نداشته و به خیال خود ارجاع به محال داده.
سابقه نداشته که در جمهوری اسلامی ریز آراء صندوق‌ها منتشر بشود. به دلایل امنیتی و لو نرفتن نظرات مردمِ محلات کشور که حتما برای دشمن، شناخت بافت فکری مناطق شهرها و روستاها ارزشمند است. اما در این انتخابات یک مصلحت بالاتری بود، برای اولین بار، ریز آراء تفکیکی صندوق‌های کشور اعلام شد که کدام صندوق کلا چندتا رأی داشته، چه کسی چندتا رأی آورده، چندتا آراء باطله داشته. نکته این که ویژگی ریز آراء چه می‌تواند باشد؟ یا این که شما روی آراء هر صندوق ایراد می‌گیرید، یا اینکه می‌گویید سر جمع در جمع و شمارش ایراد بوده. خب آمار ریز آراء و صندوق‌ها هست. خب در محاسبه و جمع زدن خودتان ببینید. خودتان ببینید که آیا مشکلی هست یا نه.
آقای مهاجرانی فکر می‌کرد توپ را می‌اندازد داخل زمین نظام، فکر می‌کرد دارد یک درخواست محال می‌کند از نظام، اما منتشر شد. 

اولین‌های انتخابات 88
برای اولین بار ریز آراء تفکیکی صندوق‌های کشور منتشر شد. ده درصد آراء انتخابات به صورت تصادفی شمرده شد. پنج روز بیشتر وقت داده شد برای ارائه‌ی مستندات ادعای تقلب. تمامی این تمهیدات اندیشیده شد. حتی گفتند ما حاضریم آقای موسوی بگوید کدام صندوق مشکل دارد، ما تمامی کد ملی‌های آن صندوق را مشخص می‌کنیم که چه کسانی در این صندوق رای دادند و طبق این کد ملی‌ها و همراه با نماینده ای از آقای موسوی به تک تک آدرس‌های صاحب کد ملی می‌رویم و می‌گوییم شمای صاحب این کد ملی به چه کسی رای دادید. اما باز هم آقای موسوی زیر بار نرفت.

نظارت چندگانه بر آراء
نکته‌ی بعدی اینکه آیا اطلاع دارید سیستم شمارش رأی در وزارت کشور چگونه هست؟ سیستم شمارش رای وزارت کشور به این صورت است که یک عده از نمایندگان وزارت کشور، یک عده از نمایندگان شورای نگهبان، نمایندگان کاندیدا‌ها و معتمدین محلی که معمولا مدیران مدارس و هیات امنا مساجد هستند، این افراد تماما پای صندوق رای هستند، این چهارده نفر، مجموع نمایندگان و غیره رای‌ها را می‌شمارند که باید با قاطعیت بگوییم این افراد با چهارده جفت چشم، روی هر صندوق نظر میدهد که کی به کی رأی می‌دهد و امضاء می‌کند پای نتایج شمارش را. و جالب است که به شما بگوییم آقای موسوی با 30 هزار ناظر در 90% حوزه‌ها ناظر داشت درحالیکه آقای احمدی نژاد با 26 هزار ناظر در 72% حوزه‌ها ناظر داشت.

نظریه‌ی داماد لرستان
نکته جالب اینکه بشنوید یک استدلال فوق منطقی از «پروفسور» زهرا رهنورد که به BBC اعلام کرد از محکمترین ادله‌ی تقلب در انتخابات این است که من لر هستم، موسوی بارها گفت من داماد لرستان هستم و این فرد در مناطق لر نشین رأی نیاورده است و باقی دلایل نیز شبیه همین است.
حالا جالب است این حرف که هیچی، خودتان تشخیص بدهید و سطح حرف را بسنجید، حالا این حرف در چه صورتی زده شد؟ در صورتی که فعلا مردم ایران دو تا فرزند لر -کروبی و محسن رضایی- دارند در انتخابات، این‌ها بیایند فرزندان خودشان را رها کنند و به دامادشان رأی بدهند؟
عرصه، عرصه‌ی داماد سالاری شده؟! پدرسالاری و زن سالاری و فرزند سالاری شنیده بودیم، داماد سالاری نشنیده بودیم تا حالا!

استدلالی ندارد اما اعتقاد دارد تقلب شده!
جالب است به شما بگویم که اخیرا همین آقای حسین دهباشی -این آقا را میشناسید یا نه؟ مستند ساز فیلم انتخاباتی آقای روحانی در سال 92- یک مجموعه مصاحبه هایی دارد با شخصیت‌های سیاسی در مجموعه ای به نام «خشت خام». آقای حسین دهباشی آمد اولین برنامه اش را با فائزه هاشمی صحبت کرد. گفت خانم فائزه هاشمی! شما در مجلس پنجم، اول شده بودید یا دوم؟ فائزه گفت من خودم هم نمی‌دانم ولی مامان معتقد است که من اول بودم. آقای حسین دهباشی می‌پرسد استدلال ایشان چیست؟ فائزه میگوید استدلالی ندارد ولی معتقد هست من اول بودم ولی مرا دوم خوانده اند!
ببینید خانواده سالاری و این الیگارشی خانوادگی چطور بلا به سر این مردم می‌آورد. این از «معتقده اول شدم» و آن هم از «بریزید توی خیابان ها» مملکت بازیچه‌ی پیرزن شده!

پیروزی میلیمتری روحانی
نکته‌ی بعدی، در حجت پاکدستی نظام همین بحث است که رییس جمهوری که همه می‌دانند با شعار مذاکره با آمریکا آمد و رییس جمهوری که همه به عنوان مهره‌ی هاشمی میشناسند او را و این قدر عداوت دارد با آقای احمدی نژاد، در دولت احمدی نژاد تنها با 50.7 درصد، معادل 250 هزار رای بیش از نصف در انتخابات 92 پیروز شد. حال نظامی که به قول شما 11 میلیون تقلب کرده، آیا نمی‌توانست 250 هزار رأی را بالا و پایین بکند؟ در انتخابات اخیر مجلس و خبرگان نیز لیست خبرگان هاشمی در تهران با وجود نظر بسیار مثبت رهبری به آقایان یزدی و مصباح و اینکه رهبری گفتند مردم هوشیار باشند و به لیستی که مورد حمایت انگلیس است رأی ندهند، اما لیست خبرگان در تهران به جز آقای جنتی که خارج لیست بود، بقیه‌ی افراد آن لیست یکپارچه رأی آورند و این دو فرد معتمد و محبوب رهبری حذف شدند. این‌ها را شما ادله‌ی پاک دستی نظام نمی‌دانید؟

مداخلات غربی
برگردیم سر فاز دیگر صحبت. چند تا نکته به شما بزرگواران بگویم از انتخابات سال 88، دخالت بیگانگان را ما دیدیم. بنیاد جامعه‌ی باز جورج سروس، NED یا همان صندوق اعانه ملی برای دموکراسی، مؤسسات بروکینگز، کارنگی، راکفلر، هوفر و غیره تماما در آموزش و هدایت فکری و کمک مالی فتنه نقش ایفا کردند.
دخالت مستقیم سفارت انگلیس را در این انتخابات دیدیم. این قدر برایشان مهم بود که حتی برای اینکه یک نیرو بیشتر بشود در فتنه، دیپلمات‌های خودشان را می‌فرستادند داخل اغتشاشات و این‌ها را از کشور اخراج کردیم.
جالب است بدانید سیمور هرش روزنامه نگار معروف آمریکایی فاش کرد تنها در یک مورد آمریکا 400 میلیون دلار در سال 2006 بی ثبات سازی ایران اختصاص داده بود.
 هیلاری کلینتون هم رسما گفته بود تویتر قصد داشت سایتش را بازسازی کند، اما ما به آنها گفتیم که دست نگه دارند در انتخابات، الان مخالفان دارند استفاده می‌کنند از این ظرفیت و با توییتر کار داریم.

مداخلات عربی
من این را به شما بگویم در اسنادی که شبکه‌ی الجزیره‌ی قطر منتشر کرد، فاش شد محمود عباس، کسی که دست گدایی اش به روی همه دراز است، 50 میلیون دلار به موسوی کمک مالی کرد.
شما حساب کنید وقتی محمود عباس چلغوز 50 میلیون دلار پول میدهد، بعد که وزیر اطلاعات می‌گوید ملک عبد الله طبق اعترافات عوامل دستگیر شده‌ی فتنه، یک میلیارد دلار به جنبش سبز اختصاص داد، نگویید مگه میشه؟ مگه داریم؟ واقعا خیلی برای تان عجیب است این کمک؟ آل سعود طبق اسناد ویکی لیکس خواستار حمله‌ی آمریکا به ایران با هزینه‌ی عربستان شده بود و به بوش گفته بود بیا و «سر مار» را قطع کن. و مدام پول خرج می‌کند داخل یمن، سوریه، لبنان و عراق. اینکه او بیاید و برای براندازی ایران هم یک میلیارد دلار اختصاص دهد عجیب است؟ مگر همین عربستان در جنگ تحمیلی حداقل 27 میلیارد دلار به صدام کمک نکرد؟ مگر در انتخابات پارلمانی لبنان، مشترکا با کویت یک میلیارد دلار خرج نکرد؟ مگر نمی‌دانید در بهار 88 و قبل از انتخابات، خاتمی با ملک عبد الله در مزرعه‌ی خصوصی اش دیدار داشت؟

مداخلات عبری
شیمون پرز رئیس جمهور وقت اسرائیل در فتنه رسما گفته بود اصلاح‌طلبان بزرگ‌ترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند و جای دیگری نیز گفت اصلاح‌طلبان به نمایندگی از اسرائیل با رژیم اسلامی ایران می‌جنگند. سران جنبش سبز هم کوچکترین اعلام برائتی نکردند و حتی جنبش سبز در پی فراخوان سایت وزارت خارجه‌ی اسرائیل در روز قدس شعار دیکته شده را داد و گفت نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!
البته تحرکات و مداخلات دشمن محدود به این موارد نیست، اینها تنها بخش عیان ماجرا است وگرنه مانند کوه یخ است که بخش اعظم آن زیر آب و تنها بخش کوچکی روی آب و قابل رؤیت است.

تحریم، واضعان دیروز، ناجیان امروز!
حالا چند تا نکته به شما بگویم در نقش فتنه‌ی 88 در تحریم هایی که امروز با آن‌ها مواجه هستیم. خب چند تا کد به شما بدهم.
در سال 86 محمد رضا خاتمی در سفارت آلمان از سفیر آلمان پرسیده بود تحریم‌های جدید شورای امنیت کی تصویب می‌شود؟ و خواستار تعجیل در آن شده بود.
خانم شیرین عبادی چند نوبت خطاب به سران اروپا خواسته بود تحریم اقتصادی و سیاسی را علیه جمهوری اسلامی ایران بیشتر کنند. 
در اسناد ویکی لیکس هست -بروید مراجعه کنید- که در بحبوبه‌ی فتنه‌ی 88، سفیر اتریش در تهران با آقای هاشمی رفسنجانی دیدار داشت. آقای هاشمی به سفیر اتریش گفت به غربی‌ها بگویید در دو محور حقوق بشر و تقلب در انتخابات روی ایران فشار بیاورید. می‌دانید چقدر از این تحریم‌های ما تحریم‌های حقوق بشری هست؟
همین آقای صادق خرازیِ اصلاح طلب که قبل از انتخابات 88 با آقای خاتمی رفته بود عربستان که دیدار داشتند با ملک عبد الله، همین صادق خرازیِ مؤسس حزب اصلاح طلب «ندا» اعلام کرد زمانی که من در فرانسه سفیر بودم، عده ای از اصلاح طلب‌ها داخل فرانسه گرا می‌دانند به دشمن. و گفت من لیست این افراد را دارم اما به نهاد‌های اطلاعاتی نمی‌دهم و اگر لازم شد روزی گزارشش را به ملت خواهم داد.
آقای نیک آهنگ کوثر، مشاور مهدی هاشمی و همکارش در بهینه سازی مصرف سوخت، فایل صوتی مهدی هاشمی را منتشر کرد که به مهدی هاشمی می‌گفت چرا شما هاشمی‌ها رو بازی نمی‌کنید؟ مهدی پاسخ می‌دهد شما نگاه نکن چند تا تظاهرات و بد و بیرا به آقای خامنه ای و رهبری و نظام می‌دهید، کاری که ما این جا انجام می‌دهیم، صد برابر بدتر از کار شماست. بعد گفت در خانواده‌ی ما کارها تقسیم شده است. همین نیک اهنگ در ویدوی ضبط شده بعدا گفت یکی از نکاتی که مهدی به من گفت این بود که وقتی فهمید من می‌خواهم بروم واشنگتن، گفت برو آنجا و ببین می‌توانی تحریم‌های ایران را تشدید کنی.
روزنامه نیویورک تایمز جزء سه روزنامه پرفروش در آمریکا است. در رساله‌های دانشجویی چه پایان نامه و چه رساله‌ی دکتری ارجاع به روزنامه قبول نیست، اما نیویورک تایمز این قدر معتبر قلمداد می‌شود که استناد به مطالب آن کاملا در قالب استاندارد‌های ارجاع قرار می‌گیرد. همین روزنامه چند ماه پیش فاش کرد و ضمن اشاره به تاریخچه‌ی تحریم‌های ایران گفت که حوادث انتخابات 88 ایران، قطعنامه‌ی تحریمی 1929 –که از قضا سخت ترین و شدیدترین تحریم اقتصادی است- را جایگزین راهبرد مذاکره‌ی اوباما با ایران کرد و این دقیقا چیزی بود که قبل تر جلیلی مطرح کرده بود که آمریکایی‌ها قبل از انتخابات با وساطت عمان برای پذیرش غنی سازی 20% اعلام امادگی کرده بودند اما شد آنچه شد و الان در برجام سقف غنی سازی 3.5 درصد است.

اوبامایی که قبل از انتخابات نامه نوشته بود به رهبری و گفت ما آماده حل و فصل اختلافات هستیم، وقتی دید شکاف در حاکمیت با سرمایه گذاری و اقدام مشترک داخل و خارج نتیجه داده، تغییر راهبرد داد و ضربه‌های پیاپی را وارد کرد.
آن موقع در سال 92 که جهش داشت ارز داشتیم، آقای حسین فریدون و شریکش، علی صدقی، که به برکت رفاقت و شراکت با فریدون مدیر نجومی بگیر بانک رفاه شد صرافی بی مجوز زده بودند!
با این حال جالب است که عاملان و واضعان تحریم، دلواپسان امنیت ملی و اقتدار ملی را متهم می‌کنند به کاسب تحریم بودن! ما کاسب تحریم هستیم یا شما؟ ما صرافی زدیم یا شما؟ چه کردیم که کاسب تحریم هستیم؟ 
آقای مایکل لدین حدود شش ماه پیش مطرح کرد که در بحبوحه‌ی فتنه 88 به موسوی پیغام دادیم که ما چه کمکی میتوانیم برایتان انجام بدهیم؟ عین همین جمله را گفت که سبز‌ها پاسخ دادند و گفتند که تحریم‌ها را بیشترکنید.
در قول و فعل و تقریر تماما خواستار تحریم بودند اما نیروهای انقلابی را متهم می‌کنند. نیروهای انقلابی را که جانشان را کف دست گرفتند و از خرم
منبع این نوشته : منبع
انتخابات ,آقای ,تقلب ,هاشمی ,نظرسنجی ,میلیون ,آقای هاشمی ,مهندسی پندار ,آقای خاتمی ,رئیس جمهور ,نکته‌ی بعدی، ,انتخابات ریاست جمهوری ,آراء تفکیک

سند ویکی لیکس و «قیل» و «قال» تجاوز و تحریم

به مناسبت سالگرد 9 دی، تصویر و لینک سندی از سایت ویکی لیکس را در کانالم منتشر کردم که به وفور در کانال های دیگر استفاده شد. telegram.me/GhadiriNetwork/714

در این سند سفیر وقت اتریش بعد از دیدار با جمعی از اصلاح طلبان از جمله خاتمی و هاشمی، موضوع را به مقامات آمریکایی اطلاع می دهد و آنان نیز گفته های سفیر اتریش را در گزارشی با مقامات خود در میان می گذارند. گزارشی که بعدها همچون ده ها هزار سند دیگر وزارت خارجه‌ی آمریکا سر از سایت افشاگر ویکی لیکس در می آورد.

بنابراین بدانیم که ویکی لیکس، منتشر کننده‌ی اسناد است و اسناد و گزارش ها، مرقومات مقامات آمریکایی است که از «دیده»ها و یا «شنیده»های با واسطه یا بی واسطه‌ی خود می گویند.

در مطلب 15 بندی 9 دسامبر 2009 (18 آذر 88) آمریکایی ها گزارش دادند که سفیر وقت اتریش، آقای پاستل، بیان کرده 1- خاتمی و هاشمی حضورشان در سیاست کمرنگ شده (تحلیل شخصی پاستل) و 2- هاشمی از وی خواسته تا غربی ها بر دو محور حقوق بشر و تقلب در انتخابات بر ایران فشار بیاورند (خبر شخص پاستل از دیدار و گفتگو با هاشمی).

He noted that former Presidents Khatami and Rafsanjani both had extracted themselves from the normal political scene and were focused on tangential issues where their weight could still be felt. Nevertheless, Rafsanjani suggested that it would be helpful if the West spoke out against the election fraud and human rights violations that followed.

در اینجا یک بی دقتی از سوی برخی دوستان ما صورت می گیرد و آن اینکه با رؤیت نام خاتمی در ابتدای بند 1 (بندی که پیرامون بحث فشار بر ایران است) گمان می کنند درخواست فشار و تحریم های حقوق بشری (که بخشی از تحریم های امروز کشور را شامل می شود) خواست مشترک هاشمی و خاتمی بوده درحالیکه طبق گزارش تنها هاشمی چنین درخواستی را داشته است و خاتمی صرفا از تمایلش برای سفر به اتریش سخن می گوید.

در بند 10 همین گزارش نیز موضوع دیگری به نقل از پاستل ذکر می گردد و آن اینکه سفیر اتریش ادعای کسی را که گفته می شود به لاریجانی نزدیک است منتقل کرده و آن اینکه «لاریجانی و همه‌ی مسئولان رسمی کشور از موضوع تجاوز آگاهند»!

یعنی فردی که ادعای نزدیکی به لاریجانی را دارد (که البته نام وی در گزارش نیامده و این عجیب است زیرا گزارش محرمانه بوده و دلیلی برای عدم ذکر به مقامات آمریکایی نیست) نه تنها از منویات رئیس مجلس خبر داده که حتی در گامی فراتر «همه»‌ی مقامات کشور را مطلع و کتمان کننده‌ی موضوع «تجاوز» ذکر می کند! و این درحالی است که در ادامه، همان فرد نیز اذعان می نماید لاریجانی موضوع تجاوز را رد کرده است.

The interlocutors said that not only was Larijani aware, but all officials were aware of what was going on inside the prison. Nevertheless, when Larijani spoke publicly about the issue, he stated clearly that the rapes are not occurring and thus lost some credibility with the Iranian public.

بنابراین فضاسازی جریان ضد انقلاب در خصوص «اطلاع لاریجانی از تجاوز طبق سند ویکی لیکس» چیزی جز فرافکنی و تجاهل نسبت به واقعیت و ماهیت «قیل» و «قال» نیست. «قیل» آن است که راوی در بیان «شنیده»ها می گوید «گفته شده» (همانند آنچه در خصوص ادعای تجاوز آورده) و «قال» آن است که راوی از «مشاهدات»‌ خود می گوید؛ حال یا به عنوان «خبر» (همانند درخواست هاشمی در افزایش فشار بر کشور و ابراز تمایل خاتمی برای سفر به اتریش) و یا به عنوان «تحلیل» (همچون نظر سفیر اتریش مبنی بر کاهش سطح فعالیت سیاسی هاشمی و خاتمی).


منبع این نوشته : منبع
خاتمی ,هاشمی ,اتریش ,گزارش ,ویکی ,سفیر ,مقامات آمریکایی ,سفیر اتریش ,موضوع تجاوز

و باز هم رسوایی

چند نکته‌ی تأسف بار از فایل صوتی دختر فائزه هاشمی با نیک آهنگ کوثر:

1- صمیمیت بالای کلامی مونا لاهوتی با نیک آهنگ کوثر اولین نکته‌ی قابل توجه بود.

2- نیک آهنک کوثر از خوردن شراب قبل از تماس می گوید، که مونا لاهوتی می گوید چقدر جالب چون «ما» هم امشب همین کار را کردیم!

3- لاهوتی از مجموعه اطلاعاتی که برای این ضد انقلاب خارج نشین ارسال کرده سخن می گوید و امنیت خط تلفن و اینترنت را جویا می شود.

4- دختر فائزه از شک خود به روابط شوهرش می گوید.

5- بحث میرسد به مفاسد اخلاقی، دختر فائزه می گوید: همه همین اند، همه، اونم که از خاتمی.

6- مونا لاهوتی از سوء ظن فائزه به اطلاعاتی بودن یکی از اعضای خانواده سخن می گوید (در فایل مشخص نیست دقیقا چه کسی منظور است).

7- نیک آهنگ می گوید مهدی برای همه‌ پرونده درست می کند برای روز مبادا، دختر فائزه تایید می کند.

8- نیک آهنگ آخرین پیام موسوی را «مسخره» ذکر می کند و مونا لاهوتی نیز در تأیید، آن را «خنده دار» می نامد.

#تسبیح #چادر #بیت_حاجاقا

فایل صوتی: telegram.me/GhadiriNetwork/766



منبع این نوشته : منبع
گوید ,لاهوتی ,فائزه ,مونا ,آهنگ ,دختر ,مونا لاهوتی ,دختر فائزه ,فایل صوتی ,آهنگ کوثر

مانور فتنه

بازی با ورق های یاشار سلطانی، آرش صادقی، محمد علی طاهری و محمد رضا نکونام تماما در حکم مانورهای آموزشی ای است که انتخابات 96 را نشانه رفته است. بخشی از قشر خاکستری با مدیریت ضد انقلاب داخل و خارج «فشار از پایین» را تمرین می کنند تا نوبت «چانه زنی از بالا» هم برسد. در این میان نیز متاسفانه قوه قضائیه کمترین درکی از مدیریت و اقناع افکار عمومی ندارد.



منبع این نوشته : منبع

عربستان و انتخابات 88

اماره های قطعی در تأیید افشاگری دبیر شورای نگهبان و وزیر وقت اطلاعات در خصوص کمک یک میلیارد دلاری ملک عبد الله به جنبش سبز برای براندزی در سال 88: yon.ir/m9hL

1- رویترز: کمک 27.5 میلیارد دلاری عربستان به صدام در جنگ تحمیلی yon.ir/f5L3

2- سردار سلیمانی: هزینه‌ی 2 میلیارد دلاری عربستان در عراق برای تضعیف تشیع yon.ir/z5q2 

3- نیوز مکس: دیدار محرمانه‌ی خاتمی با جرج سوروس و انجام معامله‌ی بزرگ در سال 85 yon.ir/JiY7

4- ویکی لیکس: درخواست آل سعود از آمریکا برای حمله‌ی نظامی به ایران با هزینه‌ی عربستان در سال 87 yon.ir/P0k2 - yon.ir/84k8

5- صادق خرازی: سفر قبل از انتخابات خاتمی به عربستان در بهار 88 و دیدار با ملک عبد الله در مزرعه‌ی خصوصی وی yon.ir/qzU8

6- الجزیره: کمک 50 میلیون دلاری محمود عباس به موسوی yon.ir/6Xgu - yon.ir/p3Wn

7- ویکی لیکس: هزینه‌ی یک میلیارد دلاری عربستان و کویت برای اثرگذاری بر انتخابات پارلمانی لبنان در سال 89 yon.ir/y4NE

8- ویکی لیکس: پرداخت 65 هزار پوند کمک هزینه‌ی تحصیل به فرزند مهاجرانی توسط عربستان yon.ir/9cm0 - yon.ir/U3nk


منبع این نوشته : منبع
عربستان ,دلاری ,هزینه‌ی ,میلیارد ,انتخابات ,ویکی ,میلیارد دلاری ,دلاری عربستان ,میلیارد دلاری عربستان

تأملی بر رخدادهای مهم امنیتی در یک سال منتهی به انتخابات 96

1- اعلام هیلاری کلینتون مبنی بر آموزش 5000 ایرانی برای براندازی yon.ir/AFw1

2- همایش گسترده‌ی منافقین در پاریس با حضور رئیس اسبق اطلاعات عربستان yon.ir/6uD7

3- تجهیز و اعزام تیم های تروریستی به کشور توسط عربستان yon.ir/8YF9

4- ابراز نگرانی کری از پیروز نشدن روحانی در انتخابات 96 yon.ir/q9Bi

5- حمایت رئیس CIA از روحانی yon.ir/uZ1z

6- ابراز امیدواری رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل از پیروزی روحانی در انتخابات yon.ir/95a2

7- حمایت رئیس سابق اطلاعات عربستان از تداوم برجام yon.ir/VKRl

8- حمایت نتانیاهو از تداوم برجام yon.ir/0DS2

9- انتصاب معاون سازمان اطلاعات امنیت آلمان به سمت سفارت در تهران yon.ir/ge0y

10- انتصاب رئیس بخش اطلاعات در اداره کل امنیت خارجی فرانسه به سمت سفارت در تهران yon.ir/BA59

11- انتصاب مأمور ارشد MI6 انگلیس به سمت سفارت در تهران yon.ir/3Bxu

12- حضور دو دیپلمات فرانسوی و انگلیسی در کردستان و عکس برداری از مراکز نظامی yon.ir/qgd3

13- موج سازی های مکرر ضد انقلاب و تمرین اتحاد و حضور به بهانه‌ی زندانیانی چون آرش صادقی و محمد علی طاهری yon.ir/gBa2

فتنه‌ی بزرگ تری در راه است...

منبع این نوشته : منبع
رئیس ,اطلاعات ,انتصاب ,سفارت ,تهران ,حمایت ,تداوم برجام ,حمایت رئیس ,اطلاعات عربستان

جستاری در باب اقتصاد مقاومتی

1- اقتصاد مقاومتی که دارای دو عنصر اصلی درون زایی (سرمایه گذاری بر منابع مادی و معنوی داخل) و برون گرایی (مد نظر قراردادن شرایط و معادلات جهانی) است، هدفش افزایش اقتدار سیاسی اقتصادی و نیز کاهش "وابستگی" به جهت کاهش آسیب پذیری در برابر انواع تحریم ها و نوسانات است، نه کاهش "پیوستگی" تجاری با دیگر کشورها. 

آنچه که از آن با عنوان ارکان و الزامات اقتصاد مقاومتی نام برده می شود، همچون تکیه بر مشارکت مردمی، نقش آفرینی شرکت های دانش بنیان، پرهیز از اسراف، مدیریت مصرف، تقویت تولید ملی، تمرکز بر منابع مالیاتی، اجتناب از خام فروشی نفت و غیره، اگر چه صحیح است اما مختص اقتصاد مقاومتی نیست و در اقتصادهای وابسته نیز این موارد به عنوان بدیهیات لازم الرعایه است. در واقع موارد مذکور ابتدائیات نه یک اقتصاد مقاوم که یک اقتصاد سالم و غیر بیمار است.


2- با این توضیح باید گفت ویژگی و شاخصه ی اصلی اقتصاد مقاومتی خودکفایی در کالاهای استراتژیک است و برای مصونیت از نوسانات طبیعی و نیز خلع ید دشمن نسبت به اهرم فشار اقتصادی، می بایست کالاهای استراتژیک که نبود آن موجب زوال و فروپاشی کشورها و وجودش موجب تدوام بقا، و تولیدش موجب برتری کشورها در معادلات نظام بین الملل می گردد در داخل تولید شود و یا حداقل ظرفیت تولید آن به فعلیت رسیده و آماده ی بهره برداری در موارد ضروری باشد. پس مقصود تولید همه ی کالاهای مورد نیاز که نه معقول و نه ممکن است، نیست.


3- ارزش کالاهای استراتژیک به زمان، مکان، موقعیت کشور و زمینه فعالیت بستگی دارد. چنانچه ارزش استراتژیک گاز و آب در زمستان به ترتیب افزایش و کاهش پیدا می کند.

با تعریف ارائه شده از کالاهای راهبردی، موارد آن را بدون قید حصر می توان چنین برشمرد:

مواد و مصالح: سیمان، فولاد، آلومینیوم، سنگ آهن

خوراک: آب، گندم، برنج، ذرت، سیب زمینی، کنجاله

حامل های انرژی: برق، نفت، گاز، بنزین

تسلیحات نظامی: موشک های بالستیک، پدافند موشکی

هسته ای: آب سنگین، غنی سازی

سایبر: مالکیت و مدیریت شبکه های اجتماعی و موتورهای جستجوگر

علوم: علوم پایه، علوم انسانی، نانو، هسته ای، مکانیک، هوا فضا

با بررسی موارد فوق می توان دریافت که آب، گندم، برق و بنزین را می توان در صدر کالاهای راهبردی دانست چرا که همیشه و همه جا ضرورتی حیاتی دارند.


4- مهمترین چالش در اقتصاد مقاومتی موضوع هزینه های مقاوم سازی و دست شستن از صرفه ی مالی مزیت های نسبی در تجارت است که این اختلاف نظر، به جهان بینی سیاسی دولت مردان و اهداف آنان بر می گردد.

در واقع تفاوت اندیشه ی اقتصادی با اندیشه راهبردی در این است که اندیشه ی اقتصادی تنها یکی از مؤلفه های اندیشه ی راهبردی است. چنانچه در اندیشه ی اقتصادی صرف، وجود ارتش ها و هزینه های گزاف مالی در تجهیز و تقویت آن، امری منفی تلقی می شود اما در اندیشه ی راهبردی، تقویت و تجهیز قوای نظامی بر هر چیز اولویت دارد چرا که به اذعان استراتژیست ها و تصریح رهبر معظم انقلاب اگر امنیت نباشد، هیچ چیز نیست.


5- با دقت در نام گذاری های سال از 78 تاکنون توسط رهبری و اختصاص بیشترین عناوین به موضوعات اقتصادی (7 مورد از مجموع 17 مورد) در می یابیم همزمان با فتنه ی تحریم ساز 88، نام گذاری 6 سال پیاپی به ترتیب ذیل به موضوعات اقتصادی معطوف گشت: "حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف" (88)، "همت مضاعف کار مضاعف" (89)، "جهاد اقتصادی" (90)، "تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ی ایرانى" (91)، "حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی" (92) و "اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی" (93).

این درحالی است که بررسی کلید واژه ی اقتصاد مقاومتی در مجموع گفتار و نوشتار ایشان از ابتدای سال 89 تا پایان 93 نشان می دهد، این واژه جمعا 16065 بار تکرار شده است که تعداد آن در سال 92 به تنهایی 7273 بوده است.

جالب توجه آنکه فارغ از این کمیت بی سابقه، کیفیت طرح آن نیز در خور توجه است به نحوی که این موضوع به عنوان سیاست کلی نظام ابلاغ گردید و از طرف دیگر شخصا هیچ موضوعی را در ذهن ندارم که معظم له تا این حد با ذکر جزئیات و حتی ارائه ی راه و روش اجرای آن، موضوع را ترسیم نموده باشند، به طوری که در حال حاضر تنها حلقه ی مفقوده ی عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی، اراده ی مسئولان است.


سیاست های کلی و ابلاغی اقتصاد مقاومتی: 

farsi.khamenei.ir/news-content?id=25370

ماهیت شناسی اقتصاد مقاومتی و پاسخ به شبهات در این خصوص: 

farsi.khamenei.ir/speech-content?id=26023

نمودار جامع تلفیقی از مجموعه بیانات در خصوص اقتصاد مقاومتی در دو فصل "ارکان" و "سیاست های کلی":

 farsi.khamenei.ir/roadmap-content?id=29691


منبع این نوشته : منبع
اقتصاد ,مقاومتی ,اقتصادی ,کالاهای ,تولید ,موارد ,اقتصاد مقاومتی ,کالاهای استراتژیک ,farsi khamenei ,موضوعات اقتصادی

الیگارشی زر اندوزان

با وجود آنکه همه از آقایان نعمت زاده و قاضی زاده هاشمی به عنوان وزرای 1000 میلیاردی دولت یاد می کنند، می دانید چرا این دو وزیر، خلاف نص قانون رسیدگی به اموال مسئولان کشور، از اعلام اموال خود به قوه قضائیه استنکاف می کنند؟

پاسخ را در این سه گزاره باید یافت:

1- رقم 1000 میلیارد، تخمین محض است و چه بسا اگر این دو وزیر، اموال خود را معرفی نمایند، رقم چند ده و بلکه چند صد میلیارد تومان افزون بر 1000 میلیارد گردد.

2- مرحله ی بعد از معرفی اموال، طبیعتا پاسخ به پرسش «از کجا آورده ای؟» است که تا لیست دارایی ها ارائه نگردد، نوبت پاسخ به پرسش مذکور نیز نمی رسد.

3- آخر آنکه دولت سرمایه سالار یازدهم ترجیح می دهد، نگاه ها معطوف به این دو وزیر بماند و متوجه دیگران افراد کابینه نشود و گرنه کدام یک از آقایان روحانی، جهانگیری، نهاوندیان، آخوندی، نوبخت، ترکان، صالحی امیری، جنتی و نجفی میلیاردر نیستند؟!


منبع این نوشته : منبع
اموال

ظرایف الحیل!

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه در واکنش به انتشار متن سخنان ظریف در کمیسیون امنیت ملی و تصدیق آن توسط نمایندگان گفته: «انتشار این سخنان -که وزارت امور خارجه به دلایلی کاملا روشن قادر به تایید صحت و سقم آن‌ها یا ارائه توضیحات بیشتر نیست- گرا دادن و اطلاع رسانی به آمریکا از تاکتیک‌های مذاکراتی کشور است... وزارت امور خارجه از عدم پایبندی مدعیان اخلاق و تدین به موازین قانونی جلسات محرمانه و نادیده انگاشتن و ذبح مصالح ملی و امنیتی کشور به پای مطامع شخصی و جناحی بسیار متاسف است و از این پس مجبور است برای افشاء نشدن تاکتیک‌های مذاکراتی و تصمیمات استراتژیک و حساس ملت و نظام، در نحوه و شکل برگزاری چنین نشست‌هایی دقت بیشتری کند».

در این رابطه گفتنی هایی است:

1- رسم دیرین رسوا شدگان است که به جای ابراز شرمشاری، با فرار به جلو، عاملان آگاهی ملت و رسوایی خویش را محکوم به بی اخلاقی می کنند.

2- تقبیح انتشار سخنان ظریف درحالی از سوی وزارت خارجه صورت می گیرد که این وزرات خانه پیش تر در اقدامی «خلاف اخلاق و تدین» آن را تکذیب کرده بود!

3- کدام «عقل سلیمی» حکم کرده که اعتراف به اشتباه خود و خدعه‌ی دشمن، خلاف منافع ملی است اما پنهان کردن آن و بزک نمودن آمریکا مطابق منافع کشور است؟!

4- اتهام «ذبح مصالح ملی و امنیتی کشور به پای مطامع شخصی و جناحی» در حالی نثار منتقدان شده که آقای ظریف، به عنوان متولی دستگاه سیاست خارجی کشور، ید طولایی در درد و دل های بی سابقه‌ی جناحی با اجنبی دارد. از اعلام خطر از روی کارآمدن افراطیون (اصولگرایان) به البرادعی در زمان تصدی سفارت ایران در سازمان ملل، تا هشدار نسبت به عواقب روی کارآمدن دلواپسان در همین دوران وزارت.

همچنان که سخنگوی وزارت خارجه نیز اخیرا با اهانت به دلواپسان بیان داشت هر چه از این افراد کمتر باشند، به نفع کشور است!

5- ادعای مضحک «گرا دادن و اطلاع رسانی به آمریکا از تاکتیک‌های مذاکراتی کشور» در حالی مطرح می شود که آنچه ظریف مطرح کرده چیزی جز شرح ما وقع از گفتگوهای خود با کری نیست! بنابراین چگونه ممکن است چیزی را که آمریکایی ها خود بهتر می دانند، به آنان گرا داد!

ضمن آنکه اگر افشای بدعهدی آمریکا «گرا دادن» است، اعلام اینکه «آمریکا با یک بمب کل سیستم دفاعی ما را می تواند نابود کند» چیست؟!

6- خرج کردن از واژه‌ی «تاکتیک مذاکراتی» برای اشتباه فاحش اعتماد به قول و قرارهای شفاهی با کری، جالب و البته کاملا بلاوجه است! 

7- جالب تر آنکه نتیجه گیری پایانی این فرار به جلو این شده که سخنگوی وزارت خارجه برای عدم پاسخگویی به مجلس چنین خط و نشان بکشد و اظهار نماید «وزارت امور خارجه از این پس مجبور است برای افشاء نشدن تاکتیک‌های مذاکراتی و تصمیمات استراتژیک و حساس ملت و نظام، در نحوه و شکل برگزاری چنین نشست‌هایی دقت بیشتری کند».

8- با توجه به تجربه‌ی تعلیق فعالیت های هسته ای در دولت اصلاحات و خلف وعده‌ی البرادعی در تعریف واژه‌ی «تعلیق»، خوب است آقای ظریف توضیح دهد اعتماد به قول و قرارهای شفاهی دشمن، مبتنی بر کدام مکتب دیپلماسی و «تاکتیک مذاکراتی»  بوده است؟

مبتنی بر «سیاست» که نیست، چون هیچ عقل سلیمی اعتماد به قول شفاهی دشمن را نمی پذیرد.

مبتنی بر «رفاقت» هم نمی تواند باشد زیرا آنچنان که آقای عراقچی شرح داده: «ظریف در طول مذاکرات بسیار عصبانی بود و تند صحبت می کرد. به جرات می گویم دو یا سه بار نگران گل آویز شدن دکتر ظریف با طرف غربی بودیم و یک بار مجبور شدیم دخالت کنیم. ممکن بود ایشان و طرف غربی تو گوش یکدیگر بزنند و سعی می کردیم مسیر مباحث را عوض کنیم. گاهی هم نیم خیز می شدیم که اگر دکتر ظرف گل اویز شد من و آقای روانچی مانع شویم».

9- اگرچه اعتراف به اشتباه و پذیرش مسئولیت اقدامی مثبت است اما ملزوماتی دارد، از جمله اعلان عمومی، استعفا و پس دادن سکه های اهدایی به قهرمانان هسته ای، نه تکذیب و تقبیح افشای آن؛ که در این صورت برای این «اعتراف یواشکی» تحلیلی جز فریب و فرار از استیضاح نمی توان قائل شد.


منبع این نوشته : منبع
وزارت ,خارجه ,کشور ,ظریف ,آقای ,تاکتیک‌های ,تاکتیک‌های مذاکراتی ,وزارت خارجه ,سخنگوی وزارت ,امور خارجه ,برگزاری چنین ,سخنگوی وزارت خارجه ,نشدن

شاه نعمت الله ولی، پیش گویی ها و فرقه‌ی دراویش گنابادی

 نام فرقه دراویش گنابادی به اعتبار خاستگاه شان، گناباد (واقع در خراسان رضوی) "گنابادی" و به اعتبار مراد و قطبشان جناب شاه نعمت الله ولی، "نعمت اللهی" است. شاه نعمت الله همان کسی است که حافظ در وصف او گفته: "آنان که خاک را به هنر کیمیا کنند، آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند".

آنچه اکنون همه شاه نعمت الله را به آن می شناسند پیشگویی های بسیار دقیقی است که بسیاری از آن به وقوع پیوسته از جمله بخش مربوط به انقلاب اسلامی ایران و بر پایی دولت مقدمه ساز ظهور.


بعد از او شاهی از میان برود-عالِمی چون نگار می بینم

سیدی را ز نسل آل رسول-نام او، برقرار می بینم

پیشوای تمام دانایی-رهبری با وقار می بینم

متصف بر صفات سلطانیست-لیک درویش وار می بینم

رهنما و امام هفت اقلیم-نام او را شعار می بینم

همچو مولا جلال الدین مولا-شمس تبریز وار می بینم


جالب آنکه جناب شاه نعمت الله مدح و ثنای خود را نسبت به رهبر انقلاب ایران و حکومت برپا شده ی او به وفور نثار می کند و این در حالی است که این سؤال از قطب ضد انقلاب فرقه، نور علی تابنده (مجذوب علیشاه!)، و پیروانش مطرح است که چگونه خود را نعمت اللهی و مرید شاه نعمت الله ولی می دانند اما با آنچه شاه نعمت الله از آن به احترام یاد کرده اینچنین زاویه دارند؟ البته فرقه ی دراویش گنابادی نعمت اللهی برای رهایی از این تضاد دست به تحریف اشعار آن بزرگ مرد عارف زده، غافل از اینکه نسخه ی خطی دیوان او که در 1274 هجری قمری استنساخ شده، در سازمان اسناد و کتابخانه ملی به شماره بازیابی 5-16921 قابل ملاحظه است. به انضمام اینکه قدیمی ترین نسخه ی خطی دیوان شاه نعمت الله ولی که مربوط به دوره صفویه است، در ماهان کرمان نگهداری می شود که ابیات ذیل برگرفته از آن است و نگارنده آن را از وبلاگ دکتر حمید رضا طالقانی دریافت کرده است:


قدرت کردگار می بینم-حالت روزگار می بینم

از نجوم این سخن نمی گویم-بلکه از کردگار می بینم

از سلاطین گردش دوران-یک به یک را سوار می بینم

هر یکی را به مثل ذره نور-پرتوی آشکار می بینم

 از بزرگی و رفعت ایشان-صفوی برقرار می بینم

آخر پادشاهی صفوی-یک حسینی به کار می بینم

نادری در جهان شود پیدا-قامتش استوار می بینم

آخر عهد نوجوانی او-قتل او آشکار می بینم

شهر تبریز را چو کوفه کنند-شهر طهران قرار می بینم

بعد از آن دیگری  فنا گردد-شاه دیگر به کارمی بینم

که محمد به نام او باشد-تیغ او آبدار می بینم

چارده سال پادشاهی او-دولتش کامکار می بینم

سال کز مرغ می شود پیدا-مرگ او آشکار می بینم

ناصر الدین به نصرت دوران-چار ده هشت سال می بینم

از شهنشاه ناصر الدین شاه-شیونی بیم دار می بینم

روز جمعه ز شهر ذیقعده-تن او در مزار می بینم

 بعد از آن شه مظفر الدین را-شاهیِش ناگوار می بینم

چارشنبه ز شهر ذیقعده-مرگ او آشکار می بینم

از الف تا به دال می گویم-شاه و شاهی فکارمی بینم

درخراسان و مصر و شام وعراق-فتنه و کارزار می بینم

جنگ و آشوب و فتنه ی بسیار-در یمین و یسار می بینم

غارت و قتل لشکر بسیار-در میان و کنار می بینم

شه چو بیرون رود ز جاگاهش-شاه دیگر بکارمی بینم

چون فریدون به تخت بنشیند-نوکرانش قطار می بینم

متصف بر صفات سلطان است-لیک من گرگ وار می بینم

دائم اسبش به زیر زین طلا-کمتر آن را سوار می بینم

عدل و انصاف در زمانه ی او-همچو هیمه به نار می بینم

علمای زمان او دائم-همه را تار ومارمی بینم

هست فصل حجاب در عهدش-فصل را بی اعتبارمی بینم

جنگ سختی شود تمام جهان-کوه و صحرا فکار می بینم

کار و بار زمانه وارونه-قحط و هم ننگ و عار می بینم

پسرش چون به تخت بنشیند-بوالعجب روزگار می بینم

نوجوانی به سان سرو بلند-رستمش بنده وار می بینم

در امور شهی است بی تدبیر-لیکنش بخت یار می بینم

بس فرومایگان بی حاصل-حامل کار و بار می بینم

مذهب و دین ضعیف می یابم-مُبتدع افتخارمی بینم

ظلم پنهان، خیانت و تزویر-بر اعاظم شعار می بینم

ظلمت ظلم ظالمان دیار-بی حد و بی شمار می بینم

ماه را رو سیاه می یابم-مهر را دل فکار می بینم

دولت مرد و زن رود به فنا-حال مردم فکار می بینم

غارت و قتل مردم ایران-دست خارج به کار می بینم

کهنه رندی به کار اهرمنی-اندر این روزگار می بینم

دور او هم تمام خواهد شد-لشکری را سوار می بینم

شور و غوغای دین شود پیدا-سر به سر کارزار می بینم

قصه ای بس غریب می شنوم-غصه ای در دیار می بینم

جنگ و آشوب و فتنه ی بسیار-نام او زشت و خوار می بینم

کم ز چل چون که پادشاهی کرد-سلطه اش تار و مار می بینم

غم مخور زانکه من در این تشویش-خرمیّ وصل یار می بینم          

بعد از او شاهی از میان برود-عالمی چون نگار می بینم

سیدی را ز نسل آل رسول-نام او، برقرار می بینم

پیشوای تمام دانایی-رهبری با وقار می بینم

متصف بر صفات سلطانیست-لیک درویش وار می بینم

رهنما و امام هفت اقلیم-نام او را شعار می بینم

همچو مولا جلال الدین مولا-شمس تبریز وار می بینم

بندگان جناب حضرت او-سر بسر تاجدار می بینم  

گوهر شب چراغ بهر کمال-آن دُرِ شاهوار می بینم

هر کجا رو نهد به فضل الاه-دشمنش خاکسارمی بینم

با کرامات و جامع آداب-آصف روزگار می بینم

تا چهل سال ای برادر من-دوره ی شهریار می بینم

بعد از آن خود امام خواهد بود-که جهان را مدار می بینم

صورت و سیرتش چو پیغمبر-علم و حلمش شعار می بینم

قائم شرع آل پیغمبر-به جهان آشکار می بینم

میم و حا، میم و دال می خوانند-نام آن نامدار می بینم

از کمربند آن سپهر وقار-تیغ چون ذوالفقار می بینم

جنگ سختی شود تمام جهان-کوه و صحرا  فکار می بینم  

مردمان جهان ز انس و پری-همه را در فرار می بینم

مر مسیح از سما فرود آید-گور دجال زار می بینم

رنگ یک چشم او به رنگ کبود-خری بر خر سوار می بینم

هر قدم از خرش بود میلی-دورگردون غبارمی بینم

آل سفیان تمام کشته شوند-با هزاران سوار می بینم   

مهدی وقت و عیسی دوران-هر دو را شهسوار می بینم

دین و دنیا از او شود معمور-خلق از او، بخت یار می بینم

مسکنش شهر کوفه خواهد بود-دولتش پایدار می بینم

هفت باشد وزیر سلطانم-همه را کامکار می بینم

زینت شرع و رونق اسلام-محکم و استوار می بینم

عاصیان از امام معصومم-خجل و شرمسار می بینم

گرگ با میش، شیر با آهو-در چرا، برقرار می بینم

نه درودی به خود همی گویم-بلکه از سرّ یار می گویم

نعمت الله نشسته در کنجی-همه را در کنار می بینم


نسخه‌ی دیگر همین قصیده از سایت گنجور: ganjoor.net/shahnematollah/ghasidesh/sh21


منبع این نوشته : منبع
بینم ,الله ,تمام ,جهان ,الدین ,سوار ,نعمت الله ,دراویش گنابادی ,نعمت اللهی ,بینم متصف ,جلال الدین ,تمام دانایی رهبری

راهبرد سیاسی امنیتی ایران و آمریکا در جنوب غرب آسیا

قدرت ملی و امنیت ملی دو روی یک سکه و دارای نسبت مستقیمی هستند، به طوری که قدرت ملی میسر نمی گردد مگر با وجود امنیت ملی و امنیت ملی پایدار نمی ماند مگر به پشتوانه ی قدرت ملی.

از این روی برای تشخیص مناسبات و راهبرد امنیتی ایران در خاورمیانه می بایست از یک سو به منابع قدرت مادی و معنوی خود (فرصت ها) توجه داشت و از سوی دیگر به منابع قدرت دشمن (تهدیدات) نگریست. آنگاه است که با تشخیص نقاط تهدید-فرصت خط و راهبرد سیاسی امنیتی کشور خود به خود نمایان می گردد.

اگر چه "تهدیدات" جمهوری اسلامی به سان فرصت های آن گسترده ای وسیع دارد به نحوی که از مقسم "مرز" به داخلی و خارجی و از مقسم "ماهیت" به سیاسی، فرهنگی، بهداشتی، اقتصادی و نظامی تقسیم می شود و از این روی بیان راهبرد جامع نیاز به بازشناسی مبسوط تمام عناصر مذکور دارد، اما جای اشکال نیست اگر به صورت موردی به بررسی راهبردهای سیاسی نظامی آمریکا در خاورمیانه پرداخته و رویکرد متقابل ایران را متقابلا بررسی نماییم.

شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه که کاندولیزا رایس، وزیر خارجه بوش پسر، آن را درد زایمان خاورمیانه ی جدید نامید، آغازی بود بر پایان استراتژی جنگ مستقیم و زمینی محور آمریکایی-اسرائیلی که مسبوق بود به تجربیات جنگ ناکام افغانستان (حمله در 2001) و عراق (حمله در 2003) و لطمات سنگین به اقتصاد و حیثیت آمریکا در این دو جنگ؛ تجربیاتی که بازنگری کاخ سفید را در تغییر رویکرد و راهبرد خاورمیانه ای اش سبب شد. به طوری که اکنون از یک طرف جنگ نیابتی، جایگزین رویارویی مستقیم شده و از طرف دیگر حضور پیاده نظام از دستور کار خارج شده و نیروی هوایی جایگزین نیروی زمینی گشته است.

شاهد مثال هر دو مورد آنکه آمریکای پیشدار در تهاجمات نظامی، با وجود اعلام جنگ به دولت سوریه، در دقیقه ی 90 با واسطه قرار دادن روسیه و پیش کشیدن طرح خلع سلاح شیمیایی پا را از معرکه ی درگیری مستقیم پس کشید و مدیریت میدانی جنگ را به هم پیمانان منطقه ای خود _ترکیه و عربستان_ واگذار نمود و اکنون هم که در قالب ائتلاف ضد داعش به دخالت پرداخته، ضمن تأکیدی چندباره بر عدم دخیل نمودن نیروی زمینی، تنها جنگنده ها و پهپادهای خود را وارد نبرد کرده است. البته پیداست که آمریکا سعی دارد با یکی به نعل و یکی به میخ زدن در جنگ و هدف قرار دادن نیروهای داعش از یک سو و انهدام زیر ساخت های سوریه از سوی دیگر، همزمان به فرسایش داعش و سوریه پرداخته و ضمن تقویت ارتش آزاد، این جریان وابسته را وارث نهایی درگیری های سوریه سازد.

اما سوال اینجاست که چه چیزی موجب شد آمریکا از نقش تدارک چی سیاسی و رسانه ای، به ایجاد کننده ی ائتلاف نظامی علیه داعش _و در واقع داعش و اسد_ برسد؟

بی تردید پاسخ به فرمول "موج و صخره" _اگر موج صخره را در هم نکوبد لاجرم به عقب بازگشت می کند_ و نقش مقاومت منطقه با محوریت ایران باز می گردد. به نحوی که با فرسایشی شدن جنگ سوریه و افزایش احتمال بازگشت عناصر اروپایی داعش به کشورهای خود، آمریکا و اروپا خود را ناچار به مقابله با داعش دیدند و إن لا در صورت پیشروی و پیروزی داعش، چنین تهدیدی (عقب نشینی و بازگشت) برای غرب به وجود نمی آمد.

نکته ی دیگر در راهبرد خاورمیانه ای واشنگتن آنکه آمریکا بر خلاف رویه ی گذشته اش که با تغییر یا تثبیت رأس هرم قدرت در کشورهای هدف، منافع خود را دنبال می نمود، چند سالی است که با سرمایه گذاری بر روی قاعده ی هرم، به تنیدن بافت های اجتماعی مشغول است تا از این طریق کشور هدف را به صورت پایدار و بنیادین در جبهه ی مطلوب نگه دارد و این درسی است که شاید از سرنگونی بن علی (تونس)، علی عبد الله صالح (یمن) و حسنی مبارک (مصر) گرفته باشد. این در حالی است که ایران از ابتدا به همین شیوه به افزایش نفوذ خود و ارتقای گروه ها و نهضت های هماهنگ با خود می پرداخت و اینگونه بود که با اتکا به قرابت ایدئولوژیک _اعم از دینی یا سیاسی_ به سرمایه گذاری بر روی حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، حزب الله در لبنان، سپاه بدر، سپاه صدر، مجلس اعلا و حزب الدعوه در عراق، ائتلاف شمال در افغانستان، انصار الله در یمن و جمعیت الوفاق در بحرین پرداخت تا اینگونه با هزینه‌ی کمتر و حضوری کم رنگ تر، نتایج پایدار تری به دست آورد. کما اینکه ایران به جز پیروزی در تحمیل شکست به پروژه ی سرنگونی نظام سوریه و با پیروزی 89 درصدی اسد در مشارکتی 74 درصدی در انتخابات، از پیروزی های اخیر جبهه ی مقاومت در برابر آمریکا و عربستان رونمایی کرده که عبارتند از پیروزی گروه های ضد آمریکایی در عراق به نحوی که از 328 کرسی پارلمان حداقل 250 کرسی آن در اختیار گروه های مبارز است، به ریاست اجرایی (نخست وزیری) رسیدن _رساندن_ عبد الله عبد الله در افغانستان با پشتوانه ی آراء  نیمی از مردم، پیروزی مقاومت فلسطین در جنگ 50 روزه و در نهایت توفق مقاومت یمن بر دولت و تحقق خواسته های انصار الله در تغییر و تعیین نخست وزیر بر اساس توافق نامه ی مصوب با دولت.

جمع بندی آنکه طرح آمریکایی تجزیه و تصرف نظامی خاورمیانه، یکبار و اول بار با حمله ی آمریکا و ناتو به همسایه ی شرقی ایران در 2001 و متعاقب آن و پیرو ماجرای 11 سپتامبر تهاجم آمریکا و انگلیس به همسایه ی غربی ایران در 2003 کلید خورد که با زمین گیر شدن آمریکا در این کشورها و مدیریت سیاسی-امنیتی ایران، آمریکا با تلفات بسیار و زائل شدن حیثیت نظامی و سیاسی به دلیل مطرح شدن مسائلی چون شکنجه گاه ابو غریب و با صرف 3000 میلیارد دلار هزینه ی بی حاصل که بحران اقتصادی آمریکا را رقم زد، بدون داشتن حتی یک پایگاه نظامی و در حالی که بعثی ها ساقط شده و شیعیان طرفدار ایران قدرت را در دست گرفتند، ناگزیر به خروج از عراق شدند.

اما در خیز دوم در 2006، جنگ 33 روزه با عاملیت اسرائیل و مدیریت آمریکا کلید زده شد تا در صورت پیروزی اسرائیل و شکست و نابودی حزب الله، نوبت به دیگر موانع حمله به ایران (سوریه و مقاومت فلسطین) رسیده و در نهایت با انهدام ایران، رویای آمریکایی خاورمیانه بزرگ یا در ترجمان عبری اش، رویای نیل تا فرات، محقق گردد که چنین نشد. 

این بار نیز همان پروژه با یک تغییر راهبرد، توسط گروه بزرگی از تکفیری ها در شام در جریان است با چند تفاوت: 1- به جای دولت، یک جریان مذهبی اجتماعی عامل جنگ است 2- ماهیت این جنگ به خلاف گذشته یک جنگ داخلی جهان اسلام است 2- بر اساس ظاهر سازی صورت گرفته، آمریکا و اسرائیل ردی در آتش افروزی از خود بر جای نگذاشته اند و حتی اعلام می دارند آنان نیز از ناحیه ی داعش مورد تهدید اند 3- نقش آمریکا یک نقش پشتوانه ای بوده و حتی در مدیریت میدانی آن نیز با دولت های مرتجع منطقه می باشد 4- حضور فعلی و آتی آمریکا در این نبرد بدون استفاده از نیروی زمینی است و 5- این حضور هوایی نیز به صورت جمعی و اصطلاحا ائتلافی است و بر خلاف جنگ 2003 و 2006 فعلا از سوی آمریکا تک روی ای در آن دیده نشده است.


منبع این نوشته : منبع
آمریکا ,داعش ,پیروزی ,قدرت ,سیاسی ,صورت ,سیاسی امنیتی ,سرمایه گذاری ,انصار الله ,مقاومت فلسطین ,مدیریت میدانی ,راهبرد سیاسی امنیتی

مهمترین مباحث مطرح شده در کمیسیون بررسی برجام توسط دکتر جلیلی

جلیلی: مذاکره برای داد و ستد است. باید دید در مقابل امتیازاتی که دادیم در تحریم و قطعنامه ها چه گرفتیم.

در حوزه تحریم، ستانده ما توقف برخی تحریمها با امکان بازگشت فوری آنهاست.

غرب میگوید مسیر رسیدن به بمب را مسدود کردیم، اما در مقابل مسیر بازگشت تحریم باز است. این یعنی عدم توازن.

ضمیمه 5 برجام می گوید قوانین تحریمی اروپا فقط تعلیق شده و برخی حتی تا 8 سال دیگر تعلیق هم نمیشود.

طبق برجام، تحریم دانشگاه شریف، بهشتی و مالکاشتر تا 8 سال دیگر باقی بوده و پس از آن تنها تعلیق خواهد شد.

طبق برجام، بانک سپه، ملی، صادرات، انصار و مهر تا 8 سال دیگر باقی بوده و پس از آن تنها تعلیق خواهد شد.

اروپا قانون تحریم سویفت را تا 8 سال دیگر تعلیق هم نخواهد کرد.

برخی کارشناسان معتقدند تحریم سویفت پس از 8 سال هم تعلیق نخواهد شد.

طبق برجام، تحریم ریاست جمهوری، سازمان فضایی، سپاه، وزارت دفاع و پدافندغیرعامل تا 8 سال دیگر باقی بوده و پس از آن تنها تعلیق خواهد شد.

ساختار تحریم اروپا باقی مانده و تنها برخی تعلیق میشود. در مواردی بعد از 8 سال، قوانین تعلیق هم نمیشود.

تحریم امریکا حتی تعلیق هم نشده و تنها به صورت موقت، متوقف خواهد شد.

تحریم های اولیه، ایالتی و غیرهستهای باقی می ماند.

امریکا فقط متعهد به توقف موقت فرمان اجرایی رییس جمهور آن هم در صورتی که ثانویه و اقتصادی باشد شده است.

مطابق برجام، دولت آمریکا پس از 8 سال صرفا تعلیق تحریمها در کنگره را پیگیری خواهد کرد.

مطابق برجام، امریکا در قبال قانونی که بانک مرکزی را تحریم کرده بود تعهدی نداده است.

تحریم تراکنش و انتقالات دلاری کماکان برای اتباع و بانک ها باقی میماند. در این باره آمریکا تعهدی نداده است.

تحریم تراکنش نفتی مشمول لغو تحریم امریکا نخواهد شد.

مطابق برجام تحریم های اولیه هیچگاه لغو یا تعلیق نخواهد شد. یعنی شرکت های امریکایی تجارت کننده با ایران همیشه مشمول تحریم هستند.

دامنه تحریم های ثانویه بسیار محدود است، اگر شرکتی در امارات حداقل 50% سهامش در اختیار یک آمریکایی باشد باز هم تحریم هایش لغو نمی شود و تحریم اولیه محسوب می شود.

بر اساس قطعنامه 2231 تحریمهای موشکی، تسلیحاتی و اشاعه ای باقی می ماند.

قطعنامه 2231  قطعانمه میگوید، قطعنامه های قبل ملغی است اما در صورت اعتراض اعضا، تا 30 روز باید یک قطعنامه تصویب شود که آیا لغو تحریم ها ادامه دار باشد یا نه؟

در ژنو گفتند تمام تحریم ها برداشته شود، در لوزان تحریم های کمتری توافق شد اما در وین، تحریم های مالی و اقتصادی هم با یک اعتراض بازمیگردد.

دو ستانده، یکی تحریم و دومی بحث قطعنامه های شورای امنیت و خروج از بند41 بود، اما اکنون حداقل تا 10 سال در دستور کار شورای امنیت هستیم.

در 10 بخش از قطعنامه 2231 تصریح شده است که ایران ذیل بند 41 فصل 7 باقی می ماند.

میگویند برای خروج از بند 41 باید به همان بند استناد شود اما 8 مورد ناظر به الزامات ایران است، از جمله محدودیت های موشکی.

مطابق قطعنامه 2231 پس از ده سال پرونده ایران close نمیشود بلکه conclude می شود. پس راه برای بهانه گیری پس از ده سال هم باز است.

قطعنامه می گوید باید با درخواست های آژانس به طور کامل همکاری کنید. این یعنی انتظارات نا به جای آژانس هم باید عملیاتی شود.

خانم شرمن پس توافق گفت 5 عضو شورا خواستار تمدید 5 ساله قطعنامه خواهند شد. این یعنی محمدودیت ها 15 ساله است.

مطابق بند 27 قطعنامه، تکالیف برجام فقط مخصوص ایران است، یعنی ایران پذیرفته استثناء باشد و حقوق کمتر و تکالیف بیشتری را بپذیرد.

نرم افزار شرکت سویفت مشمول تحریم های اولیه امریکا است که پس از 8 سال هم لغو و یا حتی تعلیق هم نخواهد شد.

حتی وعده لغو جامع تحریمها در توافق ژنو هم امروز تخصیص خورده است.

پزشکیان: اگر به مسیر قبل ادامه میدادیم با وجود تحریم وضعیت اقتصادی ما چه میشد!؟

جلیلی: مگر اکنون که مذاکره کردیم همه تحریمها لغو شد!؟

همه حرف این است که ما هم اهرم فشار داریم، باید طوری رفتار میشد که به واسطه آن طرف مقابل وادار به تنازل بشود.

فراموش نمیکنیم که وزیر خارجه امریکا گفت در حالی توافق کردیم که گزینه دیگری نداشتیم.

در ژنو هم قبول کردند در مقابل تنازل ایران 4 میلیارد بپردازند، اما در مقابل با کاهش قیمت نفت 36 میلیارد ضرر زدند.

عسکری، ریس سابق کمیته هسته ای شورای عالی امنیت ملی: ایران ذیل فصل هفتم نبوده که اکنون بیرون آمده باشد.

باقری: کسی نمیگوید چرا توافق شد، بحث این است که چرا این همه امتیاز داده اید، و حالا که اینطور شده، چرا همه مطالبات را نگرفته اید.

باقری: کسی مخالف مذاکره نیست، اما اگر قرار بود موارد مندرج در قطعنامه ها را اجرا کنیم، دیگر چه نیازی به این همه مذاکره بود.

جلیلی: در دولت یازدهم عضو شورای عالی هستهای نبوده ام.

ابوترابی: اگر مکانیزمماشه نبود بهتر بود ولی تیم مذاکره کننده بررسی کرد و به نتیجه رسید که چاره دیگری نیست.

جلیلی: نتیجه لغو مشروط قطعنامه های شورای امنیت این است که غرب ساز و کاری پیدا خواهد کرد برای کنترل و مهار ایران.

عسکری: قطعنامه 2231 میگوید مفاد قطعنامه های قبل را لغو مشروط میکند، نه خود قطعنامه ها را.

بروجردی: نتیجه طرح این بحث شما در شورایعالی چه شد؟

جلیلی: پاسخ قانع کننده ای به این نقدها دریافت نکردم وگرنه این انتقادات را مطرح نمیکردم.

اگر متوجه شوم بخشی از انتقادات غلط است، قطعا دیگر مطرح نمیکنم، لجاجت که نداریم! مساله این است که پاسخ قانع کننده ای نشنیدم.

بروجردی: این بحث را در شورای عالی هم مطرح کردید، نتیجه چه شد!؟

جلیلی: قرار بود این را از آقای شمخانی بپرسید، چرا آنجا نپرسیدید و امروز از بنده می پرسید!؟

دو سال سکوت رسانه ای کردم تا شایبه شخصی بودن و سیاسی بودن انتقادات مطرح نشود.

اگر امروز نقدی مطرح میشود برای آن است که در این شرایط انقلاب اسلامی بتواند مسیرش را مقتدرتر به پیش ببرد.

حق غنی سازی نه در مسقط، نه در ژنو و نه در وین، نه در دوره قبل و نه این دوره، توسط امریکا برسمیت شناخته نشده است.

عسکری: از 4 سند در برجام صحبت شده است که تنها 2 سند آن رونمایی شده و اسناد دیگر مخفی مانده است.


منبع این نوشته : منبع
تحریم ,قطعنامه ,تعلیق ,باقی ,امریکا ,جلیلی ,قطعنامه 2231 ,شورای عالی ,شورای امنیت ,تنها تعلیق ,تعلیق خواهد ,تنها تعلیق خواهد

واکاوی چهار نقطه عطف برجسته ی تاریخ معاصر در نظام بین الملل

وقتی سخن از پیچ بزرگ تاریخی به میان می آید، اذهان متوجه گردنه ای می شود که عبور موفق یا ناموفق از آن، شرایط را به کلی دگرگون کرده یا از دگرگونی های اساسی جلوگیری می نماید. شاید طی سه دهه ی گذشته بتوان سه پیچ سرنوشت ساز جهان را که بازی با حاصل جمع صفر و به تعبیر دیگر به سود یک جبهه و به ضرر جبهه ی دیگری است، به این شرح نام برد:

1- پیروزی انقلاب اسلامی ایران (1357)

2- فروپاشی شوروی (1370)

3- پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه (1385) که فاز اول اجرای طرح خاورمیانه ی جدید بود

4- پیروزی محور مقاومت در سوریه و حلب (1395) که فاز دوم اجرای طرح خاورمیانه ی جدید است

سوال این است که در اوایل دهه ی چهارم انقلاب و دهه ی دوم قرن 21م چه شرایطی در حال وقوع است و نسبت شرایط فعلی با موقعیت ایران چیست؟

در شرایطی که دشمن به موازات تهاجم فرهنگی، بر تحریم ها و مسائل اقتصادی تمرکز ویژه کرده و در صدد است تا دولت و ملت را به زانو در آورد، مختصاتی برای شرایط سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی کشورهای مخالف جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که گذر زمان را به ضرر آنان و به نفع ما قرار می دهد. به عبارت دیگر در شرایطی که

1- تعداد صفرهای بدهی های داخلی و خارجی دولت آمریکا (به عنوان ستون خیمه ی استکبار و فرمانده جبهه ی دشمنی با ایران) از شمارش خارج شده

2- صادرات چین به ارزش 2.2 تریلیون دلار بر آمریکا به ارزش 1.5 تریلیون دلار پیشی گرفته

3- نارضایتی های مردمی در آمریکا و مشکلات و معضلات فرهنگی اجتماعی بیش از گذشته سر باز کرده و خشونت آشکار و عیان حاکمیت را به نمایش گذاشته

4- حکام مرتجع و وابسته به غرب در جهان اسلام (تونس، مصر، لیبی و یمن) سرنگون گشته اند

5- جنگ پنهانی میان نوادگان آل سعود برقرار است و آینده ی حکومت سعودی را با بحران مواجه کرده 

6- پایه های حکومت بحرین بر آتش زیر خاکستر قرار دارد و مردم مترصد فرصت سرنگونی رژیم آل خلیفه هستند

7- گروه های اسلامی اطراف اسرائیل به مرور مسلح تر گشته و دولت فلسطین هر روز اعتبار بین المللی بیشتری کسب می کند و اسرائیل در میان دوستان خود نیز منزوی گردیده

8- قدرت نظامی و خصوصا موشکی ایران به پشتوانه ی بالاترین ضریب رشد علمی در جهان، به صورت تصاعدی رشد می کند

9- روسیه به عنوان حریفی قدر رسماً رو در روی آمریکا قرار گرفته و شمارش معکوس جنگ آغاز شده

10- اتحادیه ی اروپا بیش از پیش به مرز فروپاشی نزدیک گشته

11- با مقاومت ستودنی سوریه و عراق در برابر داعش، و حمایت بی دریغ ایران از هم پیمانان خود، و در نتیجه شکست و سرخوردگی داعشی ها، خطر بازگشت عناصر تکفیری به اوطان خود و آغاز بحران های امنیتی در کشورهای عربی و غربی وجود دارد

12- نسخه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی لیبرال دموکراسی، در اروپا و خصوصا آمریکا بی اثر گشته و بحران جهانی اقتصاد، بیکاری های گسترده در اروپا، نارضایتی ها و شورش های پراکنده ی اجتماعی و بحران هویت و فقدان معنویت را برای مردم مغرب زمین به ارمغان آورده

و به طور خلاصه در شرایطی که در عرصه ی خارجی زمان به نفع ماست، پیروزی در عرصه ی داخلی و مقاومت در برابر فشار سنگین اقتصادی با نسخه ی شفا بخش اقتصاد مقاومتی در کنار مقابله با تهاجم گسترده ی فرهنگی، شرایط عبور موفق از این پیج بزرگ تاریخی را میسر کرده و شیب شرایط را به نفع جهان اسلام و به طور خاص جبهه ی مقاومت و در رأس آن جمهوری اسلامی ایران ایجاد، و طلیعه ی معادلات جدیدی را در عرصه ی روابط بین الملل پدیدار کرده است.


منبع این نوشته : منبع
آمریکا ,کرده ,شرایط ,گشته ,بحران ,اقتصادی ,اسلامی ایران ,تریلیون دلار ,جهان اسلام ,وجود دارد ,جمهوری اسلامی ,جمهوری اسلامی ایران

نگاه راهبردی به مسئله‌ی فلسطین

اگر امام گروگان های سفارت آمریکا را گرو نمی گرفت و بوسیله ی آن کارتر صلح و سازش را از دور دوم ریاست جمهوری آمریکا کنار نمی زد، اکنون نام و نشانی از جمهوری اسلامی ایران و شاید کشور ایران نمی ماند. امام عزیز با تبیین آرمان فلسطین و عدم رسمیت شناختن اسرائیل و اعلام آرمان نابودی اسرائیل خاری را در چشم و گلوی اسرائیل گذاشت که برکات بسیار برای ما نیز داشت، بخوانید:


1- رؤیای نیل تا فرات به کابوس نواره ی غزه بدل شده است و اسرائیل در باریکه ای محصور گشته. 

2- به واسطه ی مظلومیت فلسطین، فشار های حقوق بشری بر ایران رنگ باخته و به واسطه ی جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت توسط اسرائیل و حمایت بی دریغ اروپا و آمریکا از آن، توپ در زمین دشمن انداخته شده است.

3- با کاهش و فرسایش قدرت نظامی و سیاسی اسرائیل، تهدید بلقوه ی این رژیم نسبت به ایران کمرنگ شده است.

4- با طفره ی حکام عرب از حمایت از فلسطین، رژیم های معاند عربی در برابر افکار عمومی جهان اسلام محکوم و منفور شده است.

5- تقبل و تحمل هزینه های دفاع از فلسطین، به برادران اهل سنت ایران و جهان ثابت کرده ایران اسلامی در حمایت از برادران مسلمان خود چه شیعه باشد و چه سنی تفاوتی قائل نیست و این موضوع علاوه بر اینکه موجب محبوبیت و اقتدار معنوی ایران در جهان اسلام گشته، بر امنیت ملی ایران نیز از بعد کاهش احتملات تجزیه افزوده است.

6- موشک های حماس و جهاد، در کنار حزب الله و سوریه، همواره در محاسبات راهبردی آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران ایفای نقش کرده است.

7- اصالت دادن به دشمنی یهود با مسلمانان، علاوه بر اینکه موجبات وحدت مسلمین را فراهم کرده، تا حدودی فلش کینه ی اعراب با ایران و جماعت سنی با شیعه را کمرنگ کرده است. و الا پر واضح است که جمهوری اسلامی ایران و حتی کشور ایران تاب و توان مقابله با ائتلاف عبری، عربی، غربی را نمی داشت...

یادآوری این نکات از این حیث حائز اهمیت است که حتی اگر حماس و فراتر از آن تک تک فلسطینی ها را ناصبی و داعشی فرض کنیم و از بعد ایدئولوژیک توجیه ائتلاف نداشته باشیم، از بعد امنیت راهبردی ادله ای بسیار قوی برای در دستور کار و حتی اولویت قرار دادن حمایت مادی و معنوی از فلسطین داریم. بماند که از بعد انسانی نیز در هر حال جنایت علیه کودکان، محکوم و مقابله با آن پسندیده است. 


منبع این نوشته : منبع
اسرائیل ,آمریکا ,حمایت ,جهان ,کرده ,راهبردی ,جهان اسلام ,جنایت علیه ,کشور ایران ,اسلامی ایران ,جمهوری اسلامی ,جمهوری اسلامی ایران

اهمیت ژئو پلتیک و ژئو استراتژیک یمن برای ایران

هم مرزی با دشمن سعودی و اتصال به مناطق شیعه نشین و نفت خیز جنوب عربستان

هم مرزی با کشور دوست عمان و افزایش همکاری های منطقه ای

هم جواری با قاره آفریقا و مشخصا سه کشور سومالی، جیبوتی و اریتره

اتصال به دریای سرخ، خلیج عدن و دریای عرب

تسلط بر تحرکات دزدان دریایی و تأمین بیشتر امنیت دریانوردی

تسلط بر تنگه ی باب المندب و متعاقب آن تحدید کارکرد کانال سوئز در سوی دیگر دریای سرخ


منبع این نوشته : منبع
دریای

شجره‌ی خبیثه

می دانیم که عبد العزیز بن عبد الرحمن (مؤسس حکومت نوین سعودی) وصیت کرده بود که تا کسی از فرزندان پسر زنده است، حکومت نباید به نوادگان برسد و اینگونه بوده که از بعد مرگ وی تاکنون، پادشاهی از برادری به برادر دیگر رسیده است.

در این میان اما عبد الله، پادشاه مقبور سعودی، برای انتقال قدرت به فرزندش متعب، سلمان (وزیر دفاع وقت) را ولیعهد خویش ساخت و مقرن (وزیر اطلاعات وقت و کوچکترین برادر) را در اقدامی بدیع و بی سابقه جانشین سلمان قرار داد و این انتصاب را به تصویب شورای بیعت (شورایی مرکب از بزرگان دینی و سیاسی که خود عبد الله آن را تأسیس نموده بود تا ضمن اعطای مقبولیت و مشروعیت به حکام وقت، در تایید آنان نیز مشارکت نمایند) رساند به طوری که طبق مصوبه‌ی این شورا، هیچ نهادی اعم از پادشاهی فعلی یا بعدی و حتی خود شورا نیز حق عزل و تغییر مقرن را نداشته باشند.

عبد الله اینگونه با انتخاب کوچکترین برادر به عنوان جانشین ولی عهد، راه را بر پادشاهی دیگر برادران بست و اجازه‌ی عرض اندام به فرزندان آنان را  نداد تا از آن طرف با روی کار آمدن مقرن، وی نیز متعب بن عبد الله (فرزند ارشد عبد الله و وزیر گارد ملی) را به عنوان جانشین و ولی عهد خویش برگزیند.

اما با در دست گرفتن سکان سلطنت توسط سلمان (پادشاه کنونی)، وی ضمن انتخاب فرزندش محمد به عنوان وزیر دفاع (سمتی که خود سلمان تا قبل ار سلطنت توأم با ولیعهدی بر عهده داشت)، از یک سو مقرن را وادار به استعفا کرد (چیزی که در مصوبه‌ی شورای بیعت پیش بینی نشده بود) و از سوی دیگر محمد بن نائف (وزیر کشور و فرزند ولیعهد سابق) را به شرط قرار دادن محمد بن سلمان به جانشینی ولیعد، ولیعد و جایگزین مقرن نمود.

در حال حاضر محمد بن نایف (ولیعهد و وزیر کشور کنونی و فرزند ولیعهد سابق) و محمد بن سلمان (جانشین ولیعهد و وزیر دفاع کنونی و فرزند پادشاه) دو مدعی اصلی حکمرانی بعد از سلمان بن عبد العزیز می باشند و در مرتبه‌ی بعدی نیز متعب بن عبد الله (وزیر گارد ملی کنونی و فرزند پادشاه سابق) و بندر بن سلطان (سفیر اسبق عربستان در آمریکا، وزیر اطلاعات اسبق، رئیس شورای عالی امنیت ملی سابق و فرزند ولیعهد اسبق) از داعیه داران جانشینی ملک سلمان هستند.


منبع این نوشته : منبع
وزیر ,سلمان ,ولیعهد ,فرزند ,الله ,محمد ,وزیر دفاع ,فرزند ولیعهد ,ولیعهد سابق ,فرزند پادشاه ,وزیر کشور

راهکارهای اصولی برای مشارکت آگاهانه در انتخابات و شناخت کاندیدای اصلح

1- مخارج زیاد یک کاندیدا بارزترین نشانه برای عدم صلاحیت وی است. یادتان نرود کسی که امروز رأی مردم را بخرد، فردا نیز در مجلس رأی خود و به تبع آن منافع مملکت خویش را خواهد فروخت. جلب رأی با شام و ناهار و کمک های بلاعوض به مساجد و مدارس در ایام منتهی به انتخابات، علاوه بر اینکه نشانه ی دنائت طبع یک کاندیدا است، اماره ای قطعی است بر ولخرجی و وامداری به کانون های فاسد ثروت و قدرت.


2- قانون جذب را جدی بگیرید. در مرحله ی اول هویت و شخصیت اعضای ستاد و در مرحله ی بعد طیف و تیپ طرفداران هر کاندیدا را بررسی کنید که تا حدود زیادی معرف شخصیت آن کاندیدا خواهد بود.


3- فیلتر شورای نگهبان (معیار حداقلی) و حسن سابقه ی هر فرد (معیار حداکثری) شاخصی مناسب برای شناخت یک کاندیدا است. بنابراین تخریب و شایعات انتخاباتی ستادها را علیه هم باور نکنید. تخریب و تهمت ضمن اینکه نمایانگر اوج بی تقوایی فرد است، بیانگر دست خالی وی در بیان نقاط قوت خویش نیز می باشد. دید سیاه و سفید نسبت به کاندیداها نداشته باشیم، بی شک صلاحیت افراد نسبی است و هر فرد دارای نقاط قوت و ضعفی است. کسی که مورد تأیید نهادهای نظارتی و شورای نگهبان بوده حتما واجد حداقل هایی در صلاحیت است. با بازی در زمین شیطان و ورود به فاز تهمت و تخریب، آخرت خود را خرج دنیای دیگران نکنیم. انتخابات تمام می شود و ما می مانیم و اعمالمان.


4- رسوبات قبیله گرایی عصر جاهلیت و پیوندهای هم شهری و هم محله ای بودن را از ذهن خود بزدایید. اصلح را یافته و به او رأی دهید حتی اگر هم شهری و هم استانی شما نباشد. برای رأی خود حجت داشته باشید تا تالی فاسدهای اقدامات نماینده ی شما وزر و وبال دنیا و آخرت تان نشود.


5- مصادره ی فعالیت های دولت و شهرداری با هماهنگی یا بدون هماهنگی آنان اقدامی رایج از سوی نمایندگان است به نحوی که فعالیت های دولت و شهرداری را به دروغ مرهون نفوذ و لابی خود معرفی می کنند. البته مرسوم است که دولت ها گاهی برای کمک به نمایندگان همسو با خود، جواز چنین مصادره ای را صادر می نمایند و حتی در گامی فراتر، بودجه های عمرانی و فرهنگی شهرستان را از دست آن نماینده به نهادها و مراکز ذی حق می رسانند تا همین آستین سازی، اعتباری برای نماینده تلقی شود. 


6- از صحت مدارک تحصیلی مورد ادعا و دکترای فرد اطمینان حاصل کنید. "دکتر" در حال حاضر کارکردی چون "جناب" پیدا کرده و اطرافیان یک کاندیدا عامدا از این لفظ جعلی برای مراد خویش استفاده می کنند. از کاندیدای خود بخواهید رشته و دانشگاه دکتری خود و تصویر مدرک آن را منتشر کند.


7- سوابق فرد در برابر ادعاهای انتخاباتی وی متقن ترین شاخص بررسی افراد است. در حالی که حال و آینده را به راحتی و با دروغ می توان ساخت، گذشته را تغییر نمی توان داد. فروتنی، مهربانی و مردم داری ویژگی های بارزی است که در چند ماهه ی منتهی به انتخابات، ملکه ی رفتاری تمام کاندیداها خواهد شد. فریب این ژست های تصنعی را نخورید و رفتارهای ما قبل انتخاباتی افراد را ملاک شخصیت سنجی آنان قرار دهید. شناخت همسر و فرزندان نیز ملاک تکمیلی برای شناخت یک کانیدا است.


8- شعارهای کلی و خارج از اراده و اختیار کاندیداها، پدیده ای رایج در تمام انتخابات ها است. شعارهایی چون کاهش تورم و بی کاری، خروج از رکود، افزایش اعتبارات بخش های مختلف برای حوزه ی انتخابی و غیره از این دست است. کافی است از کاندیدای خود دو سؤال شاخص را در این خصوص بپرسید: "چگونه؟" و "با کدام پول و اعتبار؟". قول و قسم و وعده و وعیدهای مطلق در انتخابات، مطلقا بی ارزش است. وظیفه ی نماینگان طبق قانون تنها دو چیز است، قانونگذاری و نظارت. اگر وعده ای خارج از این محدوده داده شود که باید آن را پای دروغگویی و یا جهالت یک نامزد گذاشت. اگر هم داخل این محدوده باشد باز هم نیاز به اراده ی جمعی مجلس دارد تا محقق شود. بنابراین عبارات مطلقی چون "این کار را خواهم کرد" محکوم به غلط و دروغ بودن است. وعده ی استان و شهرستان شدن شهر خود را باور نکنید. تقسیمات کشوری هیچ ارتباطی به نمایندگان پیدا نمی کند. اگر هم در مواردی شهری به شهرستان و شهرستان هایی به استان تبدیل شده، تصمیم دولت بوده و نمایندگان کمترین سهم را هم در این اقدام نداشته اند اگرچه به دروغ ادعای آن را داشته باشند. وعده ی فعالیت های عمرانی و رفع مشکلات شهری چیزی جز لاف گزاف نیست. فعالیت های عمرانی اگر ملی باشد با دولت است، وگرنه مربوط به شورای شهر است و در هر دو صورت کمترین ارتباطی با نمایندگان ندارد. اگر کاندیدایی چنین ادعایی کند، انگ بطلان بر ادعای سواد و صداقت خویش زده. چهار سال فرصتی کافی برای عمل به وعده ها بوده، اگر نماینده ای می خواست و می توانست به وعده های خویش عمل کند، تاکنون می کرد. انسان عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.


9- "انتخاب" آخرین مرحله ی پروسه ی انتخابات است که معمولا برای مردم اولین اقدام است. عموما ابتدا انتخاب خود را می کنند و سپس وارد گود گفت و شنود می شوند. درحالی که اول می بایست نظرات همه ی طرف ها شنیده شود و در آخر انتخاب صورت گیرد. در این میان مناظره ی کاندیداها در خصوص کارنامه و برنامه های خویش بهترین ملاک قضاوت و انتخاب است. افرادی که از مناظره و رودررویی طفره می روند را بدون تردید از انتخاب های خود خط بزنید.

10- مواضع کاندیداها را از خود آنان بشنوید و یا با مراجعه به وب سایت های شخصی شان رصد کنید، شایعات و نقل قول ها در این مورد اگر دروغ نباشد حتما غیر دقیق است.


منبع این نوشته : منبع
خویش ,وعده ,دولت ,نمایندگان ,دروغ ,شهری ,باور نکنید ,برای شناخت ,شورای نگهبان

گزارشی به ملت ایران

بعد از بررسی نقدهای صورت گرفته از سوی منتقدان و دفاعیات مطرح شده از سوی آقایان ظریف و صالحی و عراقچی، و البته به موازات دقت در متن منشور، برجام و قطعنامه، تا اینجای کار برآورد و جمع بندی اینجانب چنین است:

1. آنچه در وین به دست آمده با همه ی قوت و ضعف ها به مراتب از چارچوب مورد توافق در لوزان بهتر است، و این درحالی است که دولت همان پاسخی را اکنون به منتقدان وین می دهد که به منتقدان لوزان می داد و آن این که "این همه ی بضاعت ما بوده و بهتر از این نمی توانست باشد"!

 

2. روحانی و ظریف در طول 23 ماه مذاکره با اظهار عجز فراوان در برابر آمریکا و ناله های مکرر و همراه با غلو از اثر تحریم ها، نقشی بسیار مخرب در کسب امتیاز از حریف ایفا و جملات بسیار عجیبی بیان کردند که به ضرر دولت و ملت تمام شد. از "هر توافقی بهتر از عدم توافق است" گرفته تا "همه چیز از آب خوردن تا محیط زیست ما به رفع تحریم ها بستگی دارد" و تا "آمریکا با یک بمب کل سیستم دفاعی ما را می تواند نابود کند" که از دیگر موارد فاجعه بار تر بود. نمی دانم ظریف بر اساس کدام دانش نظامی و مکتب دیپلماسی حین مذاکرات چنین سخنی را بر زبان راند! بدترین بمبی که می شناسم اتم، و از آن مخرب تر بمب هیدروژنی است. آیا یک بمب هیدروژنی سیستم دفاعی کل کشور را نابود می کند؟ بر فرض محال که چنین باشد، آیا این اظهارات باید از زبان یک مسئول رسمی کشور آن هم متصدی دستگاه دیپلماسی، آن هم حین مذاکرات بیان شود!؟


3. نقد منتقدان و حتی فریاد مخالفان در کنار تذکرات رهبری بسیار موثر در کسب امتیاز نسبی از حریف در مقایسه با لوزان بوده. اگرچه روحانی با حملات مکرر به منتقدان نشان داد درک درستی از این واقعیت ندارد.


4. نسبت دادن دست آوردهای نسبی و احتمالی توافق وین به دولت یازدهم و مشخصا به "خوشحال دیپلماسی" بی انصافی و مضحک است و آنچه دولت یازدهم بر سر آن توافق کرده را دولت نهم و دهم فراهم آورده بود، و الا در زمان دولت اصلاحات هم همین افراد "همه" چیز را مطلقا تعطیل کردند و اجازه ی حتی کار تحقیقاتی با یک سانترفیوژ را هم نیافتند. و این درحالی بود که خاتمی رئیس جمهور، روحانی دبیر شورای امنیت ملی و مسئول پرونده، خرازی وزیر خارجه، موسویان سرپرست مذاکرات و عراقچی و ظریف و صالحی هم از اعضای تیم مذاکره کننده بودند!


5. فارغ از خیر و شری که این توافق پیش روی ما گذاشته، در حال حاضر حق غنی سازی ایران، برقراری فردو و آب سنگین اراک علاوه بر دشمنان توسط مهمترین رکن سازمان ملل به رسمیت شناخته شده و چنین رسمیتی هم قابل رجوع نیست. بماند آنچه اکنون در نطنز و فردو و اراک به رسمیت شناخته شده، با تغییراتی که ملزم به اعمال آنیم تفاوت اساسی و بعضا ماهوی دارد با آنچه تاکنون بوده است.


6. مطابق توضیحات دکتر صالحی ایرادی در مباحث فنی توافق ظاهرا وجود ندارد و ایران در توافق در بازه ی زمانی پذیرفته شده، هرچه از مواد و تجهیزات هسته ای اش را که قابل وانهادن بوده را خرج امتیاز گیری از حریف کرده است.


7. سخن ظریف در مجلس در خصوص وجود نداشتن لفظ "تعلیق" در متن توافق دروغ محض است و شخصا فرقی میان دو عبارت "موشک های بالستیک با قابلیت پرتاب سلاح های هسته ای" با "موشک‌های بالستیک طراحی شده با قابلیت حمل تسلیحات هسته‌ای" در نظر و عمل نمی یابم!


8. خطوط قرمز رهبری شامل نسپردن حکمیت به آژانس، لغو یکجا و یکپارچه ی تحریم ها و عدم ورود به مباحث تحریم تسلیحاتی و محدودیت موشکی، به طور مسلم و آشکار نقض شده و مواردی چون بازرسی از اماکن نظامی و مصاحبه و بازجویی از دانشمندان نیز غیر مستقیم در متن گنجانده شده است. در رابطه با بازرسی ها باید گفت درست است که این مورد در متن برجام استثناء شده اما از آنجایی که رفع کامل تحریم ها و حذف کامل قطعنامه ها به گزارش آژانس موکول شده، اگر آژانس طبق پروتکل الحاقی که در برجام پذیرفته شده، بگوید تا اماکن نظامی را بازرسی نکنیم نمی توانیم پرونده را مختومه کنیم، تکلیف چیست؟


9. در قطعنامه اگرچه در ظاهر ممنوعیت مطلق تسلیحاتی به محدودیت مدت دار تبدیل شده است اما تفاوت و ایراد اساسی آنجاست که ما اینبار خود رضایت داده ایم به ادامه تحریم تسلیحاتی و موشکی علیه خود و نیز به الزام کشورها در بازرسی از کشتی های کشور در دریای سرزمینی شان در صورت شک در محموله ی کشتی ها. و این درحالی است که اکنون ایران در اطراف با داعش درگیر است و به سوریه و عراق، یمن، حزب الله، حماس و جهاد اسلامی سلاح می رساند. یعنی یا باید پایبند توافق باشیم و امنیت ملی را فدای آن کنیم و یا در صورت تصویب در شورای امنیت، محکوم قطعنامه ای باشیم که به آن رضایت داده ایم! بالاخره قصد اجرا داریم یا خیر؟ اگر به گفته ی عراقچی چنین قصدی نداریم چرا به آن رضایت داده ایم؟!

 

10. درست است که در پاراگراف مربوط به تحریم بالستیک (موشک های دور برد) آمده "از ایران خواسته می شود" _دقت کنید که نگفته به ایران "توصیه" می شود- و آن واژه می تواند دلالت بر اختیار کند، اما به نظر می رسد این بند و نیز تمام مفاد قطعنامه ی 2231 شورای امنیت مطلقا الزام آور باشد و وجود عبارت "از ایران خواسته می شود" اگرچه می توانست به عنوان اماره ای بر غیر الزام آور بودن قطعنامه تلقی گردد اما به چند دلیل ادعای غیر الزام آور بودن کاملا منتفی است زیرا

اولا اگرچه قطعنامه با موضوع توافق مرتبط است، اما نه تنها از آن مستقل، که در برابر برجام سندی بالا دستی است و اگرچه با برجام آمده، اما با آن نخواهد رفت و ساز و کار مستقل خود را طی می کند. همچون مهریه که به اختیار مرد و با عقد زوجیت می آید اما با طلاق و به اختیار مرد از بین نرفته و اجرا می شود.

ثانیا در بند 14 مقدمه ی قطعنامه گفته شده مطابق ماده ی 25 منشور، کلیه ی کشورها "موظف" به اجرای مفاد قطعنامه هستند و این با اظهارات پیش از توافق ظریف و عراقچی که مؤکداً می گفتند "فلسفه ی رفتن موضوع به شورای امنیت و صدور قطعنامه، قدرت الزام آوری و خارج از اراده ی دولت ها است که به مفاد توافق می بخشد" در تضاد است. 

ثالثا اختلاف در الزام آور بودن یا نبودن قطعنامه و در پی آن موضوع عمل کردن یا نکردن ایران به تعهداتش، همچون اختلافات مربوط به کلیه ی مسائل برجام دعوایی است که قاضی آن شورای امنیت است و وتوی احتمالی چین و روسیه هم در اینجا اساسا موضوعیت و کارایی ندارد. بنابراین هر ایراد و بهانه ای علیه ایران و با هر درجه ی قوت و ضعفی انگشت اعضای دائم شورای امنیت را روی ماشه ی شلیک مجدد قطعنامه های سابق شورای امنیت _این بار با مشروعیتی دو چندان به دلیل اعلام پذیرش پیشینی ایران- قرار می دهد و این نکته موقعی جالب تر است که بدانیم در صورت چکاندن ماشه، نه تنها قطعنامه های قبلی فعال می شود، بلکه می تواند موضوع، تهدید صلح و امنیت جهانی تلقی شده و گزینه های تحریمی جدید و یا حمله ی نظامی بررسی و رأی گیری شود. همچنین ریسک طرح دعوا از جانب ایران علیه دیگر کشورهای اتحادیه اروپا و 6 کشور نیز به حداکثر می رسد، چرا که طرف دعوای ایران اگرچه ممکن است وارد نبودن اتهام خود را بپذیرد اما یقینا متهم به عدم انجام تعهدات، هیچ گاه اجازه ی متهم شدن خویش را نخواهد داد و در این شرایط ایران خود را مطلقا اسیر و گروگان دارندگان وتو قرار داده است. از این روی است که باید گفت حتی با فرض خیالی گرفتن بیشترین امتیازات ممکن و پذیرش کمترین تعهدات، این مفاد بر بستری تعریف و طراحی شده که بر هیچ چیز جز امید به انصاف و حسن نیت دشمن مبتنی نیست!


11. درست است که در قطعنامه آمده "با محکومیت ایران بابت نقض برجام, ایران هم می تواند به حالت سابق بازگردد" اما آیا سرعت بازسازی اراک و 10 تن تولید اورانیوم با سرعت وضع مجدد تحریم ها یکی است؟ البته دولت می گوید سانترفیوژها را می توانیم به سرعت نصب کنیم که درست به نظر می رسد. ایضا ادعا دارد که تحریم ها اولا چون یک دهه طول کشیده تا به اینجا رسیده، وضع مجدد آن هم بسیار زمان بر است که این سخن منطقی و قابل قبول نیست چرا که وضع مرحله به مرحله تحریم به دلیل حرکت مرحله به مرحله ی ما بوده و اکنون به دلیل بازگشت دفعتی به حالت سابق، تحریم ها نیز دفعتی وضع می گردد. همچنین می گویند در آن صورت دیگر کسی به تحریم ها اعتنا نخواهد کرد که این هم معلوم نیست بر چه اساسی بیان می شود؟ تحریم اگر از ناحیه ی شورای امنیت باشند، کشورها لازم به اجرا هستند، اگر هم از ناحیه ی اروپا و آمریکا باشد منافعشان چنین ایجاب می کند و هر دو مورد تاکنون نسبت به ایران اعمال و از جانب کشور ها همراهی شده.


12. از آنجایی که در صورت بروز "هر" اختلافی، شورای امنیت نهایتا نظر می دهد و "ادامه ی لغو تحریم ها" را به رای می گذارد و عملا وتوی احتمالی چین و روسیه را هم بی اثر می کند، محکومیت ایران بسیار محتمل است. در این صورت اگرچه ما هم می توانیم به وضع سابق برگردیم _فارغ از خسارات جبران ناپذیر- اما چرا اساسا توافق کرده ایم؟! توافق کرده ایم به هم بخورد یا توافق کرده ایم پایدار باشد؟ پایدار که نیست به شدت هم شکننده است و ایران را تا 10 سال زیر دین و باج دهنده ی 5 کشور دارای وتو با منافع و انتظارات متنوع و پایان ناپذیر قرار می دهد؛ پس چرا برای توافقی که به بند بند است این همه نقد عقب نشینی می کنیم؟


13. ادعای قضاوت جهانیان از حقانیت ایرانیان در صورت کارشکنی غربی ها نیز بی مورد است، چراکه اولا نتیجه هر قدر هم که ظالمانه باشد، خود به صورت داوطلبانه به آن رضایت داده ایم و دیگر آنکه با ائتلاف سیاسی رسانه ای غرب چه خواهیم کرد؟ در میان هیاهوی "نقض عهد ایران" فریاد ما را چه کسانی خواهند شنید؟ و چه کسی حق را به ما خواهد داد؟


14. از آنجایی که اکنون با صدور قطعنامه، توافق از منظر بین المللی بر ایران بار شده، تصویب در مجلس تنها نقشی داخلی در جواز به دولت در اجرای برجام ایفا خواهد کرد ولی عدم تصویب زائل کننده وصف الزام آوری نیست و ایران را ذیل ماده 42 (حمله ی نظامی) منشور می تواند ببرد. بنابراین با قطعنامه ی شورای امنیت عملا مفاد برجام بر ایران تحمیل شده بی آنکه تصویب شدن یا نشدن آن در مجلس اثری در این خصوص داشته باشد. ظاهرا تنها اثر تأیید مجلس، رفع تحریم هایی است که به روز تصویب موکول شده است.


15. با توجه به این موارد، روشن است که دولت با هدف رهایی از مضیقه ی اقتصادی _که ظاهرا چاره ی آن را فقط و فقط در سیاست خارجی و نه اقتصاد داخلی می بیند- تحدیدات و تهدیدات نظامی امنیتی را به شدت پررنگ کرده است. در مجموع شاید بتوان این همه پیچیدگی را چنین تشبیه و خلاصه کرد که ایران با تحویل فشنگ خود در ازای پولی که از حساب خویش دریافت کرده (قرار است دریافت کند)، چماق روی سر را به گرز بالای سر مبدل ساخته. موافقان توافق، به پول پس گرفته و چماقی که از روی سر کشور برداشته شد استناد می کنند و مخالفان به فشنگ داده شده و گرزی که بالای سر قرار گرفته استناد می نمایند.

به بیان دیگر وضعیت توافق همانند آتش بس است. کسانی که به حریف _اگر نگوییم دشمن!- خوشبین اند امیدوارند این آتش بس، پایدار مانده و به صلح منجر شود. اما بدبینان، نگران نقض آتش بس هستند و اینکه طبق اذعان کاخ سفید، آمریکا در وضعیتی برتر وارد کارزار با ایران شود. این درحالی است که بدبینی بدبینان تماما مستند و مسبوق به سابقه ی حریف است اما مستندی برای خوشبینی خوشبینان مطلقا وجود ندارد.


16. تا کنون مطالب و مقالات بسیاری در خصوص توافق وین نگاشته شده که به نظر می رسد جامع ترین آن مقاله ی مشترک دکتر فؤاد ایزدی و دکتر ابوذر گوهری مقدم باشد با عنوان "70 نکته از توافق برجام" (yon.ir/6eZx) که مطالعه ی آن را به همه ی هموطنان توصیه می کنم.


* منتشره در 8 مرداد 94: iusnews.ir/fa/news-details/174409


منبع این نوشته : منبع
توافق ,تحریم ,قطعنامه ,امنیت ,دولت ,شورای ,شورای امنیت ,رضایت داده ,توافق کرده ,مفاد قطعنامه ,ایران خواسته

ماجرای کودک کشی در ایران


اعدام مجرمین زیر 18 سال در ایران سال ها است که مهمات جنگ روانی غرب علیه ایران را تأمین می کند. پیرامون این موضوع سیاسی که رنگی از حقوق نیز به خود گرفته گفتنی هایی است:

1- آنچه که به عنوان اعدام کودکان زیر 18 سال مطرح است در واقع فقط شامل افراد بین 15 تا 18 سال است. زیرا طبق قانون بر گرفته از فقه، جنایات نوجوانان (زیر پانزده سال) در حکم خطای محض بوده و عاقله وی مسئول پرداخت دیه ی غیربالغ است. یعنی تفاوت نظام حقوقی ما با دیگر کشور های غربی نظیر آمریکا (که طبق گزارش عفو بین الملل رتبه ی چهارم را در میزان اعدام در دنیا دارا است)، فقط 3 سال است. آن ها ایرادی بر اعدام یک جوان 18 ساله نمی بینند در حالی که اگر مجرم 17 سال و 11 ماه داشته باشد با تعابیری چون "کودک کشی" و "اعدام کودکان" از آن یاد می کنند.

2- در حالی که سن بلوغ در جهان به شدت کاهش یافته و حتی بعضاً به 11 و 12 سال هم رسیده است؛ رسانه های غربی برای روشن نگه داشتن آتش معرکه، برای افراد 15 تا 18 ساله همچنان در استفاده از عبارت "کودکان زیر 18 سال" اصرار دارند. این در حالی است که معنای "زیر 18 سال" متوقف بر 15 سال نمی باشد و کمتر از آن را به ذهن متبادر می نماید.

3-  جا دارد این سؤال از منتقدین اعدام کودکان 17 ساله (!) پرسیده شود که معیار کودک بودن و مرز اعدام چیست؟ اگر سن بلوغ شرعی است که پانزده حداکثر سن ممکن در ایران است. اما اگر معیار دیگران اند، اگر روزی قوانین اتحادیه ی اروپا، مفاد اعلامیه ی حقوق بشر و تعاریف سازمان جهانی بهداشت تغییر یابد و سن بلوغ یا همان مرز اعدام، کم یا زیاد شود، عکس العمل آنان چه خواهد بود؟ اگر سن اعدام یک سال افزایش یابد، آنان حاضرند خون 18 ساله هایی را که تاکنون در جهان اعدام می شدند را بر عهده بگیرند؟ و یا اگر مثلاً به استناد بلوغ زود رس در دنیا، مرز اعدام، 17 سال تعیین شود، آیا جواب گوی ظلمی که بر خانواده و یا خود بزه دیده توسط مجرم 17 سال و چند ماهه رفته است؛ می باشند؟

4- جنایاتی که عمدتاً در ایران این کودکان معصوم را پای چوبه ی دار می برد به ترتیب گستردگی ابتدا قتل است و بعد تجاوز به عنف. هنوز یادم نرفته قصه ی آن چند بچه را در شمال. نوجوانانی در شمال که چند کودک را پس از دریافت مبلغی برای گردش سوار قایق می کنند و پس تجاوز به آنان، در رود (یا دریا) غرقشان می نمایند تا مدرکی بر جای نگذاشته باشند! آیا اعدام برای این کودکان پاک 16 ساله کمترین مجازات نیست؟

5- تعجب می کنم از کسانی که مخالف قصاص اند. اگر فردی مخالف حد شراب یا زنا باشد بر وی حرجی نیست. چرا که به جای مغز در کله اش دو کفه ی آهنی ترازو است و طبیعتاً نمی توند نسبتی بین شراب و شلاق برقرار کند. اما حیرت آن جا است که همان هایی که دم از نسبت و مساوات می زنند چرا با قصاص که اعدام نیز شامل آن است مخالف اند؟ مگر نه این است که هر آنچه مجرم بر سر دیگری آورده عیناً و بی کم و کاست باید متحمل شود؟ پس این همه مخالفت برای چیست؟ البته حق عفو و بخشش برای بزه دیده و به تبع آن برای بزهکار محفوظ است.

6- پس از قرون وسطی در اروپا شاهد نوعی افراط شدید در همه ی زمینه ها بودیم. از فلسفه گرفته تا سیاست و حقوق. اروپایی که گالیله را پس از تفتیش عقاید به جرم کشف حرکت انتقالی زمین تا پای اعدام برد اکنون چنان سنگ حقوق بشر را به سینه می زند و در حمایت از آن به آن سوی بام می تازد که برای مجرمین حق و حقوق بیشتری قائلند تا مجنی علیه. چنانچه در یک قتل، مقتول از حق حیات محروم شده اما قاتل محکومیتش صرفاً تحدید رفت و آمد یا به تعبیر دیگر حبس است. همچنین است اگر کسی اعضای بدن دیگری را از کار انداخته یا قطع کند نهایتاً محکوم به قطع بخشی از اموال (مجازات نقدی) و یا قطع موقت پا (چند سال زندان) می شود.

7- متأسفانه چند سالی است که شاهد عقب نشینی دستگا قضا از احکام خدا هستیم. نمونه ی آن لغو حکم اعدام برای هم جنس بازی و تقلیل مجازات آن به حد زنا (100 ضربه شلاق)، در لایحه ی جدید قانون مجازات اسلامی و نیز بخشنامه ی آقای شاهرودی در سال 1382 است که از تمام قضات خواست صدور احکام اعدام زیر 18 سال را متوقف کنند. شخصاً از استدلالات این عقب نشینی ها آگاهم و دلیل آن را هم بهانه هایی می دانم که این گونه مجازات ها در "ایران هراسی" و "اسلام ستیزی" به دشمن می دهد. اما نکته ای خطاب به دستگاه قضا وجود دارد که اگر قرار است همچون حق هسته ای مقاومت کنیم و هزینه اش را به جان بخریم؛ که هیچ. اما اگر قرار بر عقب نشینی است، بهتر آن است تا آن جا که خط قرمز ما اجازه می دهد به یک باره این کار را انجام دهیم. نه آرا آرام و مورد به مورد تا اگر قرار است هزینه ای کم شود سریع تر این کار به نتیجه برسد و نیش دوستان را مبنی بر عقب نشینی های پی درپی نخوریم. هر چند نگارنده معتعد است مقاومت قضایی همچون مقاومت سیاسی اثر بخش تر است.

* منشره در سایت رجانیوز در مهر 88: www.javanemrooz.com/articles/print.aspx?id=38380

منبع این نوشته : منبع
اعدام ,کودکان ,مجازات ,ساله ,حقوق ,بلوغ ,اعدام کودکان ,اعدام برای

بررسی جامع و مستند پرونده‌ی تحصیلی حجت الاسلام روحانی، یک بار برای همیشه

کسانی که این متن را می خوانند احتمالا کم و بیش مطالبی در خصوص دکترای روحانی شنیده اند و از این جهت شاید طرح این موضوع را مسئله ای تکراری بدانند که پاسخ آن قبلا از سوی رسانه های حامی روحانی داده شده است. از این روی برای مشخص شدن تفاوت مطلب با آنچه تصور می کنند، لازم به ذکر است که مسئله ی تقلب روحانی در تحصیلاتش چیزی غیر از شبهه ی ذیل است که به همراه پاسخش آورده شده:
سؤال: آیا روحانی مدرک دکترای خود را از دانشگاه "کلدونیان گلاسکو" اخذ کرده؟ اگر آری، چرا نام وی در سایت این دانشگاه در میان دانش آموختگان آن نیست؟
پاسخ: بله، روحانی با نام اصلی اش، "حسن فریدون" در این دانشگاه ثبت نام کرده بود و علت نبود "حسن روحانی" در لیست دانش آموختگان همین است. وی دانشجوی این دانشگاه بوده و فیلم حضور وی در مراسم فارغ التحصیلی این دانشگاه هم موجود است. (yon.ir/AaL2)
با این توضیح عرض می شود که اگر گمان دارید محور تقلب روحانی در این خصوص، موضوع مذکور است، اشتباه می کنید. مسئله این است:

اول. مدرک دکترای حسن روحانی به استناد توضیحات سایت رسمی وی (www.rouhani.ir) در سال 1377 توسط دانشگاه کلدونیان گلاسکو صادر شده و این یعنی متاسفانه وی به مدت 19 سال از 58 تا 77 با عنوان دروغین "دکترای جامعه شناسی حقوقی از دانشگاه لندن" مشغول به فعالیت در مشاغل حکومتی و پنج دوره نمایندگی مجلس و برخوردار از امتیازات ناشی از آن بوده و با ضریب دکترای نداشته حقوق دریافت می کرده! (yon.ir/RjbE)
 
دوم. هیچ رساله ای از حسن روحانی به زبان فارسی یا انگلیسی موجود نیست (yon.ir/oJ6u) (yon.ir/neyZ) و به گفته ی نشریه ی آمریکایی فارن پالسی (yon.ir/qDAs) و روزنامه ی انگلیسی تلگراف (yon.ir/H9ZG) همان چکیده ی تک صفحه ای رساله هم که به زبان انگلیسی در دسترس است (yon.ir/yS4s) در چند پاراگراف با سرقت علمی مواجه شده، به طوری که کپیِ بدون ذکر منبع از کتاب پروفسور "محمد هاشم کمالی" (yon.ir/IPor) بوده است. جالب اینجاست که بعد از این رسوایی، "چارلز مک‌گیهی"، مدیر ارتباطات دانشگاه گلاسکو کلدونیان، به کمک روحانی می شتابد و اعلام می کند «در متن و ‌نیز کتابنامه ی رساله ی وی، در استفاده از کتاب پروفسور کمالی اشاره شده است». و می افزاید «دانشگاه از آقای روحانی خواسته ‌تا اجازه دهد، رساله ی وی را به صورت دیجیتال درآورده و تحویل کتابخانه بریتانیا دهد تا برای شمار بیشتری در دسترس باشد». اما معلوم نیست چرا تاکنون روحانی پاسخ مثبتی به این "تعارف نجات" نداده است! (yon.ir/Fvsn)

سوم. روحانی در ذکر نام دانشگاه خویش پس از اخذ دکتری (از سال 77 به بعد) عامدا از عبارت دانشگاه "گلاسکو" (Glasgow University) (yon.ir/NgP4) که دانشگاه معتبری است استفاده می کرد، این درحالی است که محل تحصیل وی، دانشگاه غیر انتفاعی و تازه تأسیس "کلدونیان گلاسکو" (Glasgow Caledonian University) (yon.ir/z3xH) بوده و تفاوت این دو مانند این است که کسی نام "دانشگاه تهران" را به جای "دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب" به کار برد! لازم به ذکر آنکه با توجه به تاریخ فارغ التحصیلی روحانی در مقطع کارشناسی ارشد در سال 1995 (1374) و در نظر گرفتن زمان حداقلی دو سال برای طی این دوره، آغاز به تحصیل آقای روحانی دقیقا همزمان و منطبق می شود با شروع به کار این دانشگاه در 1993 (1372). (yon.ir/4jAg)
در همین رابطه باید گفت با یک جمع و تفریق ساده متوجه می شویم آقای سید حسن امین که خود را استاد راهنمای رساله ی روحانی می نامد، ادعایی دروغ و حداقل غلط درخصوص تلاش و تحصیل 6.5 ساله ی روحانی در مقطع دکتری مطرح کرده چرا که با فرض ادامه تحصیل پیوسته و بی وقفه ی روحانی، تنها 3 سال میان اتمام کارشناسی ارشد (1374) و اعطای مدرک دکترا توسط دانشگاه به وی فاصله است، نه 6.5 سال. ضمن اینکه حسن امین، دانشگاه های "گلاسکو" و "کلدونیان گلاسکو" را یکی پنداشته! (yon.ir/fcSv)

چهارم. فرض بر این است کسی که ارشد و دکتری خود را از انگلیس گرفته و مدعی نگارش پایان نامه و رساله و دفاع شفاهی از آن به زبان انگلیسی است، حتما به این زبان تسلط کامل دارد. این درحالی است که آقای روحانی یک پیام ساده و کوتاه به مردم آمریکا را با مشقت و کندی تعجب آوری بیان کرد (yon.ir/ieUQ) و تاکنون جز چند جمله احوال پرسی ساده با مقامات غربی، هیچ دیالوگی از وی به زبان انگلیسی دیده و شنیده نشده است. در این خصوص محمد جواد ظریف را که زبان دانی اش بر همه آشکار است مقایسه کنید با حسن روحانی که این موضوع را از همه پنهان می کند. جالب است بدانید پیشنهاد محقق روزنامه ی تلگراف این بوده که روحانی تنها در یک کنفرانس خبری به زبان انگلیسی صحبت کند تا مردم خود در این باره قضاوت کنند.

پنجم. آقای روحانی از سال 68 تا 84 دبیر شورای عالی امنیت ملی، عالی ترین نهاد امنیتی کشور، بوده و در میان این سال ها در دانشگاهی در کشور متخاصم انگلیس تحصیل می کرده و این خود یعنی تخلف فاحش از ضوابط اداری و امنیتی که گمانه ی زد و بند و بده بستان وی با دولت انگلیس را تقویت می کند.

ششم. نوبخت سخنگوی دولت گام را از این هم فراتر نهاد و به دروغ روحانی را عضو هیأت علمی دانشگاه با رتبه ی استاد تمامی نامید (yon.ir/UKIF) و دولت تاکنون سؤال نمایندگان در خصوص اینکه رئیس جمهور عضو هیأت علمی کدام دانشگاه بوده را پاسخ نداده است! (yon.ir/yqHW)

هفتم. شورای عالی امنیت ملی این دولت، به دستور رئیس جمهور، کنکاش و نشر هر گونه مطلبی توسط رسانه ها را در خصوص مدرک دکتری حجت الاسلام روحانی، همانند ممنوعیت انتشار مطلب در مورد فساد کرسنت ممنوع اعلام کرده و تاکنون با همین رویکرد امنیتی توانسته از پاسخگویی به افکار عمومی و رسوایی پیرامون این دو موضوع رهایی یابد. (yon.ir/ld7M)

هشتم. لازم به ذکر آنکه تحصیلات حوزوی روحانی نیز اگرچه به ادعای خودش دروس خارج فقه و خارج اصول را شامل می شود اما وی نیز مانند هاشمی بدون آزمون اجتهاد به مجلس خبرگان راه یافته است.

نهم. درست است که حسن روحانی با این همه فضاحت علمی و تحصیلی نباید به خود اجازه دهد مسئله ی تخلف چند فرد بورسیه شده را به چند هزار نخبه ی کشور تعمیم دهد و نیز نخبگان و دانشگاهیان منتقد سیاست هایش را بی سواد بنامد، اما تجربه ثابت کرده وقاحت اعتدالیون در فرار رو به جلو تمامی نداشته و دولت پوپولیسم درس "دروغ بزرگ" را به خوبی از نازیسیم آموخته است.

منبع این نوشته : منبع
روحانی ,دانشگاه ,گلاسکو ,بوده ,زبان ,انگلیسی ,آقای روحانی ,کلدونیان گلاسکو ,زبان انگلیسی ,کارشناسی ارشد ,گلاسکو glasgow ,دانشگاه کلدونیان گلاسکو

انقلاب و ما بعد انقلاب

انقلاب دو فاز دارد, خود انقلاب (وجه سلبی و سرنگونی رژیم سلطنتی) و ما بعد انقلاب (وجه ایجابی و برقراری جمهوری اسلامی).
وجه سلبی را امام و نیروهای ارزشی به خوبی و با سختی انجام دادند و در 22 بهمن 57 به ثمر رساندند, وجه ایجابی آن اما تازه از 22 بهمن شروع شده و تا ابد ادامه خواهد داشت.
از این جهت هم از لحاظ کمی و هم کیفی فاز سخت تر و طاقت فرسا تری است. وجه کمی را گفتم چون تا ابد ادامه دارد, اما چرا از بعد کیفی سخت تر است? چون دیگر به صرف نفی و حذف دیگران محقق نمی شود, همزمان باید اندیشه و تفکر اسلامی را جامه ی عمل پوشاند, باید ساخت و با عوامل مخرب مبارزه کرد.
مبارزه با فقر و فساد و تبعیض در این دوره البته سخت تر است, به دلایلی چون انشقاقی که بعد از فتح (انقلاب) به وقوع می پیوندد, به دلیل ریا و نفاقی که مانع از رسوایی عناصر فاسد می شود. در آن دوره, "هدف" مشخص بود, فقط "همت" لازم بود برای محقق شدن. در این دوره اما مفسدان سیاسی اقتصادی سوابق خود را سپر بلایشان می کنند و پشت نام و نشان شان مخفی می شوند. در این دوره هم سختی "تشخیص" را داریم و هم "تحمل" را. مفسدین این دوره برای خود حاشیه های امن درست کرده اند و ابزارهای متعددی برای مقابله با حکومت اسلامی دارند. این ابزارها بدون قید حصر عبارتند از اسرار گرو گرفته از نظام, حلقه ی متنفذان قدرت و ثروت, روشنفکران و توجیه گران معمم و مکلا و طیف هایی از مردم و هواداران جاهل که مهمترین نقش را در حفاظت از فسادی دارند که دودش ناخواسته چشم خودشان را هم کور کرده.
فساد فساد است و باید با آن مبارزه کرد. ریزش های انقلاب وجه اجتناب ناپذیر انقلاب هاست و ذره ای از قداست انقلاب ما نمی کاهد. ضرورت هر زیست و حیاتی چالش و مبارزه است, هر پیکری بی تردید گرفتار میکروب ها و انگل های محیط است.
فساد هایی که در جمهوری اسلامی از برخی دولت مردان سر می زند قابل توجیه نیست, اصلا "نباید" هم توجیه کرد, باید مبارزه و رسوا کرد اما بدانیم مبارزه با چه کسی و چگونه. بدانیم مشکل از مظروف است, نه ظرف.
مبارزه یعنی تبیین اصول و آرمان ها و غربال افراد منطبق با این اصول. تا وقتی اصول, اصول بماند امکان حذف ناپاکی ها هست, مشکل وقتی "فاجعه" می شود که اصول هم دچار تغییر شود, این آغاز انحطاط است و الا تا وقتی چارچوب و خط کش باشد, انحرافات قابل شناسایی است اما وای به حال بعد از آن.
الان نیروهای ارزشی و انقلابی در دوران بعد از انقلاب مظلومانه در حال مبارزه اند, دشمنان ملت مشغول چپاول اند آن وقت "ما" باید پاسخگوی اعمال آنها باشیم! اقشاری از مردم هم یخه ی ما را می گیرند! خودشان در انتخابات ها و غیره آب به آسیاب غارتگران می ریزند آن وقت نق اوضاع را به ما می زنند!
می گوییم به ما چه? می گویند شما انقلاب کردید!
اصلا همین جمله اول مصیبت ماست. این یعنی یک عده تنها به تماشاچی بودن اکتفا کرده اند و اصلاح امور را از دیگران توقع دارند!
"شما انقلاب کردید" یعنی چه?
پس نقش شما چه می شود?
ما انقلاب کردیم و می کنیم, اما مگر می شود با یک اکثریت تماشاچی و یک اقلیت منسجم منحرف نفوذی کارها را پیش برد?
انقلاب هست, چون ضد انقلاب هست. انقلاب که تمامی ندارد. اینکه فکر کنیم انقلاب کردیم و تمام شد و رفت, یک خطای فاحش است. خروجی این تفکر انفعال و میدان دادن به عناصر نفوذی یا استحاله شده است. باید جنگید, باید از میراث امام محافظت کرد.
اگر "تیر" را می بینیم تیرانداز را هم ببینیم. نشود حکایت زمان حضرت علی(ع) که بزغاله های بچه های کوفی را معاویه می دزدید, می گفت علی دزدیده و با این خدعه کینه ها را به سمت حکومت علوی سرازیر می کرد.
زمان پیامبر را ببینید! پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود من برای تنزیل می جنگم و تو برای تأویل خواهی جنگید. جنگ های زمان پیامبر سخت تر بود یا حضرت علی?
زمان پیامبر دشمن مشخص بود اما زمان حضرت علی خواص هم در تشخیص حق و باطل درمانده بودند. پیامبری که مجموعا 23 سال به تربیت جامعه پرداخت, دخترش اولین قربانی امت پیامبر بعد رحلت ایشان بود. تا پیامبر رحلت کرد, مظلومیت انقلابی های راستین هم شروع شد, شروع شده بود, علنی شد. کودتای سقیفه رخ داد, دستان علی(ع) را بستند, حضرت فاطمه, پاره ی تن پیامبر را کتک زدند و شهید کردند!
حدیث داریم بعد از پیامبر همه جز سه یا چهار نفر مرتد شدند!
چرا? چون همه تماشاچی بودند! فکر می کردند انقلاب کردند و تمام, دیگر وظیفه ای ندارند!
انقلاب را باید محافظت کرد, امام فرمود نگذارید انقلاب دست نااهلان بیفتد, آیا ما عمل کردیم? چقدر در انتخاب ها و انتخابات ها معیار اهل و نااهل را ملاک قرار دادیم? چه کسانی را بر مسند امور نشاندیم? ملاکمان الان برای مجلس و خبرگان چیست? اصلا رأی می دهیم? به چه کسی? با چه معیاری?
اینها کف وظایف ماست, آیا به این حداقل عمل می کنیم?

* بخشی از سخنرانی اینجانب در یکی از محافل تهران

منبع این نوشته : منبع
انقلاب ,مبارزه ,پیامبر ,اصول ,زمان ,دوره ,زمان پیامبر ,زمان حضرت ,انقلاب کردیم ,انقلاب کردید ,نیروهای ارزشی

تبار شناسی رسانه های داخلی

رسانه‌های خبری متعلق و یا نزدیک به اشخاص حقیقی و حقوقی به این شرح ارائه می‌گردد:
محسن رضایی (سایت تابناک)، علیرضا زاکانی (سایت جهان و هفته‌نامه‌ی پنجره)، احمد توکلی (سایت الف)، محمد باقر قالیباف (سایت‌های فردا، شفاف، ضد فساد، پارسینه، نیمروز، فرارو، هشدار، همسنگر، خبر فوری، شنیده‌ها، دانشگاهیان، زندگی، سروش، شبکه‌ی مردم، امروزی‌ها، تهران امروز، امید، جهادی آنلاین، دکه آنلاین و روزنامه‌های تهران امروز، صبح نو و کلید)، حسین انتظامی (سایت خبرآنلاین و روزنامه‌‌های خبر جنوب و خبر ورزشی)، محمود احمدی‌نژاد (سایت‌های دولت بهار، میدان 72، مهر مردم، رئیس جمهور ما، هزاره سوم و نکات پرس)، حداد عادل (سایت و هفته نامه‌ی نماینده‌ی امروز)، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل (خبرنامه‌ی دانشجویان)، سازمان تبلیغات اسلامی (خبرگزاری مهر و روزنامه‌ی تهران تایمز)، دولت (خبرگزاری ایرنا، روزنامه‌های ایران، الوفاق، ایران دیلی، ایران ورزشی و سایت شبکه‌ی ایران)، شهرداری تهران (مجموعه نشریات و روزنامه‌ی همشهری)، صدا و سیما (العالم، Press tv، Hispan tv، واحد مرکزی خبر، شبکه‌ی خبر، باشگاه خبرنگاران جوان، مجموعه نشریات سروش و روزنامه‌ی جام‌جم)، جهاد دانشگاهی (خبرگزاری های ایسنا، ایکنا و سینا پرس)، جبهه‌ی پایداری انقلاب اسلامی (سایت رجا)، سازمان ملی جوانان (سایت برنا)، خانه‌ی کارگر (خبرگزاری ایلنا و روزنامه‌ی کار و کارگر)، وزارت نفت (خبرگزاری شانا)، محمد رضا باهنر (سایت‌های تعامل و تابش)، محمد باقر خرازی (روزنامه‌ی حزب الله)، محمد رضا عارف (روزنامه‌ی رویش ملت)، محمد صادق خرازی (سایت دیپلماسی ایرانی و روزنامه‌ی وقایع اتفاقیه)، محمد علی وکیلی (روزنامه‌ی ابتکار)، غلامحسین کرباسچی (روزنامه‌ی شرق و هفته نامه‌ی صدا)، الیاس حضرتی (روزنامه‌های اعتماد و تعادل)، مهرداد بذرپاش (روزنامه‌ی وطن امروز)، مرتضی نبوی (روزنامه‌ی رسالت)، حسن خمینی (سایت جماران)، حسن روحانی (سایت‌های آفتاب‌نیوز و تیک‌)، اکبر هاشمی رفسنجانی (روزنامه‌های آرمان، جمهوری اسلامی، سایت‌های انتخاب و آینده آنلاین و هفته‌نامه‌ی طلوع صبح)، مجمع جهانی اهل بیت (خبرگزاری ابنا)، رهبری (روزنامه‌های کیهان، اطلاعات، خراسان و هفته‌نامه‌ی خط حزب الله)، وزارت آموزش و پرورش (خبرگزاری پانا)، دانشگاه آزاد (خبرگزاری آنا، سایت خبری ایسکا و روزنامه‌ی فرهیختگان)، عبد الله جاسبی (روزنامه‌های آفرینش و شاپرک)، سازمان تأمین اجتماعی (روزنامه‌ی خورشید)، کانون اسلامی مهندسین (روزنامه‌ی حسبان)، جمعیت هلال احمر (روزنامه‌ی شهروند)، سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور (روزنامه‌ی حمایت)، آستان قدس رضوی (روزنامه‌ی قدس و ماهنامه‌ی جریان امروز)، بیژن نوباوه (روزنامه‌ی عصر ایرانیان)، حمید رسایی (هفته‌نامه‌ی 9 دی)، مصطفی آجرلو (هفته‌نامه‌ی مثلث)، سپاه (خبرگزاری‌های فارس، تسنیم، نسیم، دانشجو، سایت‌های مشرق، ندای انقلاب، برهان و روزنامه‌ی جوان)، مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (هفته‌نامه‌ی پرتو و سایت خبری بی‌باک)، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری (خبرگزاری میراث آریا)، ستاد عالی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور (خبرگزاری شبستان)، انصار حزب الله (هفته‌نامه‌ی یالثارات و دو هفته‌نامه‌ی عبرت‌های عاشورا)، حزب مردم سالاری (روزنامه‌ی مردم سالاری)، حزب همبستگی (روزنامه‌ی همبستگی)، حزب مؤتلفه‌ی اسلامی (هفته‌نامه‌ی شما)، نیروی انتظامی (هفته‌نامه‌ی امین جامعه)، ستاد نماز جمعه‌ی تهران (هفته‌نامه‌ی آدینه‌ تهران).

* برگرفته از کتاب اینجانب، تکنیک های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر

منبع این نوشته : منبع
روزنامه‌ی ,سایت ,هفته‌نامه‌ی ,خبرگزاری ,روزنامه‌های ,تهران ,سایت خبری ,مردم سالاری ,مجموعه نشریات ,هفته نامه‌ی ,تهران امروز،

برجام هاشمی!


1. ناو آمریکایی وینسنس به طور غیرقانونی وارد آب های سرزمینی ایران (که جزئی از قلمروی کشور ساحلی و در نتیجه تحت حاکمیت آن است)[1] می شود.
2. این ناو در تاریخ 12 تیر 67 برابر با 3 جولای 1988 با شلیک دو فروند موشک، هواپیمای ایرانی ایرباس را که از بندر عباس عازم دوبی بود هدف قرار می دهد و هر 290 سرنشین آن را قتل عام می کند.
3. جمهوری اسلامی ایران دادخواستی در ماه می 1989 به دیوان بین المللی دادگستری (ICJ) تسلیم نمود. به رغم اعتراض آمریکا دیوان روز 12 سپتامبر 1994 را برای رسیدگی به موضوع تعیین کرد اما در نهایت قضیه ی ایرباس در دیوان مورد رسیدگی قرار نگرفت! زیرا ایران با آمریکا توافق نمود تا اختلاف خود را با وجود دست برتر در دیوان، خارج از آن حل و فصل کند. ایران دادخواست خود را از دیوان استرداد می کند تا آمریکا نیز مبلغی را به عنوان جبران خسارت و به صورت بدون قبول مسئولیت (exgratia) به بازماندگان کشته شدگان پرداخت کند و این درحالی است که پیگیری در دیوان متضمن جبران کامل خسارت و همزمان تعیین مقصر و به تبع آن مجرم، نزد افکار عمومی می بود. به هر حال در پی چنین توافقی بود که دیوان در 22 فوریه ی 1996 دستور داد دعوی ایرباس از فهرست دعاوی آن حذف شود[2].
4. مطابق توافق ایران با ایالات متحده، آمریکا پذیرفت تا به بازماندگان هر مسافر ایرانی کشته شده ی غیر شاغل 150 هزار دلار و به مسافران کشته شده ی شاغل 300 هزار دلار به عنوان دیه و سایر هزینه ها پرداخت کند. همچنین توافق شد این مبلغ که در مجموع رقمی حدود 69 میلیون دلار (240 هزار دلار میانگین پرداختی به خانواده ی هر قربانی) بود از طریق سفارت سوئیس به طور مستقیم به بازماندگان قربانیان پرداخت و قیمت هواپیما نیز به خود دولت پرداخت شود[3].
5. 21 دسامبر 1988 (حدود 3 ماه بعد از انهدام هواپیمای مسافر بری ایران) وقتی بوئینگ متعلق به شرکت هواپیمایی پان آمریکن، بر فراز آسمان لاکربی اسکاتلند منفجر شد و سرنشینان آن جان باختند، ‌واشنگتن بابت هر آمریکایی 11 میلیون دلار از لیبی غرامت گرفت[4]. و این یعنی قیمت جان هر ایرانی 46 برابر کمتر از جان هر آمریکایی در دولت هاشمی رفسنجانی برآورد شده بود، آن هم بدون انتساب مسئولیت به دولت جنایتکار آمریکا.
6. در سال 1990 "ویل راجرز" مدال لژیون لیاقت را از دستان جورج هربرت واکر بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، به خاطر رفتار شایسته و انجام خدمات برجسته بین تاریخ آوریل 1987 تا مه 1989 (زمان شلیک به هواپیمای ایرانی) به عنوان افسر فرماندهٔ ناو وینسنس دریافت می‌کند[5]...

[1] حقوق بین الملل عمومی، محمد رضا ضیائی بیگدلی
[2] حقوق بین الملل عمومی، حیدر پیری
[3] همان
[4] فارس نیوز، سید یاسر جبرائیلی
[5] ویکیپدیا

منبع این نوشته : منبع
دیوان ,آمریکا ,دلار ,پرداخت ,ایرانی ,هزار ,هزار دلار ,الملل عمومی، ,میلیون دلار ,هواپیمای ایرانی

حقه!


آقای ظریف در کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته «اشتباه کردم به کری اعتماد نمودم و مسئولیت این اشتباه را می پذیرم».
اگرچه اعتراف به اشتباه و پذیرش مسئولیت اقدامی مثبت است اما ملزوماتی دارد، از جمله اعلان عمومی، استعفا و پس دادن سکه های اهدایی به قهرمانان هسته ای!
در غیر این صورت، آن هم خصوصا اگر با تکذیب وزارت خارجه مواجه گردد، بیش از یک حقه‌ی رندانه جهت فرار از مهلکه‌ی استیضاح نیست.

منبع این نوشته : منبع

دوگانه‌ی «دوقطبی-فتنه» و تدبیر رهبری

دوقطبی در جامعه تنها ناظر به «ایجاد دو طیف موافق و مخالف در هر موضوعی» نیست، بلکه آن چیزی را دوقطبی گویند که جامعه را نسبت به موضوعی «اساسی» در برابر هم به «صف آرایی» وا دارد. 

در دوقطبی هر دو طرف به تبع حساسیت به موضوع مورد اختلاف، نسبت به یک دیگر نیز بغض شدید دارند و حضور در دو طیف را بعضا بر اساس نفرت از طرف دیگر بر می گزینند، نه الزما موافقت با منظومه‌ی فکری طیف خود. از این روست که هر طرف سعی دارد با «تولید و مدیریت نفرت» علیه جناج مقابل بر وزن خویش بیافزاید.

طبیعی است دوقطب صف آرایی کرده در برابر هم، با شیپور جنگ در موعد مقتضی به جان هم افتاده و تبعاتی از آشوب (همچون اوکراین 2004 با موضوع انتخابات) تا تجزیه و جنگ داخلی (همچون اوکراین 2014 با موضوع پیوستن به اتحادیه اروپا) را رقم خواهند زد.

از این رو در پیوستگی و ارتباط دوقطبی سازی در جامعه با فتنه تردیدی نیست و نمونه های نرم و سخت آن را از سال 2000 به بعد شاهد بوده ایم، چنانچه انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی صربستان در سال 2000، انتخابات پارلمانی گرجستان در سال 2003، انتخابات ریاست جمهوری اوکراین در سال 2004، انتخابات دو مرحله‌ای پارلمان قرقیزستان در سال 2005، انتخابات ریاست جمهوری بلاروس در سال 2006، انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 2009 (1388) تماماً محمل‌های براندازی نرم (انقلاب مخملین) در کشور‌های هدف بوده است و درگیری های سوریه (2011) و اوکراین (2014) نیز به دلیل اقدامات همزمان طیف هایی از مردم و گروه های مسلح، تلفیقی از شیوه های نرم و اقدامات سخت و خشن را در خود داشت.

اما دوقطبی احمدی نژاد-روحانی چه بود و چرا رهبر انقلاب مصلحت کشور را در عدم حضور احمدی نژاد دانستند؟

برای دریافت این پاسخ کافیست شرایط فعلی کشور و منطقه را تببین و آن را با سال 88 مقایسه کنیم.

در فتنه‌ی 88 آشوب گران را طبقه‌ی متوسط به بالای شهری با دغدغه های سیاسی و فرهنگی شکل می داد اما در فتنه‌ی محتمل 96 به دلیل مضیقه‌ی شدید ناشی از تورم، رکود و بیکاری، علاوه بر طیف همیشه در صحنه‌ی مذکور، طبقه‌ی کارگر و لشکر بیکاران نیز بدان افزوده خواهد شد. در اینجا مهم نیست عاملان مفاسد کلان اقتصادی، مسببان معضلات معیشتی و همدستان در تحریم های اقتصادی کیست، مهم این است که دولت مزور کنونی به خوبی می داند چگونه در موقع مقتضی به مدیریت نارضایتی ها پرداخته و در نقش اپوزوسیون ظاهر شده و نظام و رهبری را مقصر جلوه دهد. از این رو باید گفت تفاوت مهم فتنه‌ی 88 با 96 در این است که در 88 دولت و ارکان آن در کنار رهبری و نظام، در برابر حملات بودند اما در 96 دولت خود مسبب و صحنه گردان فتنه‌ی محتمل خواهد بود و دیگر آنکه فتنه‌ی 88 عموما محدود به تهران (نیمه‌ی شمالی) بود اما فتنه‌ی محتمل 96 تمام کشور را در بر خواهد گرفت.

آنچه تا اینجا ذکر شد البته معطوف به شرایط داخلی کشور بود، موضوع دیگر وضعیت خاص و بی سابقه‌ی منطقه است: حمایت رئیس سیا از روحانی، همایش بزرگ منافقین در پاریس و ظاهر شدن این گروه در نقش حلقه‌ی وصل دیگر گروه های محارب جمهوری اسلامی، بالا رفتن سطح تنش ها با عربستان و تجهیز و اعزام تیم های تروریستی سعودی به کشور، انتصاب سفیران انگلیس، فرانسه و آلمان در تهران و انتخاب آنان از کارکنان ارشد سازمان های جاسوسی خود و حضور و دستگیری کادر سفارت فرانسه و انگلیس در کردستان، در کنار حلقه‌ی آتشی که لشکر سلفی های مسلح در اطراف ایران را شکل داده، همه حکم بشکه‌ی باروتی را دارد که تنها منتظر یک جرقه برای انفجار است.

در این شرایط تبعیت دکتر احمدی نژاد از نهی و نصیحت مقام معظم رهبری، ضمن اینکه به جهت حفظ موجودیت نظام و خنثی سازی پروژه‌ی دوقطبی سازی جامعه و به تبع آن فتنه و آشوبی خطرناک تر از 88 است، دو کارکرد مهم دیگر نیز دارد:

از یک سو با منتفی شدن حضور جدی ترین رقیب روحانی در انتخابات، از رئیس جمهوری که ثابت کرده برای کسب و حفظ قدرت حاضر به هر نوع وطن فروشی است، در «معامله با آمریکا به هر قیمتی» سلب انگیزه می شود.

و از سوی دیگر مردمی که به هر دلیل از سر بغض به یک قطب (احمدی نژاد) قصد رأی دادن به قطب دیگر (روحانی) را داشتند، از این دوقطبی سیاسی فارغ شده و به این ترتیب به دور از هیاهو و جنجال دولت، می توانند به غیر روحانی نیز بیاندیشند که این تفکر و اندیشه در کارنامه‌ی تهی دولت، خود بزرگترین عامل در کاهش اقبال به حجت الاسلام روحانی است.



منبع این نوشته : منبع
دوقطبی ,انتخابات ,فتنه‌ی ,جمهوری ,روحانی ,کشور ,انتخابات ریاست ,ریاست جمهوری ,فتنه‌ی محتمل ,دوقطبی سازی ,اوکراین 2014 ,انتخابات ریاست جمهوری

اربعین نامه

قال الباقر(ع): اِنّ الحُسَینَ صاحِبَ کَربَلا قُتِلَ مَظلوما، مَکروبا عَطشانا، لَهفانا فآلَى اللّهُ عَزَّوَجلّ عَلى نَفسِهِ اَن لا یاتیَهُ لَهفانٌ و لا مَکروبٌ و لا مُذنِبٌ و لا مَغمومٌ و لا عَطشانٌ و لا مَن بِهِ عاهَةٌ ثُمَّ دَعا عِندَهُ و تَقَرَّبَ بِالحُسَینِ بنِ عَلىٍّ علیه السلام اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ إلاّ نَفَّسَ اللّهُ کُربَتَهُ وَ اَعطاهُ مَسأَلَتَهُ و غَفَرَ ذَنبَهُ وَ مَدَّ فى عُمُرِهِ وَ بَسَطَ فى رِزقِهِ فَاعتَبِروا یا اُولـِى الاَبصار.


امام باقر علیه السلام: حسین، بزرگ مرد کربلا، مظلوم و رنجیده خاطر و لب تشنه و مصیب ‏زده به شهادت رسید. پس خداوند، به ذات خود قسم یاد کرد که هیچ مصیبت‏ زده و رنجیده خاطر و گنهکار و اندوهناک و تشنه‌‏اى و هیچ بَلا دیده‌‏اى به خدا روى نمى‏‌آورد و نزد قبر حسین علیه السلام دعا نمى‌‏کند و آن حضرت را به درگاه خدا شفیع نمى‌‏سازد، مگر این‏که خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى‏‌کند و گناهش را مى‌بخشد و عمرش را طولانى و روزى‌‏اش را گسترده مى‌‏سازد. پس اى اهل بینش، درس بگیرید!

مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل، ج 10، ص 239


اول) کلیات

راهپیمایی اربعین، درختی است که ریشه در خون سرخ حسین(ع) و شاخ و برگ در امید و انتظار سبز مهدی(عج) دارد. تعبیر حقیر از این راهپیمایی چند ده میلیونی "رزمایش بزرگ ظهور" است و تمرینی بر حضور در لشکر سید خراسانی در حرکت از ایران به سمت عراق. از طرف دیگر می‌بایست مظلومیت و معرفت حسین بن علی با شکست حصرهای سنگین خبری، عالمگیر شود تا ندای "ان جدی الحسین قتل عطشانا" نیز برای جهانیان معنا پذیر گردد.

اگرچه بدوا در فروردین 89 توفیق زیارت عتبات نصیبم شده بود اما امسال افتخار داشتم اولین حضور اربعینی خود را در معیت همسر، فرزند و پدر و مادرم در عتبات تجربه و نکات آن را برای زوار سال‌های آتی ثبت کنم.

قبل از ارائه‌ی نکات مربوط به راهپیمایی اربعین، ابتدا در مقایسه‌ی ظواهر عراق 89 با عراق 94 باید بگویم در سفر اول که مصادف بود با حضور نیروهای آمریکایی، تعبیرم از عراق "پادگان و خرابه‌ای به وسعت یک کشور" بود. آن ایام در جای جای خیابان‌ها خودروهای نظامی هامر و در جای جای جاده‌ها سنگرهای نظامی مشاهده می‌شد. نیروهای آمریکایی و خودروهای زرهی و غول پیکرشان در مرز مهران به چشم می‌خورد و سفر به سامرا توصیه نمی‌شد.

امسال البته هوایی رفتیم و شاخصی برای مقایسه‌ی مرز و مسیر زمینی ندارم، اما عراق را به طور محسوسی غیر پادگانی‌تر دیدم و البته ظاهر شهرها تقریبا همان بود، کثیف و فرسوده، جز اینکه ناوگان حمل و نقل شخصی کاملا پوست اندازی کرده و با ماشین‌های مختلف وارداتی پر شده. در صدر همه بلاشک هیوندا و سپس بدون ترتیب تویوتا، کیا، شورولت، جنرال موتورز، فورد، ماشین‌های چینی و ایرانی (پژو 405، پرشیا و تندر 90 و بیش از همه پراید و سمند) به وفور مشاهده می‌شد.

در آثار و فواید پیاده روی اربعین برای ایرانیان علاوه بر جلای روح و برکات معنوی، باید گفت نمایشی از وحدت و قدرت اسلامی و خصوصا شیعی بود و زوار و مسافران عزیز قدر و قدرت ایران را با سفر به عراق در خواهند یافت. "قدر" ایران را چون بعد از برگشت از کشور نمیه مخروبه‌ی عراق، ایران را بهشت خواهند دید، و "قدرت" ایران را چون فارسی را اغلب کسبه کم و بیش می‌دانند و ریال در کنار دلار و دینار وجه رایج بازار است، قاسم سلیمانی را احترام می‌کنند و حاکمیت عراق همواره ملاحظات جمهوری اسلامی را مد نظر قرار می‌دهد. اثر دیگر این راهپیمایی 82 کیلومتری طبیعتا این است که مشقت حضور در راهپیمایی‌های 22 بهمن و روز قدس در چشم انسان خوار می‌شود.

به یکی از همسفران گفتم وقتی ما از نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود در عراق اینچنین به خود می‌بالیم، یک آمریکایی ضمن علم به قدرت نظامی سیاسی فرهنگی رسانه‌ای آمریکا وقتی می‌بیند در تمام دنیا برای مهاجرت به کشورش سر و دست می‌شکنند، زبانشان زبان بین المللی و پولشان ارز بین المللی است، محصولاتشان در تمام بازارهای جهان مشتری دارد و سیاستمداران و هنرمندانشان شناس عوام و خواص جوامع هستند، چه حسی دارد؟ و چرا نباید در اندیشه‌ی مادی خود، خویش را ارباب جهان و دیگران را رعیت آمریکاییان پندارد؟

از آنجایی که انگیزه‌ی شخصی اینجانب برای پیاده روی اربعین نشأت گرفته از سخنرانی‌های استاد پناهیان بود و ایشان تعریف و تمجیدهای فراوانی از راهپیمایی و مقام راهپیمانان داشتند، تا نیمه‌ی اول راه بسیار ناراحت و بد حال بودم!

بد حال از رفتار زننده‌ی برخی زاور ایرانی که بویی از انسانیت نبرده بودند! تصور "اصحاب حسین" و "منتظران ظهور" بودن آن جماعت کجا و آن همه رفتار شرم آور کجا؟


قبل از پرداختن به این موضوع لازم است با ذکر یک مصداق عینی، گلایه‌ی خویش را مجسم کنم. در هیأت‌های محرم حتما به وفور دیده اید افرادی را که با سینه زنی و احتمالا اشک عزاداری می‌کنند و در عین حال بدون توجه به اینکه آیا غذا به دیگران رسیده است یا نه، چندین نذری را محض تبرک کف می‌روند! اگر در نهایت غذا به همه برسد نام کار این جماعت "رانت خواری" و اگر غذا به حتی یک نفر نرسد، نامش "دزدی" است. یعنی در یک زمان و مکان و از یک فرد دو عمل متضاد سر می‌زند، اولی مستحب و دومی حرام!

شهید آوینی در نامه به حاتمی‌کیا نوشته: «عادت، گورستان فرهنگ و ادب است و من در سفر حج به حق‌الیقین آزموده‌ام که چگونه عشق دیوارهایی سنگی جایگزین عشق خدا می‌شود و دینداران، حراست از ظواهر وعادات را با حراست از اصل دین اشتباه می‌گیرند. من در آن سفر دیده‌ام زاهدانی که قرب را با میزان طول سجود می‌سنجیدند. دیده‌ام که چگونه ظاهر نماز هر چند در برابر رکن‌ یمانی، می‌تواند انسان را فرسنگ‌ها از باطن حقیقت دور می‌کند».

با این توضیح بی آنکه خود را از سیئات زیر مبرا بدانم، رفتاری که به وفور دیدم در یک کلام این بود که آنقدر "راه پیمایی" موضوعیت پیدا کرده که من و ما برای اینکه این راه را به صحت و سلامت و بی زحمت و بدون مصیبت بپیماییم همدیگر را می‌دریدیم! از همدیگر جای خواب غصب می‌کردیم و پتو می‌دزدیدیم! کمترین کمکی به خدام ایرانی و عراقی نمی‌کردیم و خط پررنگی میان زائر بودن و خادم بودن کشیده بودیم! مفت از نذری عراقی‌ها می‌خوردیم و اندکی هم تشکر نمی‌کردیم.

ما منت گذاشته بودیم که زائر شده ایم و آنان نیز وظیفه‌ی خدامی خود را انجام می‌دادند! به محل‌های توزیع غذا حمله می‌بردیم و صفوف عراقی‌ها را شکسته و نظم را به بی نظمی تبدیل می‌کردیم! اگر کسی نذری‌ای می‌داد که باب میلمان بود چندتا در بغل می‌گرفتیم و نگاه طالب دیگران به غنیمتی‌های خود را نیز محل نمی‌گذاشتیم. اگر "همراه" گم کرده ای، تقاضا می‌کرد که اجازه دهیم با موبایل مان تماس کوتاهی با همسفرش بگیرد، آنقدر عذر و بهانه می‌تراشیدیم که راهش را بکشد و گورش را گم کند!

اینکه ما چند نفر بودیم و این تعداد چه کسری از کل جمعیت را تشکیل می‌داد را نمی‌دانم اما می‌دانم که کمش هم زیاد است. به هر حال این رفتارهای زننده حالم را تا نیمه‌ی راه شدیدا گرفته بود. اما در اواسط مسیر یک اتفاق افتاد که همان را غنیمت شمردم و مثال نقضی پنداشتم تا همه را با یک چوب نرانم و آن اینکه یک نفر که همچون من و بسیاری دیگر که جایی داخل موکب‌ها نیافته بود و در هوای باز و نسبتا سرد بیرون شب را می‌گذراند، از دو پتوی موکب که روی خود داشت، یکی را به من داد، همین! آن فرد ایثاری نکرد چون قاعدتا هر پتو برای یک نفر در نظر گرفته شده بود، اما همین رعایت یک حق در میان آن همه ناحق، آنقدر جلوه داشت که آبی بر آتش غصه و غضبم از "ایرانی جماعت" بود. ناگفته نماند که اوخر راه تا حدودی دوگانه‌ی ایرانی زائر و عراقی خادم، در دیدم شکسته شد و صحنه‌ی هموطنانی که به انحاء مختلف گل زیارت را به سبزه‌ی خدمت یا به تعبیر درست‌تر سبزه‌ی زیارت را به گل خدمت آراستند به طور چشمگیری افزوده شد و این البته به جز موکب‌های ایرانی مستقر در طول مسیر بود که حقیقتا خود را وقف خدمت به زوار کرده بودند.

به هر ترتیب قبل از ظهر 11 آذر به بین الحرمین رسیدم و با احتساب حرکت در بعد از ظهر 9م، تقریبا 3 شبانه روز در راه بودیم. 

 

دوم) توصیه‌های سفر

* پول نقد همراه داشته باشید و به موجودی داخل کارت خود تکیه نکنید. جز یک مورد که دستگاه‌ خودپرداز در یک هتل ایرانی در کربلا مشاهده کردم و معلوم هم نیست که اسکناس داشته یا نه، دیگر هیچ دستگاه ایرانی‌ای در عراق ندیدم.

* دلار یا دینار خود را حداقل از یک ماه قبل از اربعین تهیه کنید تا به گرانی فصلی نخورید. دلار را در عراق بهتر می‌خرند، آنجا تبدیل کنید آن هم به دینار. زیرا قیمت هایی که به دینار اعلام می‌شود دقیق است اما معادل‌های ریالی آن دقیق و به نفعتان نیست. به عنوان مثال درحالی که صرافی‌ها به ازای 3000 تومان، 1000 دینار تحویلتان می‌دهند، اما اگر از یک مغازه دار بپرسید قیمت فلان جنس چقدر است احتمالا خواهد گفت 1000 دینار و 3500 تومان.

* در دستشویی‌های بین راه صابون کم یاب و صابون مایع تقریبا نایاب است. برترین نذری که می‌شود کرد و بهترین وسیله‌ای که برای خود و دیگران می‌توان همراه آورد چند عدد صابون مایع است. با عمل به همین توصیه، سلامت صدها نفر را تضمین خواهید کرد. زوار، خدام و آشپزها کمتر از صابون برخوردارند و همین مسئله انگل و ویروس و اسهال و استفراغ را به جان بسیاری می‌اندازد.


* پاییز به خودی خود فصل سرماخوردگی است چه رسد به اینکه در سرما بخوابیم و از آب و غذای آلوده استفاده کرده و خاک تنفس کنیم. به جوی که برخی منبری‌ها می‌دهند و مردم را به حضور با اهل و عیال تشویق می‌کنند توجهی نکنید و اگر کردید کسی را غیر از خودتان مقصر ندانید. به هیچ وجه حضور افراد مسن، کودکان و بیماران تنفسی، قلبی و عروقی توصیه نمی‌شود. قرار نیست همه در این راه شفا پیدا کنند، شاید مقدر باشد برخی هم در این راه قربانی شوند! سرماخوردگی و بیماری‌های ویروسی میان زن و مرد و پیر و جوان شایع بود.

* مرز مهران در رفت و برگشت شلوغ ترین بود. در صورتی که راه زمینی را انتخاب می‌کنید از چذابه و شلمچه استفاده نمایید.

* از اولین عمود (تیر چراغ برق) در نجف تا بتدای جاده‌ی نجف-کربلا 82 عمود وجود دارد و بعد از آن، مسیر بین نجف تا حرم حضرت عباس مجددا از 1 تا 1452 شماره گذاری شده است. فاصله‌ی هر عمود با عمود دیگر 50 متر است. بنا بر تجربه‌ی شخصی هر 100 عمود را می‌توان بدون توقف و با سرعت عادی 1 ساعته پیمود.

* اگر توانستید در سحرگاه روز اربعین، از راه دور زیارت مختصری کنید و بلافاصله برگردید، این کار را بکنید در غیر این صورت فکر بازگشت را هم نکنید. در یک کلام باید گفت مبادی خروجی شهر در روز اربعین قیامت است و اگر خوش شانس باشید احتمالا در تراکم و فشاری بسیار جایی در پشت "کامیون" نصیب تان خواهد شد.

* در روز اربعین تراکم جمعیت بسیار زیاد است و این فشار وحشتناک نه تنها شامل داخل حرم می‌شود که دامنه‌ی آن به بین الحرمین نیز سرایت می‌کند. از تقریبا عمود 1400 حرم حضرت عباس(ع) نمایان است، اگر توانستید همانجا بعد از سلام و قرائت زیارتنامه‌ی اربعین، برگردید و زیارت مفصل را به چند روز بعد موکول نمایید تا از تراکم جمعیت و قیمت هتل‌ها کاسته شود.

* غیر از روزهای شلوغ و پر تراکم، مسیر نجف تا کربلا و بلعکس، با توجه به نوع وسیله از ون تا تاکسی، نفری 3000 تا 6000 دینار است. از قیمت روزهای شلوغ و اینکه آیا اساسا تغییری دارد یا نه اطلاعی ندارم.

* قیمت هر تخت در ایام غیر پیک در نازل ترین هتل‌های کربلا و نجف به ترتیب حداقل شبی 20 و 10 دلار است.

* یک راه ارزان و نسبتا کم دردسر در رفت یا برگشت، پرواز از و به فرودگاه‌های آبادان و یا ایلام است.

* تجربه ثابت کرده روزهای آخر، مرز زمینی خروج باز می‌شود و به خط و نشان‌های ناجا هم اعتنایی نباید کرد.

* با دیدن سخاوت هیأت داران عراقی و غیر عراقی، برخی هموطنان را جو می‌گیرد و گمان می‌کنند اولا همه و ثانیا همیشه، اینگونه اند. ضمن اینکه برخی به همین دلیل در مراقبت از وسایل شخصی خود کوتاهی می‌کنند و نتیجه آن می‌شود که مقادیری وجه نقد حتی در جوار ضریح از آنان دزدیده می‌شود.

* اگر ارتباطات موبایلی برایتان اهمیت دارد و نمی‌خواهید هیچ وقت از آن محروم شوید حتما در کنار سیم کارت ایرانی، سیم کارت عراقی هم تهیه کنید و اینترنت هر دو را نیز فعال نمایید. برخی ایام ارتباطات ایرانی قفل می‌کرد و برخی ایام عراقی و برخی ایام هر دو. به وای فای‌های عمومی و بین راهی هم امیدی نیست. آنقدر کاربر دارند که احتمال اینکه حتی لحظه‌ای هم وصل نشوید زیاد است. علاوه بر عراق در قم و شهر ری حتما سیم کارت‌های عراقی فروخته می‌شود. 

* شارژ موبایل در بین راه به دلیل متقاضی بسیار عملا ممکن نیست. "شارژر همراه" و نیز سه راهی، همراه داشته باشید.

* به هیچ تازه مسلمان و تازه مذهبی شده‌ای راهپیمایی اربعین را توصیه نمی‌کنم. آنقدر شلوغی، بی نظمی، سختی و کثیفی خواهند دید که ممکن است از دین و شعائر دینی زده شوند.

* مراقب ویزا و بلیت قلابی باشید. سر بسیاری از این بابت کلاه رفته بود.

* اصولا تهیه‌ی ویزای مانیفستی سریعتر و ارزان‌تر از ویزای انفرادی است. هرچه تعداد نفراتتان در مانیفست بیشتر باشد هزینه‌ی آن به دلیل سرشکنی ارزان‌تر خواهد شد. البته مهمترین اشکال ویزای مانیفستی این است که اعضای گروه باید در عبور از مرز همراه هم باشند مگر در بازگشت زمینی به کشور که در آن صورت ظاهرا جدا بودن از گروه و در دست نداشتن برگه مشکلی به وجود نمی‌آورد. در هر حال خوب است یک کپی رنگی از مانیفست دست هر یک از افراد باشد.

* بعد و حتی شاید قبل از سفارت عراق، آژانس گردشگری "بهشت ریحانه ایرانیان" که طرف قرارداد سفارت است و تنها یک کوچه با آن فاصله دارد سریعترین راه دریافت ویزای عراق است.

* دستشویی بسیاری از موکب‌ها آفتابه‌ای است. حتما احکام آب قلیل را فرا بگیرید. اگر استفاده از آفتابه برای تان زجر آور است، یک شلنگ و سرشیر فلزی همراه داشته باشید. در موکب‌های بزرگتر و با ظاهری مرتب‌تر احتمال اینکه دستشویی ها شلنگ داشته باشد بیشتر است.

* برای اینکه هنگام خواب، در فضای باز و سرد بیرون نمانید چند راهکار توصیه می‌شود:

الف) استقرار در موکب‌ها قبل از اذان مغرب

ب) شب روی و استراحت در روز

پ) حرکت تا حوالی 12 شب و پیدا کردن جای خواب در موکب ها. به دلیل اینکه برخی افراد نیمه شب برای پیاده روی خارج می‌شوند، احتمالا آن هنگام چند جای خالی پیدا می‌کنید. طبیعتا هرچه موکب بزرگتر و جمعیتش بیشتر باشد، احتمال اینکه چند نفر از آن خارج شوند بیشتر است.

ت) همراه داشتن چادرکه البته به دلیل وزن زیادی که دارد توصیه نمی‌شود اما تضمین شده ترین راه برای زیر سقف خوابیدن است.

* اگرچه روش توصیه شده برای حرکت، از اذان صبح تا اذان مغرب و البته استراحت در هنگام اذان ظهر است. اما پیاده روی در شب محاسنی دارد. از جمله:

الف) خلوتی نسبی و امکان حرکت سریعتر

ب) پرهیز از گرمای روز و جلوگیری از عرق سوز شدن

پ) نداشتن دغدغه‌ی جای خواب در روز

ت) نیاز کمتر به پتو و البسه‌ی گرم. چراکه در حرکت، بدن سرمای کمتری به خود می‌بیند

* لباس گرم، کیسه خواب، ماسک و خصوصا چفیه و لیوان شیشه‌ای یا فلزی همراه داشته باشید. در شرایطی که بسیاری موکب‌ها چای را در استکان‌های شیشه‌ای می‌ریزند و آن را تنها در ظرف آب می‌شورند، احتمال انتقال بیماری زیاد است. برخی هم از لیوان‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند که سرطان زاست.

* هرگز از آب‌های باز استفاده نکیند. هر کس از دوستان و اطرافیان که یک لیوان آب باز خورد از پا افتاد. اگر اندکی طاقت بیاورید حتما آب معدنی گیر می‌آورید.

* از آنجایی که تقریبا تمام ایرانی‌ها راهپیمایی خود را از نجف آغاز می‌کنند، تراکم و نسبت ایرانیان به دیگران در اوایل راه بسیار زیاد است که هرچه از مسیر بگذرد این نسبت کمتر می‌شود.

* بهترین موکب برای استقرار در نجف یکی مرقد شهید حکیم است و دیگری مسجد حنانه. مرقد شهید حکیم که کارکرد و وسعتش همانند مرقد امام خودمان است، 30 دقیقه پیاده با حرم فاصله دارد و مسجد حنانه که در امتداد مرقد است 40 دقیقه. ویژگی مسجد حنانه این است که از اماکن احتمالی دفن سر مطهر امام حسین است و دیگر آنکه محل ثابت سخنرانی‌های سالیانه‌ی استاد پناهیان می‌باشد که امسال علاوه بر ایشان، به حضور آیت الله صدیقی و میثم مطیعی نیز مزین شده بود.

* بنابر تجربه‌ی من و دیگران، حرم امیرالمومنین تا حرم امام حسین 3 روز کامل راه است. برای کسانی که تند راه می‌روند حداقل 2 روز و برای افرادی که کند یا کم راه می‌روند 4 و حداکثر 5 روز.

* هر سال لیستی از موکب هایی با خدمات خاص منتشر می‌شود که خوب است به آن‌ها توجه کنید. موکب‌های ایرانی، محل گمشدگان، خدمات وای فای، پزشکی و ...

* داروهایی نظیر پماد گرفتگی عضلات، پماد تاول و قرص و کپسول‌های سرماخوردگی را همراه داشته باشید. با همراه آوردن بیش از نیاز شخصی، کمک بزرگی به دیگران خواهید کرد.

* برای پیاده روی یک کفش مخصوص پیاده روی و یک دمپایی ساده همراه داشته باشید. کفش خود را از قبل تهیه کنید تا قالب پای شما را بگیرد و تاول نزنید.

* بهترین ساک، کوله‌ای است که چرخ و دسته داشته باشد. شانه‌ها اواخر و چه بسا اواسط راه بسیار اذیت می‌شود و چرخ‌های آن است که به دادتان می‌رسد. با این حال تا جایی که می‌توانید سبک بار باشید، وزن وسایل اضافی به سودمندی شان نمی‌ارزد.

* کوله و دمپایی هرچه رنگش جیغ‌تر بهتر. با کوله‌ی متفاوت همدیگر را در انبوه جمعیت بهتر پیدا می‌کنید. به دلیل تعداد بسیار زوار و نبود جاکفشی به تعداد کافی، خواهید دید که در ورودی‌های اماکن زیارتی تلی از کفش و دم پایی درست شده است. پیدا کردن کفش و دمپایی خود در آن میان مصیبت خواهد بود و احتمال اینکه به اشتباه کفش و دمپایی شما را هم دیگران ببرند زیاد است. دمپایی‌های خود را داخل هم کنید یا به نحوی به هم گره بزنید تا گم و گور نشود. در این شرایط گاهی یک کیسه برای کفش به سختی پیدا می‌شود، همراه داشتن کیسه مفید است.

* حتی اگر بچه همراهتان نیست، کالسکه بهترین حامل وسایلتان خواهد بود، طبیعتا کالسکه‌ای که قوام داشته و خودش سربار نشود. در ناهمواری‌های بسیار مسیر، چرخ کالسکه‌ی بسیاری از زوار در رفته بود!

* فریب پاکستانی‌های دله دزدی را که یا بلیت هواپیمای خود را گم کرده اند و یا پول و کیف پول شان را، نخورید. برخی نیز به راست یا دروغ خود را هندی معرفی می‌کنند. در هر حال شخصا سه پاکستانی نصیبم شد که از قضا هر سه بلیت هواپیمای خود را گم کرده بودند و تقاضای چند صد دلار پول ناقابل داشتند!

* به جز آجیل، عسل و لیموترش که دو مورد اول آن ارزش غذایی بالایی دارد و حرارت بدن را در سرمای پاییزی بالا می‌برد خوراکی دیگری همراه نداشته باشید. لیمو ترش ضد حالت تهوع است و به گفته‌ی اطباء در ترکیب با عسل به داروی قوی ضد سرماخوردگی تبدیل می‌شود. از عسل طبیعی نیز علاوه بر مصرف خوراکی می‌توانید برای درمان زخم و تاول استفاده نمایید. به غیر از سه مورد مذکور (آجیل، عسل و لیموترش) حقیقتا هیچ خوراکی دیگری نیاز نیست. طول مسیر نجف تا کربلا پر برکت است. البته در برگشت از کربلا تقریبا تمام موکب‌ها جمع می‌شوند و دیگر نباید امیدی به جا و غذای نذری داشت. در سامرا و کاظمین و نجف هم غذای نذری گیر آوردن بگیر نگیر دارد. شخصا در شهرهای مذکور با مشاهده‌ی کمبودهای غذایی ذهنم درگیر 1700 تن سیب زمینی دفن شده‌ای بود که می‌توانست کمک بزرگی به این جمعیت عظیم باشد.

* گفتن "بسم الله الرحمن الرحیم" قبل از خوردن و نوشیدن، دفع کننده‌ی آلودگی و بیماری غذاست. به آن اهتمام داشته باشید.

* قبل از حرکت به سمت کربلا، با همسفرانتان عمودهایی را برای قرار در صورت گم کردن هم مشخص کنید.

* روی وسایل مهم تان نظیر کوله و موبایل، شماره همسفرتان را درج کنید تا در صورت گم شدن امید پیدا شدن آن وجود داشته باشد. بر گردن کودکانتان نیز کارت مشخصات و شماره تماس بیاویزید.

* نرم افزار arbaeen (www.yon.ir/RUEv) را روی گوشی خود نصب کنید، بسیار کاربردی و مفید است و اماکن مقدس و اعمال دینی آن را به صورت کامل شرح داده. کتاب "راهنمای مصور سفر زیارتی عراق" که کتابی مربعی شکل و تمام رنگی است نیز بسیار جامع و کاربردی است.

* غیر از پیاده روی می‌توان کار دیگری هم کرد و آن ذکر گفتن است. طی سه روز به راحتی می‌توانید 10 هزار صلوات بفرستید.

* غذاهای نذری را در یک تقسیم بندی می‌توان به دو گونه تقسیم کرد. برخی که بعد از پخت و حرارت دیدن بدون دخالت دست عرضه می‌شود، مانند عدسی؛ و برخی که چه حرارت ببیند یا نه، با دست‌های عمدتا آلوده و نشسته در تماس است، مانند فلافل. اگر سلامتتان برایتان مهم است تنها از نوع اول میل کنید.

* با وجودی که شخصا دست رد به هیچ غذایی نزدم اما به برکت 3 روز راه پیمایی و دو هفته پیاده روی نیم ساعته تا حرم امیر المومنین، در نهایت 4 کیلو وزن کم کردم. اگر تنها لقمه‌ای از غذای خود نیز کم کنید به وزن مطلوب و استاندارد خواهید رسید.

* در طول مسیر و خصوصا اوایل راه نجف به کربلا، عده‌ای از اهالی، از زوار برای اقامت و گذراندن شب در منزلشان دعوت می‌کنند. به هیچ کس مخصوصا خانم‌ها توصیه نمی‌کنم چنین دعوتی را بپذیرند. با یک دو دو تا چهار تای ساده خطر قتل و تجاوز را توسط نفوذی‌های داعش و یا افراد فاسد محتمل خواهید دید.

* خوب است موکب های ایرانی به جای چای، دمنوش "پونه آویشن" که خاصیت ضد سرماخوردگی دارد عرضه کنند.

* در فرودگاه عراق در برخی ساعات نفری 10 دلار عوارض ورود می‌گرفتند و در برخی ساعات هم چیزی نمی‌گرفتند. اگر نمی‌خواهید این مبلغ را پرداخت کنید چند ساعت در فرودگاه صبر کنید تا شاید فرجی شود!

* در رفت به عراق، از دو هفته تا 10 روز قبل از اربعین، و نیز در برگشت به ایران در روزهای 27 و 28 صفر، با مراجعه به سایت‌های فروش بلیت چارتر، ارزان ترین نرخ‌های بلیت هواپیما را خواهید یافت.

* به جز حوائج شخصی، حوائج اساسی امت اسلام و در رأس آن تعجیل در فرج حضرت(عج) را در طول زیارت مد نظر داشته باشید که خیر دنیا و آخرت و موجب قبولی دیگر حاجات نیز هست.


سوم) مشاهدات

* هنوز گرد و خاک پیاده روی اربعین فرو ننشسته، بسیاری پیاده از کربلا و دیگر جاها برای بزرگداشت 28 صفر راهی نجف می‌شوند. موضوع وقتی جالب‌تر است که بدانیم در اعیاد غدیر و قربان و میلاد امام زمان هم این رسم تکرار می‌شود.

* در طول مسیر عکس‌های رسمی و غیر رسمی آقا بسیار کم بود که به نظرم متأثر از توصیه‌ی استاد پناهیان بوده. به موازات عکس‌های آقا، از تعداد تصاویر شیرازی هم ظاهرا به نسبت سال قبل به طور محسوسی کاسته شده بود.

* در شهرهای زیارتی عراق همچنان تصاویر مقتدا صدر و پدرش در صدر بود.

* مگس پر تعداد ترین جانور عراق است چنانکه انگار نیمی از مگس‌های عالم در عراق جمع اند!

* شخصا معتقدم بهترین سوغات عراق دُر نجف است که خواص مادی و معنوی بسیاری برای آن ذکر گشته و قیمتی هم ندارد. "دِهین" هم نوعی حلوای بسیار لذیذ است که مرغوب ترین آن با نام "احمد الیاسری" در یک مغازه در بازار بزرگ نجف و در نزدیکی حرم عرضه می‌شود.

* در اغلب فروشگاه‌های نجف و احتمالا کل عراق، برخی محصولات خوراکی وطنی به وفور یافت می‌شود که در رأس آن برخی محصولات کاله است. خصوصا ماست سون یا به تعبیر عراقی اش "سفن" بسیار طرفدار دارد. بندگان خدا هنوز نمی‌دانند این محصول در ایران سرطان زا اعلام شده است!

* سوسیس و کالباس در عراق مصرف و طرفدار ندارد.

* چای و قهوه‌ی عراقی بسیار غلیظ و تلخ است. چای عراقی همان چای دم کرده‌ی خودمان است با این تفاوت که به آن آب جوش اضافه نمی‌کنند و همان را در استکان‌های کوچک با شکر فراوان می‌خورند. قهوه هم عینا به همان شکل و بدون شکر مصرف می‌شود. اگر قصد خودکشی دارید کافیست فقط یکبار امتحان کنید!

* وسعت حرم‌های کربلا، نجف، سامرا و کاظمین جمعا به حرم رضوی نمی‌رسید.

* حرم امامین کاظمین بیشترین شباهت را به حرم امام رضا البته در وضعیت 20 سال قبل حرم رضوی داشت و مجلل‌تر از حرم نجف و کربلا نیز بود. ظاهرا ارادت ایرانیان به امام هشتم، به پدر و پسر حضرت هم به صورت ویژه‌ای سرایت کرده.

* کمبود برق در عراق و قطع و وصل‌های مکرر عادی است.

* از 20 صفر (اربعین) تا 30 صفر (شهادت امام رضا) تنها 10 روز فاصله است، از صمیم قلب آرزو می‌کنم برخی مشهدی نما(!)‌های اطراف حرم، فقط همین یک روز را سر زوار عراقی کلاه نگذراند و تیغشان نزنند! موکب و مبیت و غذای نذری پیش کش.

* اقدام بسیاری از هیأت داران عراقی در نذری دادن در ظرف‌های پلاستیکی کوچکی که تقریبا نصف یا یک سوم ظروف خودمان است موجب جلوگیری از اسراف و در خور تقدیر است.

* آب‌های معدنی نیز که عمدتا به صورت لیوانی عرضه می‌شد بسیار مناسب است زیرا بدن معمولا در یک وعده به بیش از آن احتیاجی ندارد و دیگر آنکه مقدار پلاستیک مصرف شده در هر لیوان در مقایسه با بطری‌های کوچک آب معدنی، بسیار کمتر است.

* لیوان‌های کاغذی تماما دسته‌ی کاغذی به شکل دو بال داشت تا دست را نسوزاند.

* محل استقرار پلیس راهنمایی و رانندگی در عراق صندلی‌ای است که سقف آن به صورت یک کلاه پلیس بزرگ است.

* در نجف که بعد از بغداد و اربیل، ثروتمند ترین شهر عراق است، هنوز در برخی جاها با الاغ آشغال‌ها را جمع می‌کنند!

* ارزش رسمی پول ایران و عراق برابر است چنانچه یک کارگر عراقی روزانه 20 هزار دینار مزد می‌گیرد و هزینه‌های زندگی نیز همانند ماست. البته ارزش اسمی ریال به دینار چنین است که هر 1000 دینار عراقی معادل 3000 تومان است البته در شرایطی که دلار 3600 تومان قیمت دارد. در واقع طی چند سال اخیر تورم عراق نزدیک صفر و نسبت دلار به دینار ثابت بوده و آنچه موجب تفاوت ریال و دینار است کاهش یا افزایش قیمت ریال در برابر دلار می‌باشد.

* ظاهرا در عراق و حداقل نجف، خودرو و خوراک بیشترین سهم را در سبد هزینه‌های خانوار دارد. صحنه‌ی خانه‌های فرسوده‌ای که جلوی آن ماشین‌های چند 10 هزار دلاری و گران قیمت پارک شده فراوان است.

* به دلیل عبور چند میلیون زائر از جاده‌ی نجف کربلا، با وجود نظافت و جمع آوری روزانه، همیشه روی زمین در دو طرف مسیر پر از زباله‌های خشک است.

* قیمت و ارزش تاکسی‌های نجف از 6000 دلار (پراید) تا 60 هزار دلار (دژ) متغیر است!

* در حرم سامرا و نجف در دو مورد لعن عده‌ای را به مقدسات اهل سنت شاهد بودم که واکنش تندی نسبت به این موضوع نشان دادم. خلاصه‌ی ماجرا اینکه ابتدا وقتی لعن یک فرد و همراهی یک جماعت را در حرم سامرا با فریاد خاموش کردم، فردی آمد و گفت از شجاعتت خوشم آمد و اینکه میان یک عده "کله خر" این چنین شجاعانه ظاهر شدی. اگرچه من نیز این جماعت را حقیقتا همان گونه می‌دانستم اما آنجا و از آنها واکنشی به واکنش خویش ندیدم تا اینکه چند روز بعد در حرم علوی میاندار هیأتی بعد از روضه شروع کرد به چند سری لعن مقدسات اهل سنت با صدای بلند، آنجا نیز واکنش نشان دادم با این تفاوت که این بار لعن گویان را در حمله به خود دیدم! بعد از صحبت‌های من ولوله‌ای در جمع افتاد و چند نفر به چند نفر به جر و بحث پرداختند و نظم صحن به هم ریخت. مسئول انتظامات، میاندار و یکی از همفکرانم را به اتاقی برد و من نیز به اسم مترجم و عملا برای نجات آن دوست ناشناخته، خود را وارد معرکه کردم. برایم خیلی جالب بود که آن میاندار گردن کلفت بعد از ورود به اتاق "انتظامات حرم" و نه "شکنجه گاه استخبارات بعث" اینچنین صدا و دستش می‌لرزید. این موضوع را به رویش آوردم و گفتم نه به آن نعره‌های نفرینت و نه به این صدای لرزانت!


دریافت فایل PDF:

http://www.telegram.me/GhadiriNetwork/522


«هرگونه کپی و استفاده از تمام و یا بخشی از این نگاشته، 

حتی بدون ذکر منبع، مطلقا جایز است»


التماس دعای فرج

سلامتی و طول عمر رهبر مظلوم انقلاب

و نابودی و مرگ دشمنان و بدخواهان اسلام و انقلاب


منبع این نوشته : منبع
عراق ,می‌شود ,اینکه ,داشته ,عراقی ,دینار ,داشته باشید ,همراه داشته ,احتمال اینکه ,تهیه کنید ,غذای نذری ,همراه داشته باشید ,فلزی همراه داشته ,هیأ

ما، قرآن و ظریف

1- «23» مرتبه تکرار واژه‌ی «تعلیق» در متن برجام،

2- ظریف در صحن علنی مجلس: «در هیچ جای برجام لفظ تعلیق نیامده»!


3- ظریف در کمیسیون ویژه‌ی برجام: «کل تحریم‌های اقتصادی، مالی و پولی اتحادیه اروپا از روز اجرا لغو و کل تحریم‌های ایالات‌متحده اعمال شده بر روی شخصیت‌های غیر آمریکایی از روز اجرا لغو می‌شود»، روحانی: «ما هیچ توافقی را امضا نخواهیم کرد مگر آنکه در نخستین روز تمام تحریم های اقتصادی بالمره و در همان روز لغو شود»،

4- ظریف: «به مردم وعده رفع تحریم آمریکا را ندادیم»!


5- روحانی: «برجام خورشید تابان است»،

6- ظریف در مصاحبه با فرید زکریا: «ما وعده‌ی خورشید و ماه ندادیم»!


«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ» اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى کنید مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کرده‏ اید پشیمان شوید (سوره حجرات، آیه 6).



منبع این نوشته : منبع
ظریف

ارباب حلقه ها

اخیرا دیدم سایت توقیف شده‌ی جهان نیوز لیست مبسوط و مستندی از مفاسد اصلاحات و کارگزاران منتشر کرده بود (yon.ir/xxAU) که اگر آن را به موارد زیر اضافه کنیم فهرست نسبتا کاملی از مفاسد کلان اقتصادی در معرض قضاوت عموم قرار خواهد گرفت. نکته‌ی قابل توجه آنکه در این میان رد پای خانواده‌ی «ه» کم و بیش در تقریبا تمام این مفاسد مشهود است:

میرحسین موسوی اکنون در ویلایی 1011 متری زندگی می کند. وی در این منزل زمان نخست وزیری زندگی می کرد و بعد از آن به درخواست او و با موافقت رئیس جمهور وقت (هاشمی) این خانه به یک هفتادم قیمت روز به وی واگذار می شود!

دکل نفتی گم شده مربوط به پسر مهاجرانی وزیر لندن نشین خاتمی است.

ماجرای فیش های نجومی 397 مدیر این دولت و توجیه روحانی در ابتدا و دفاع جهانگیری که گفته بود «بانک ها مظلوم اند» و نوبخت که گفت «این ها ذخیره های نظام اند» قابل توجه است. جالب آنکه درفاصله‌ی سال های 89 تا 93 اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی و مسئول برخورد با مفاسد اقتصادی و حقوق های نجومی، به همراه دیگر اعضای هیئت مدیره شرکت سیمان تهران، جمعا 865 میلیون تومان پاداش دریافت نموده اند.

تاسیس صرافی بدون مجوز در زمان اوج نوسانات ارزی توسط فریدون و شریکش (علی صدقی، رئیس نجومی بانک رفاه) موضوع ناپیدایی نیست.

اختلاس 800 میلیارد تومانی باند سرخه در دولت کنونی و ارتباطش به «ف» نیز جالب است.

وقف دانشگاه آزاد به ارزش 250 هزار میلیارد تومان (با احتساب دلار هزار تومانی در سال 88 معادل 250 میلیارد دلار) توسط هیات امنای دانشگاه (هاشمی، میرحسین موسوی، حسن خمینی و جاسبی) در حالی صورت گرفت که در دولت قبل دست این افراد از این دانشگاه متعلق به بیت المال کوتاه شد و در نتیجه تصمیم گرفتند در وقفی نامشروع خود را متولی وقف قرار داده و سهمی به ظاهر قانونی را به عنوان متولی از این بابت از درآمدهای کلان دانشگاه برداشت نمایند که با مانعیت مقام معظم رهبری، این طرح شوم خنثی گردید.

در آخرین نمونه از اختلاس های کلان دولت روحانی، 8000 میلیارد تومان از صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان اختلاس شد که حدود نیمی از آن (3800 میلیارد تومان) تنها سهم شخص مدیر عامل بود.

در توضیح آنچه به دولت دهم منسوب می کنند:

بابک زنجانی به اذعان خودش از رانندگی رئیس بانک مرکزی دولت هاشمی به مسئولیت خطیر توزیع ارز در کشور رسید و شد آنچه شد! جالب آنکه وی در انتخابات 92 کمکی بلاعوض و 5 میلیارد تومانی به ستاد روحانی نمود و دو نوبت مورد تقدیر اکبر هاشمی و حسن روحانی قرار گرفت. حال با توجه به امکانی که برای او در فروش نفت محیا بود، در دولت دهم فروش بخشی از نفت به کشورهای دیگر در زمان تحریم به وی واگذار شد که همین امر مستمسک نسبت دادن مفاسد وی به دولت دهم گشت.

فساد بانکی 3000 میلیارد تومانی که مربوط به شرکت امیر منصور آریا است، اختلاسی متعلق به بخش خصوصی بود که به برکت نظام اسلامی، عامل آن اعدام شد و 5000 میلیارد تومان از اموال وی (2000 میلیارد تومان بیش از آنچه دزدیده بود) مصادره گردید. خاوری، رئیس وقت بانک ملی نیز که در این فساد مشارکت داشت، از مدیران قدیمی و باسابقه‌ی بانکی بود که نسبت فکری اش با هاشمی و حمایت انتخاباتی از او در سال 84 موضوع پنهانی نیست.

فساد رحیمی در پرونده‌ی بیمه مربوط به زمان قبل از معاون اولی وی بود، و البته وقتی احمدی نژاد در اقدامی سهل انگارانه او را به عنوان معاون اول برگزید، اصولگریان بسیاری انتقاد کردند که چرا یک مهره‌ی هاشمی (استاندار کردستان در زمان هاشمی) که متهم به فساد اقتصادی است را در دولت خود آن هم در این سمت منصوب کرده است. جالب آنکه احمدی نژاد تا روز آخر دولتش مانع برخورد قضایی با رحیمی شد و دست درازی به کابینه را خط قرمز خود نامید.

کمتر از 700 میلیارد دلار (رقم دقیق 623 میلیارد دلار) درآمد نفت ایران در 8 سال احمدی نژاد، که عده ای آن را با سوال «این پول ها کجا رفت؟» طوری وانمود می کنند که انگار دزدیه شده است، صرف هزاران پروژه‌ی ملی و استانی و بودجه جاری و عمرانی کشور شد که شرح هزینه کرد این مبالغ به صورت تفکیکی قابل مشاهده است (yon.ir/fw4u).


منبع این نوشته : منبع
میلیارد ,دولت ,تومان ,هاشمی ,زمان ,مفاسد ,میلیارد تومان ,میلیارد دلار ,میلیارد تومانی ,جالب آنکه ,قابل توجه

کارگزاران مشغول کارند!

این عبارت به ظاهر منتقدانه و به غایت هوشمندانه را از سوی افراد و رسانه های حامی دولت بسیار شنیده اید و تا روز انتخابات نیز بیشتر خواهید شنید که «تیم رسانه ای دولت ضعیف است».
در علم ارتباطات دو مفهوم وجود دارد، «خبر» و «پیام خبر».
خبرِ عبارت پر تکرار مذکور همان است که بیان شد: تیم رسانه ای دولت ضعیف است.
اما با وجود خبرگی و بیش فعالی تیم رسانه ای روحانی یا همان ستاد عملیات روانی دولت با مدیریت و صحنه گردانی حسام الدین آشنا، این همه اصرار بر ضعف و کم کاری تیم رسانه ای دولت و پیام آن چیست؟
پاسخ اینکه اگر خبری از فعالیت های دولت نمی شنوید، ضعف اطلاع رسانی است، وگرنه کارگزاران مشغول کارند!

منبع این نوشته : منبع
دولت ,رسانه ,مشغول کارند ,کارگزاران مشغول ,دولت ضعیف ,کارگزاران مشغول کارند

مخاطرات فرهنگی و امنیتی ماهواره و شبکه‌های اجتماعی

بخش اول: ماهواره www.aparat.com/v/6Gtgu


ابتدا در بحث ماهواره باید روشن شود کدام جنبه ماهواره مورد بحث ماست. ماهواره دو بعد دارد بعد سخت افزاری و بعد نرم افزاری آن. افرادی گمان می‌کنند که مشکل ما با بخش سخت افزاری و دیش و رسیور است و بعد این افراد تعجب می‌کنند که چرا عده‌ای از آدم‌های به تعبیر آنها دگم با پیشرفت و علم و تکنولوژی و سخت افزار ماهواره مشکل دارند؟ و برای خود شاهد مثال و دلیل می‌آورند و می‌گویند اولا اکنون عصر فضا و ماهواره است. ثانیا شما افرادی که امروز از ماهواره ایراد می‌گیرید قبلا به ویدیو و قبل تر از آن به سینما خرده می‌گرفتید در حالی که مرور زمان اثبات کرد که این دو پدیده مضر نیستند و خود شما هم نه تنها اکنون مصرف کننده‌ی این‌ها هستید بلکه در این حوزه‌ها  وارد تولید محتوا هم شده اید.

پاسخ این افراد این است که هنگامی که صحبت از عصر ماهواره و فضا میشود، "ماهواره" در این جا بحث اشتراک لفظی است.

آن یکی شیر است اندر بادیه/ وان یکی شیر است اندر بادیه/ آن دگر شیر است کآدم میخورد/ وان دگر شیر است کآدم میخورد!

منظور از ماهواره‌ای که  نمایانگر علم و پیشرفت یک کشور است امثال کاوشگر شاتل است و در کشورمان ایران ماهواره هایی با اسامی مختلف امید، رصد و مصباح به فضا فرستاده می‌شود وگرنه در خرید و نصب دیش ماهواره با چند صد هزار تومان در منازل، رنگ و اثری از پیشرفت و تمدن و علم دیده نمی‌شود.

 

در جواب پرسش دوم باید گفت که اتفاقا این همان چیزی ست که ما می‌گوییم. بحث بر سر ماهواره نیست. مسامحتا از این لفظ استفاده می‌شود. بحث بر سر نرم افزار و محتوایی است که به وسیله‌ی این سخت افزار منتقل می‌شود و شاهد مثال ما هم دقیقا همین بحث ویدیو و سینما است.

آن هنگام هم -در دهه‌ی شصت و اوایل دهه‌ی هفتاد_ که از قبح ویدیو سخن می‌گفتیم مشکل بر سر دستگاه ویدیو نبود بلکه بحث برسر این بود که VHS هایی که در بین افراد جامعه در حال تبادل بود عموما محتوایی ناسالم، غیر اخلاقی و ضد دینی داشت. در قبل انقلاب هم سینما رفتن مربوط به قشر خاصی از جامعه بود چرا که فیلم‌های زمان شاه فیلم‌های مناسبی نبودند و اگر در همان زمان هم قشر اصیل و مذهبی با سینما مخالفت می‌کردند به همین محتوای سینما بر می‌گشت.

 

در خصوص ماهواره، آمار هایی که فعلا در این زمینه در دست است نشان می‌دهد ضریب نفوذ ماهواره در ایران حداقل 60 درصد است و این میزان در شهری مانند تهران به 70 درصد می‌رسد.

حدود 20 هزار شبکه ماهواره‌ای فعال در دنیا وجود دارد که بین 2 تا 3 هزار شبکه‌ی کد نشده رایگان با دیش و رسیور‌های عادی در کشور قابل دریافت است که در این میان حدود 100 شبکه، شبکه پورنوگرافی ست که مشخصا به نمایش اعمال جنسی می‌پردازند و برای انحطاط و انحراف، کافی ست یک فرد احیانا به یکی از این شبکه‌ها متصل شود.

 

باید به این موضوع نیز اشاره کرد که ممکن است گفته شود همین محتوا در اینترنت هم وجود دارد اما باید دقت کنید که فرد برای دسترسی به یک سایت نامناسب ابتدا باید سایت را بشناسد، باید اینترنت پرسرعت و فیلتر شکن در اختیار داشته باشد، آدرس سایت را وارد کند تا مخاطب آن محتوا قرار گیرد اما در بحث ماهواره فرد بعد از نصب دستگاه بدون پرداخت هزینه یا در اختیار داشتن امکانات خاصی و حتی بدون داشتن سواد حداقلی، صرفا با در دست گرفتن کنترل دستگاه، مخاطب شبکه‌های نامناسب قرار می‌گیرد و این سهولت دسترسی و فقدان حریم و  محدودیت است که ماهواره را نسبت به اینترنت خطرناک تر می‌کند.

 

در میان شبکه‌های ماهواره حدود 100 شبکه فارسی زبان وجود دارد که در زمینه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و پخش فیلم فعال هستند. قبلا شبکه "فارسی وان" که زیر مجموعه‌ی شرکت نیوزکورپوریشن است پرمخاطب ترین شبکه‌ی پخش فیلم و سریال فارسی بود که مالکیت آن  در دست روبرت مرداک، فردی با دو تابعیت استرالیایی و آمریکایی  است و متولد شده از مادر یهودی و پدری مسیحی ست که خودش را البته مسیحی معرفی می‌کند. مرداک همچنین مالک شرکت تولید فیلم "فاکس قرن بیستم" است و شبکه‌ی خبری فاکس نیوز که زیر مجموعه‌ی کمپانی نیوزکورپوریشن است، شبکه‌ی خبری اثرگذاری در امریکا و دنیاست و در ضمن شبکه sky  وsky news  هم در مالکیت این شخص هست.

شبکه فارسی وان که پربیننده ترین شبکه پخش فیلم بود تم خیانت را با عادی سازی در دو حوزه‌ی رفتاری کنش و واکنش ترویج می‌کرد.

 

در توضیح این دو حوزه باید بدانیم قبح اعمال از روی مجازات آنها در ذهن متصور می‌شود یعنی عملی که مجازاتش اعدام باشد قبیح تر از عملی ست که مجازاتش شلاق است. در اسلام قبیح ترین عمل که بیشترین و سنگین ترین مجازات را دارد زنای محصنه یا همان خیانت است که مجازات آن سنگسار در نظر گرفته شده است. در شبکه فارسی وان و امثال آن برای قبح شکنی اولا خود فرد به راحتی راجع به عملی که انجام داده صحبت می‌کند (کنش) و بدتر از آن عکس العمل عادی‌ای است که فرد خیانت شده نسبت به خیانت کننده دارد (واکنش). اینگونه است که هنجارها و سازه‌های ذهنی مخاطب نسبت به آن عمل کاملا متلاشی می‌شود و فرو می‌ریزد و نتیجه‌ی فروپاشی قبح ذهنی، فروپاشی قبح عملی و انجام آن عمل خواهد بود.

 

امام علی(ع) در حدیثی می‌فرماید: شما نمی‌توانید مثل من رفتار کنید اما میتوانید مرا یاری کنید با ورع، اجتهاد، عفت و سداد. معنای ورع با تقوا  تفاوت دارد ورع بالاتر از تقواست به این صورت که تقوا پرهیز از گناه، و ورع پرهیز از زمینه‌ی گناه است. پس بهتر است بجای پرهیز از شبکه‌های نامناسب اصلا از ابتدا پای ماهواره را به منازل خود باز نکنیم.

 

در حال حاضر سه شبکه پربیننده در ایران در رتبه اول شبکه GEM هست که به اندازه فارسی وان پرده دری نمی‌کند دومی شبکه مستند "من و تو" وسومی شبکه BBC  فارسی است.

 

اقدامی که فیلم‌های مستهجن می‌کنند این است که درج می‌کنند که تماشای برنامه برای زیر 18 سال توصیه نمی‌شود که مفهوم مخالف این عبارت این است که بالای 18 ساله‌ها می‌توانند ببینند!

در حالی که اولا سن بلوغ در دختران 9 تا 13 سالگی و در پسران 12 تا 15 سالگی است و این 18 سال اساس درستی ندارد. ثانیا فارغ از این ماجرا باید بدانیم تماشای این برنامه‌ها در همه سنین و در هر دو فرد مجرد و متاهل اثرات نامطلوبی دارد و عنوان می‌شود بزرگترین آسیب ماهواره اتفاقا فروپاشی خانواده و بحث خیانت است یعنی اسیب آن گریبانگیر فرد متاهل بالای 18 سال هم هست و ذهن او را هم مورد هدف قرار می‌دهد.

 

در مورد عوامل گرایش افراد به سمت ماهواره چهار عامل اصلی را می‌توان ذکر کرد:

1. تفریح و سرگرمی. اگر فرض کنیم تفریح تنها محدود به تماشای فیلم باشد و باز هم فرض کنیم صدا و سیمای ایران در بین این 20 شبکه هیچ برنامه سرگرم کننده‌ای در شبانه روز ندارد، با وجود این دو فرض غلط، فردی که به بهانه‌ی نبود سرگرمی اقدام به نصب ماهواره میکند چه فرقی دارد با کسی که غذای مورد علاقه اش در رستوران موجود نیست و بنابراین به لجن خواری روی می‌آورد؟

2. اخبار و اطلاعات. افراد ادعا می‌کنند برای زبان آموزی و یا تماشای برنامه‌های مستند، تاریخ، حیات وحش و ... اقدام به نصب ماهواره کرده اند و از قضا این افراد عموما کمترین استفاده را از این محتوا دارند. به وسیله این توجیه خطرناک قشر فرهیخته جامعه مورد هدف قرار می‌گیرند.

3. اعتیاد جنسی. عده‌ای از افراد معتاد به تماشای فیلم‌ها و اعمال جنسی هستند.

4. عقب نیافتادن از سبک زندگی غربی، که بعضا اصرار دارند ان را "سبک زندگی مدرن" بنامند. یعنی غرب زدگی هم علت ماهواره است و هم معلول آن. فردی که این فضا را می‌پسندد به سمت ماهواره می‌رود و بعد از نصب ماهواره با سرعت بیشتری شبیخون فرهنگی غرب را متحمل می‌شود و آن پروسه همواره ادامه دارد.

 

در اینجا باید به نکته‌ی مهمی اشاره کرد و آن اینکه دو پدیده متفاوت وجود دارد: فرهنگ غربی و غرب زدگی.

غرب زدگی شکل هیولایی و کاریکاتوری فرهنگ غربی ست. برای شناخت فرهنگ یک جامعه دو منبع هنری وجود دارد یکی رمان هایی که در آن جامعه نوشته می‌شود و دیگری فیلم و سریال آن جامعه است. مقام معظم رهبری رمان‌های بسیار زیادی مطالعه کرده اند و از آنجایی که بسیاری از رمان نویس‌های برتر جهان روس بودند ایشان بسیار با فرهنگ روسی آشنایی دارند. طوریکه پوتین در مورد ملاقات با مقام معظم رهبری گفته بود رهبر ایران آنچنان از فرهنگ روسیه شناخت داشتند که گویی در خیابان‌های مسکو قدم زده اند.

ازطرف دیگر فیلم‌ها و سریال‌های جوامع هستند، که اگر معکوسشان کنید به فرهنگشان دست پیدا می‌کنید! چرا که ویژگی هنر هفتم آن است که آرزوها و تخیلات افراد را به تصویر می‌کشد. مثلا در کشور هند که مردم با مشکلات شدید جمعیتی، فقر و اختلاف  طبقاتی مواجهند بالیوود به نمایش افراد بسیار ثروتمند می‌پردازد.

یا فیلم‌های ژاپنی، چشم بادامی‌های شان را در انیمیشن‌ها دارای چشمانی بسیار درشت و گرد نشان می‌دهد!

 

موضوع اکثر سریال‌های ایرانی نیز ازدواج، زن دوم، هوو و ... است حال آنکه همه می‌دانیم جوانان برای همان ازدواج اول هم مشکلات زیادی دارند و ما با این فیلم‌ها تصور صحیحی از اوضاع فرهنگی ایران ارایه نمی‌کنیم؛ همچنان که مجرای اتصال و شناخت فرهنگ غرب برای یک ایرانی تماشای فیلم‌های آن‌ها از طریق ماهواره است، و اینجاست که غرب زدگی اتفاق میفتد. یعنی عده‌ای غرب و غربی شدن را از مجرای ماهواره می‌آموزند در حالی که در ماهواره عموما اعمال خاصی از اقشار خاصی به نمایش در می‌آید.

 

ایرانی هایی که با این تصور احمقانه به مغرب زمین سفر می‌کنند به عنوان کثیف ترین اقشار بین غربی‌ها انگشت نما می‌شوند. کسانی که به دنبال ژست جهانی شدن هستند و خود را یک شهروند جهانی می‌دانند باید بدانند فرهنگ غرب شامل سکولاریسم، لیبرالیسم، وجدان کاری، کار و تلاش، نظم و انضباط، مطالعه، احترام کامل به قوانین و مصرف درست و بهینه می‌شود و البته در کنار این‌ها بی بند و باری هایی که در کشورهای مختلف و بین اقشار مختلف با دز متفاوت وجود دارد. چنانچه اولا وضع فرهنگی کشورهای غربی با یکدیگر فرق دارد و ثانیا داخل کشورها هم ایالات، اقشار و گروه‌های جمعیتی مختلف سطوح مختلفی از بی بند و باری را دارند. به عنوان مثال آمریکا در کل به مراتب مذهبی تر از اروپاست. در خود آمریکا وضعیت فرهنگی ایالتی چون یوتا که شدیدا مذهبی است با ایالتی چون کالیفرنیا که مقر هالیوود و ایالتی ساحلی است تفاوت اساسی دارد.

 

تقلید کورکورانه برخی ایرانیان از نقش‌های سینمایی فیلم‌های غربی موجب بروز غرب زدگی در جامعه می‌شود و در نتیجه رفتارهایی بروز می‌کند که حتی در فرهنگ غرب نامناسب شناخته شده است. چنانچه اکنون ایران رتبه‌ی اول یا دوم مصرف لوازم ارایشی در جهان را دارد و دختران آرایش‌های غلیظی حتی در کلاس‌های درس می کنند در حالیکه شما در غرب چنین مسئله‌ای را به این شدت حتی در عروسی‌های شان نمی بینید. میانگین سن ازدواج در ایران از آمریکا پیشی گرفته و آمار طلاق به بحران رسیده. زنان و مردان ایرانی رکورد دار عمل بینی در جهان هستند و زنان و مردان مثلا روشنفکر ما اجازه‌ی تماشای فیلم هایی را به فرزندانشان می دهند که در غرب با منوعیت‌های شدید قانونی و فرهنگی برای کودکان مواجه است.

 

اگر تمام زندگی غرب در آن بی بندوباری خلاصه باشد چگونه غرب فرصت پیشرفت علمی این چنینی را داشته است؟ تبعیت از فرهنگ غربی اگر می‌خواهد انجام شود باید حداقل در جنبه‌های مثبت فرهنگ غرب هم انجام شود. درحالی که می بینیم معایب غرب را با ضریب چند برابر گرفته ایم اما از محاسن کمترین عایدی نداشته ایم. ساعت مفید کاری در آمریکا نزدیک 8 ساعت در روز است و در ایران آمارها بیانگر از چند دقیقه تا نهایتا دو ساعت در روز است. این یعنی در جهان سوم ما فقط ژست غربی می‌گیریم. گاهی ما برای نزدیک شدن به غرب که آن را به اصطلاح جهان متمدن می‌دانیم دست به کارهایی می‌زنیم که تصور می‌کنیم دیگر جهان سومی نیستیم در حالی که همان تقلید بدون تدبیر، دقیقا از جهان سومی بودن ما ناشی می‌شود. چنانچه پیروی از مد و لباس یا انجام خالکوبی‌ها و جراحی‌های صورت که انجام می شود از جهان سومی و سطحی بودن عاملان ناشی می شود.

 

در مطالعه احادیث آخر الزمان دو شخصیت معرفی می‌شود که به عنوان شدیدترین دشمنان امام زمان و حکومتشان مطرح است. یکی از آنها سفیانی و دیگری دجال است. علایمی که برای سفیانی نام برده شده تمثیلی نیست. نشان می‌دهد که سفیانی یک شخص است. نام او الزاما سفیانی نیست و احتمالا مرام و مسلکی شبیه به آل ابو سفیان دارد که می‌تواند شخصیتی حقیقی داشته باشد یعنی یک انسان باشد یا حقوقی باشد یعنی یک سازمان و تشکیلات باشد. اما در مورد دجال علایمی که برایش نام برده اند نشان می‌دهد که قاعدتا نمی‌تواند یک فرد باشد. طبق احادیث، دجال یک یهودی ست با یک چشم که با یک دست قمار بازی، با یک دست غنا، با یک دست زن بارگی و با یک دست لهو و لعب را ترویج می‌کند در آخرالزمان هیچ خانه‌ای از شر او در امان نیست.

اینکه دجال یک انسان باشد واقعا بعید به نظر می‌آید، یک چشم بودن دجال را چه بگوییم تجلی سخت افزاری ماهواره یعنی تلویزیون است و چه بگوییم تشکیلات پشتوانه‌ای شبکه‌های ماهواره ای، فراماسونری ست تفاوتی نمی‌کند. چنانچه در مورد سفیانی، هم می‌توان تشکیلات داعش را تصور کرد و هم می‌تواند مصداق کسی باشد که بیاید و ریاست امور را بدست بگیرد. و البته همه‌ی این‌ها احتمال است، نه تطبیق قطعی.

 

فرهنگ غربی و بخش کاریکاتوری آن غرب زدگی اثرات مخربی در همه‌ی ابعاد زندگی ما داشته و اصولا سبک زندگی مخرب و ویرانگری را به وجود آورده.

در بعد اقتصادی اولا باعث ایجاد فرهنگ اسراف در جامعه شده است. دوم مصرف گرایی، سوم مشخصا مصرف کالاهای خارجی.

در برخی مطالعات مشاهده شده است خانواده‌های آمریکایی، خود کمتر به خرید کالاهای آمریکایی تمایل دارند در حالی که در ایران اگر تحریم اعمال نمی‌شد مردم شدیدا به خرید کالای امریکایی روی می‌آوردند همچنان که اکنون عده‌ای برای خرید برندهای اروپایی سر و دست می‌شکنند.

در حوزه‌ی سیاسی، غربزدگی برای ما براندازی و در بهترین حالت اصلاح طلبی را به ارمغان آورد، جنبش سبز یک جنبش جنسی-سیاسی بود. افرادی که از نظر جنسی احساس سرکوب میکردند به دنبال یک کودتا بودند تا بتوانند شهواتشان را آنطور که فکر می‌کنند غربی‌ها هستند بروز بدهند چراکه در نظام اسلامی چنین امکانی برای آنان فراهم نیست.

مسئله‌ی دیگر این است که ماهواره بستری برای شایعات و شبهات سیاسی و دینی است. شبهه را هر کسی در کمترین زمان می‌تواند طرح کند اما برای پاسخ به آن نیاز به افراد متخصص و زمان مناسب داریم. اصولا وقتی شایعه و شبهه‌ای را در ذهن مخاطب جا دادیم، فرد خود به خود ضد دین یا ضد انقلاب می‌شود و این خود یکی از تبعات سیاسی امنیتی ماهواره است.

خطر امنیتی دیگر ماهواره نیز این است که ضد انقلاب و معاندین نظام شامل منافقین، بهائیان، خانواده‌های اعدامیان، سلطنت طلبان، گروه‌های تجزیه طلب، جنبش سبز، وهابیان و غیره را یکپارچه کرده و با مدیریت واحد تجمیع می‌کند.

در حوزه فرهنگی اجتماعی، فروپاشی خانواده را داریم که گفته شد اثراتش افراد بزرگسال و متاهل را نیز به نابودی می‌کشد. طلاق، بیماری‌های نسل افکنی چون ایدز و هپاتیت، اعتیاد به مواد مخدر که نوع صنعتی آن بلاشک تحفه‌ی فرهنگ غربی است نتیجه رواج ماهواره است. همچنین وقتی شهوترانی برای افراد نهادینه شد این لذت جویی حد و مرز نمی‌شناسد و از سکس به الکل و مواد مخدر تسری می‌یابد.

حتی در حوزه‌ی سلامت، تب فست فودها را داریم که دارای ضرر مسلم است و بیماری‌های مختلف قلبی و عروقی را به عنوان عامل اصلی مرگ و میر سبب می‌شود. سیگار و نوشابه‌های گاز دار و غذاهای فراوری شده نیز در همین حوزه قابل طرح است.

 

طبق اعلام قوه قضائیه سه عامل اصلی طلاق در کشور عبارتست از: اعتیاد، نارضایتی  جنسی و تجمل گرایی.

نارضایتی جنسی با ارضا نشدن تفاوت دارد. نارضایتی جنسی یعنی فرد چشم و دلش سیر نمی‌شود و این دلیلی ندارد جز اینکه فرد افراد دیگری را دیده است و دیو شهوت را رها کرده است. به همین دلیل است که طلاق در بازیگران که عموما بی بند و بار هستند زیاد است البته اگر این افراد اصولا تن به ازدواج دهند! و در حوزه ماهواره آماری اعدادی گفته شده از جمله اینکه علت 36 درصد از طلاق‌ها است.

تجمل گرایی یعنی افراد انتظارات مالی غیر معمولی از یکدیگر دارند که برآورده نمی‌شود که ناشی از همان پدیده‌ی مصرف گرایی است.

با رشد ماهواره آمار طلاق بالا می‌رود. طلاقی که خود سر منشاء بسیاری از مشکلات اجتماعی است، زنان مطلقه، مردان مطلق و فرزندان طلاق هر کدام گرفتار آسیب‌های متعددی می‌شوند. فرزندان طلاق عموما به سمت بزه‌های خرد و کلان و مواد مخدر سوق می‌یابند. طلاق به ظاهر انفصال دو انسان است و در حقیقت فروپاشی خانواده‌ها و جامعه است و مگر جز این است که جامعه را خانواده می‌سازد همانطور که سلول‌ها پیکر را؟!

بلایی که غربزدگی بر سر جامعه می‌اورد مشابه اثری است که کراک بر پیکر فرد معتاد دارد؛ بدن را پاره پاره و متلاشی می‌کند.

 

بخش دوم: شبکه‌های اجتماعی www.aparat.com/v/qoeX8

ابتدا باید تفاوت شبکه اجتماعی با رسانه اجتماعی روشن شود. ارتباط شبکه و رسانه بدین صورت است که طبق یک نظر هر شبکه اجتماعی رسانه اجتماعی است ولی هر رسانه اجتماعی یک شبکه اجتماعی نیست، در واقع رسانه اجتماعی درگاهی ست برای عرضه‌ی اطلاعات به همه که در تولید محتوا همه‌ی افراد می‌توانند مشارکت کنند مثل وبلاگ‌ها و یوتیوب و ویکی پدیا که رسانه اجتماعی هستند اما شبکه خیر. در رسانه اجتماعی تک تک افراد اول با رسانه مرتبط و از طریق آن رسانه با یک جمع وسیعی از مخاطبین مرتبط می‌شوند. اما در شبکه اجتماعی همه‌ی گروه‌ها مستقیم با هم در ارتباط هستند. البته این یک نظر است که می‌گوید شبکه و رسانه عموم و خصوص مطلقند و دو حلقه هستند که یکی (شبکه‌های اجتماعی) داخل دیگری (رسانه‌های اجتماعی) قرار دارند؛ اما نظر دیگر این دو را، دو حلقه‌ی مرتبط به هم و عموم و خصوص من وجه می‌داند. هر دو نظر قابل دفاعند و بستگی دارد کدام مصادیق را در نظر بگیریم.

 

شبکه اجتماعی یعنی افراد بهم متصل می‌شوند. از شبکه‌های اجتماعی که به تعبیر دوم صرفا شبکه باشند می‌توان شبکه‌های اجتماعی موبایلی مانند واتساپ، وایبر را نام برد و برای شبکه اجتماعی که به تعبیر اول رسانه اجتماعی هم باشد، یعنی هم افراد با هم مرتبط باشند و هم درگاهی باشد برای نظاره‌ی عموم، می‌توان به فیس بوک، توییتر، گوگل پلاس و تلگرام اشاره کرد.

 

حال این شبکه‌های اجتماعی دارای ویژگی‌هایی است:

1. خود افراد خبرساز هستند پس مثل رسانه‌های جمعی قدیم (تلویزیون و رادیو) یک ارسال کننده خبر و یک جمع دریافت کننده ندارد بلکه همه خبر می‌دهند و همه خبر می‌گیرند. کلکم راع و کلکم مسؤل. یعنی مشارکت فعال در خبرسازی ارتباط و تعامل مدیریت شده.

2. اختیار و مدیریت کامل کاربر بر شکل و مفاد محتواست. در مورد شکل، کاربر می‌تواند مطلب را در قالب فیلم، عکس، متن یا صوت منتشر کند. در رابطه با محتوا کاربر اختیار دارد اخبار سیاسی، فرهنگی، ورزشی، شخصی و غیره منتشر کند. حتی کاربر در انتخاب مخاطبینش اختیار دارد.

3. بحث دیگر ارزانی شبکه هاست. حجم عظیمی از مکالمات و ارتباطات از مخابرات بر داشته شده و از پیامک به وایبر و واتساپ رسیده است و این شبکه‌ها امکان مکالمه را نیز در اختیار کاربرانشان قرار دادند که به علت ارزانی و در دسترس بودن مورد استقبال مردم قرار گرفت.

4. همچنین در این شبکه‌ها بحث ارایه هویت دلخواه از خود مطرح  است. مثلا کاربر عکسی از خودش به نمایش می‌گذارد که الزاما خود واقعی او نیست و یک زندگی دومی دارد که آنطور که دوست دارد خود را معرفی می‌کند. شما در زندگی واقعی یک ظاهری دارید، یک ویژگی هایی دارید، ناخواسته با افرادی در دانشگاه و جامعه در تعامل هستید و نمی‌توانید از این‌ها فرار کنید اما در شبکه‌های اجتماعی شما امپراطور صفحه شخصی خود هستید و این وجه جذابیت بزرگی برای این شبکه هاست.

 

شبکه‌های اجتماعی دو آسیب عمده در دو حوزه مختلف دارند یکی در حوزه فرهنگی اجتماعی و دیگری بحث سیاسی امنیتی ست.

بحث فرهنگی اجتماعی آن این است که این شبکه‌ها حضور مستمر و دایمی افراد را باعث می‌شوند و مشکل اعتیاد آوری دارند و باعث اتلاف وقت کاربران است که این اعتیاد خود به دو مقوله بر می‌گردد یکی اعتیاد به اینترنت به طور کلی، و دیگری اعتیاد به حضور در شبکه‌های اجتماعی به طور خاص. مقام معظم رهبری نیز در دیدار با دانشجویان نکاتی را در این خصوص به آنان متذکر شدند.

از آنجایی که افراد ذاتا مایل به تعریف و تشویق شدن هستند، وقتی فردی عکس یا مطلبی را گذاشت و تشویق شد؛ که ما به ازای خارجی این تشویق‌ها در شبکه‌های اجتماعی مختلف بحث لایک و پلاس، بازدید و بازنشر است، به سمت نشر بی حد و حصر مطالب پیش می‌رود و مدام از جزئیات خود و خانواده اش مطلب می‌گذارد و این هم مشکل امنیتی است و هم فرهنگی؛ امنیتی است چون همه چیزش را برای سوء استفاده‌های بعدی و احتمالی دشمن عیان کرده؛ و فرهنگی است چون حریمی برای خود و دیگران نگذاشته. از این روست که می‌گوییم این شبکه‌ها بستری برای تزلزل عفت، حیا و حریم خانواده است. در این شبکه‌ها افراد درد دل ها، عکس ها، و اطلاعاتی از خانواده خود و غیره را قرار می‌دهد و در واقع هر کس تابلویی برای معرفی خودش در دست دارد و در معرض دید دیگران قرار گرفته که این امر ارتباطات ناسالم و دسترسی‌ها را آسان کرده و این خود خطرناک است.

در حوزه سیاسی امنیتی این مشکل وجود دارد که در رسانه‌های قدیمی با وجود سانسور هایی که اجتناب ناپذیر بود و همه‌ی حقیقت نمایش داده نمی‌شد حداقل یک فیلتر بود که در مقابل شایعات می‌ایستاد اما شبکه‌های اجتماعی امروزه بستر عجیب و غریبی برای شایعات و شبهات هستند. با اینکه همه‌ی مردم این نکته را می‌دانند اما در مقام کاربر همه مبتلا به ترویج این شایعات هستیم.

مشکل دیگر این است که اپوزوسیون و ضد انقلاب را با قدرت، سرعت و دقت بیشتری از ماهوراه به یکدیگر متصل و شبکه می‌کند و این یک بحران بلقوه‌ی امنیتی است.

در زمینه‌ی شایعات "یوزف گوبلز" وزیر تبلیغات هیتلر نظریه‌ی "دروغ بزرگ" را مطرح کرد: دروغ هرچه بزرگتر باور پذیر تر! دروغ هرچه بزرگتر باشد و جزییات بیشتری از آن بیان شود باور پذیری بیشتری دارد. آنقدر دروغ را بزرگ و بی شرمانه بگو که مخاطب شرم کند که آن را باور نکند.

در اسلامی که می‌گوید اگر از کسی گناه دیدی حمل بر صحت کن همان اسلام می‌گوید اگر مطلبی شنیدی تا هنگامی که صحت آن برایت مثل آفتاب روشن نشده نقل نکن. اگر شبهه‌ای در جامعه بود که به گوش تو رسید باید همانجا جلوی رواج شایعه را بگیر چون وظیفه داری جلوی رشد شایعات را بگیری.

 

باید بدانیم اولا اخبار و اطلاعات شبکه‌های اجتماعی فاضلاب‌های خبری هستند. ثانیا حواسمان به دروغ بزرگ باشد ثالثا وظیفه داریم نه باور کنیم و نه نشر بدهیم رابعا راه ساده این است که حداقل در اینترنت صحت و سقم مطالب را بسنجید چون حتی وبلاگ‌ها کمی معتبر تر از شبکه‌های اجتماعی هستند. اگر می‌خواهید مطلبی صحیح را نشر دهید حتما لینک خبر را در انتهای پیام قرار دهید البته لینک از این جهت خطرناک است که گاهی لینک هم می‌تواند یکی از عناصر دروغ بزرگ باشد بهتر است لینک را باز کنید و مطلب را بخوانید. چون ممکن است لینک اساسا باز نکند و یا به مطلبی بی ربط پیوند بدهد.

 

شبکه‌های امنیتی در حوزه جاسوسی سه اثر و کارکرد مهم دارد:

1. به دست آوردن نبض سیاسی فرهنگی افکار عمومی جامعه‌ی هدف. یعنی دشمن در برهه‌های مختلف سیاسی کشور واکنش جامعه‌ی ما به اخبار را مشاهده می‌کند و خواهد فهمید چه اقداماتی چه واکنش هایی دارد و واکنش‌ها چه شدتی دارند و این فرصت را می‌دهد برنامه ریزی‌های دقیق و آنی برای مسایل آینده داشته باشند و راحت تر از جامعه بازخورد بگیرند.

2. بحث جاسوسی محتوای شبکه‌ها توسط مالکین آن هاست. یعنی طبیعتا وقتی کاربر یک شبکه هستید عکس، رمز، مشخصات و محل سکونت، تمام مخاطبین و مراودات، عکس هایی که می‌دهید و فیلم هایی که میگیرید در اختیار مدیران شبکه قرار دارد. مانند وقتی ست که کسی کامپیوتر شخصی یا موبایلش را در اختیار شما می‌گذارد. در این صورت رمزش، عکس هایش و هر آنچه در آن ذخیره کرده عملا در دست شماست با این تفاوت که اگر در کامپیوتر داده‌ای حذف شود از بین می‌رود اما در شبکه‌ها هر چیزی حذف شود در آرشیو اصلی باقی می‌ماند و اطلاعات تمام مردم در ابرحافظه‌ها ذخیره می‌شود مانند وقتی که پیامکتان را از موبایل خود پاک کنید اما در مخابرات موجود است.

"ادوارد اسنون" همکار CIA و پیمانکار NSA  افشا کرد سرقت اطلاعات توسط NSA  به چند صورت انجام می‌شود. یک حالتش همکاری با ستون فقرات اینترنت جهان تحت عنوان پروژه‌ی PRISM است. یعنی در سایت هایی چون فیسبوک و گوگل، هر واژه‌ای که جستجو می‌کنید، سایت هایی که دیدن کردید، افرادی که مخاطب ایمیل شما بودند، خرید‌های اینترنتی و همه اطلاعات و فعالیت‌های یک کاربر را دارند و در اختیار NSA می‌گذارند.

3. حالت دیگر بحث هک اطلاعات است و اینکه این نرم افزارها علاوه بر اطلاعاتی که در آن شبکه دارید، بعضا مجهز به کدها و رمز شکن هایی هستند که به اطلاعات متفرقه‌ی گوشی موبایلتان هم دسترسی پیدا می‌کنند. دیکشنری Babylon منبع این نوشته : منبع
اجتماعی ,شبکه ,افراد ,شبکه‌های ,می‌شود ,یعنی ,شبکه‌های اجتماعی ,وجود دارد ,رسانه اجتماعی ,شبکه اجتماعی ,فرهنگ غربی

اصلاح یک اشتباه رایج

مقام معظم رهبری در تاریخ 18/6/94 فرمودند: «بعد از اتمام این مذاکرات هسته‌ای، شنیدم صهیونیست‌ها گفتند فعلاً با این مذاکراتی که شد، تا 25 سال از دغدغه‌ی ایران آسوده‌ایم؛ بعد از 25 سال فکرش را میکنیم. بنده در جواب عرض میکنم اوّلاً شما 25 سال آینده را نخواهید دید. ان‌شاءالله تا 25 سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت؛ ثانیاً در همین مدّت هم روحیّه‌ی اسلامیِ مبارز و حماسی و جهادی، یک لحظه صهیونیست‌ها را راحت نخواهد گذاشت؛ این را بدانند».

همانطور که می بینید، عبارت «شما 25 سال آینده را نخواهید دید» جمله ای ابتدا به ساکن نبوده که معنای آن این باشد که مثلا تا 20 سال آینده هستید اما 25 سال آینده خیر؛ بلکه واکنشی به مفروض انگاشتن بقای رژیم صهیونیستی تا 25 سال آینده است و چه بسا در آینده ای نزدیک این نابودی و محو صورت گیرد. بنابراین این غلط رایج که ما نیز تاریخ انقضای اسرائیل را 25 سال دیگر بدانیم آشکارا نا همخوان با فرمایش رهبری است و چه بسا تعویق در زمان نابودی اسرائیل باشد.



منبع این نوشته : منبع
آینده ,رژیم صهیونیستی

خاستگاه استقلال طلبی در کالیفرنیا

آنچه از کالیفرنیا باید بدانیم و همان محمل اصلی انگیزه های استقلال خواهی است شامل این موارد می شود:
ایالت کالیفرنیا هم مرز کشور مکزیک و اقیانوس آرام، سومین ایالت بزرگ آمریکا و پر جمعیت ترین آن است (عامل جغرافیای سیاسی).
کالیفرنیا همچنین قدرتمندترین ایالت آمریکا از نظر اقتصادی است و همواره به تنهایی جزء 10 اقتصاد برتر جهان بوده است (عامل اقتصادی).
این موارد اما آتش زیر خاکستری بود که به انضمام دو موضوع دیگر اعتراضات و تظاهرات گسترده و دنباله داری را پس از پیروزی ترامپ در خصوصا لس آنجلس، بزرگترین شهر این ایالت و دومین شهر پرجمعیت آمریکا بعد از نیویورک، سبب شده است.
اول آنکه رأی کالیفرنیا همواره، یکپارچه و به طور سنتی با دموکرات ها بوده (عامل سیاسی) و دیگر آنکه این ایالت از مهاجرپذیرترین ایالات آمریکاست (عامل جامعه شناسانه) به طوری که بزرگترین جمعیت ایرانی خارج از ایران را نیز در خود جای داده و از آنجایی که نه دموکرات ها و نه مهاجران کمترین تمایلی به سکان داری ترامپ ندارند، این موضوع سبب هم افزایی انگیزه های سیاسی اجتماعی با اقتصادی گشته که خود استقلال خواهی در این ایالت را به بالاترین حد رسانده است.


منبع این نوشته : منبع
ایالت ,کالیفرنیا ,عامل ,سیاسی ,اقتصادی ,آمریکا ,استقلال خواهی

معمای ترامپ و سیمپسون ها

مدتی است در شبکه های اجتماعی مطلبی تحت عنوان «پیش بینی پیروزی ترامپ در سریال سیمپسون ها» دست به دست می چرخد و با استنادی ناقص به برخی پلان های قسمت 17 فصل 11، اینگونه وانمود می شود که گویی از 16 سال پیش (سال 2000) پیروزی ترامپ بر یک رقیب خود که زن است پیش بینی شده بود!
اما آنچه در این خصوص لازم به ذکر است اینکه
1. ترامپ به عنوان چهره ای میلیاردر و مشهور، یکبار در سال 2000 و قبل از ساخت و نمایش این قسمت، از حزب رفورم (Reform) وارد کارزار مقدماتی انتخابات شد و البته از ادامه‌ی رقابت‌ها انصراف داد.
2. افرادی که با سریال سیمپسون‌ها (The Simpsons) آشنایی دارند می دانند در این انیمیشن سیاسی اجتماعی بزرگسالان که عنوان طولانی ترین سریال تاریخ سینمای جهان (از 1987 تا کنون) را نصیب خود کرده، همه چیز و همه کس دستمایه‌ی طنز قرار می گیرد، از چهره های سیاسی آمریکایی و غیر آمریکایی تا چهره های فرهنگی، هنری، ورزشی و غیره. بنابراین شوخی با ترامپ به عنوان چهره ای معروف و رئیس جمهور دانستن وی در شرایطی که در عالم واقع از حزبی ضعیف کاندیدای ریاست جمهوری شده بود کاملا منطبق با رویه‌ی این سریال است. بنابراین ردیف کردن شباهت های ترامپ با نسخه‌ی انیمیشنی اش از این منظر که «چطور این همه شباهت امکان پذیر است؟» همانند سر و ته گرفتن لیوان و تعجب از باز بودن ته و بسته بودن سر آن است! چراکه این افراد ترامپ را فرد گمنامی تصور کرده اند که تنها در سال 2016 پدیدار شد و در این میان نیز سریالی سال‌ها قبل ظهور او را پیش بینی کرده بود! اما همانطور که گفته شد، اساسا آنچه در سیمپسون‌ها به آن اشاره می شود مبتنی بر حضور این چهره‌ی جنجالی در مراحل مقدماتی انتخابات 2000 و متلک به او بوده است.
3. مطلب دیگر آنکه بر خلاف تصور رایج، اساسا در این سریال ترامپ و لیسا سیمپسون (دختر خانواده سیمپسون‌ها که در آینده رئیس جمهور شده) رقیب یکدیگر نیستند. بلکه ترامپ رئیس جمهور قبل از او بوده است که از قضا ضربات اقتصادی وی به آمریکا در دوره‌ی ریاست جمهوری اش، توسط کمپانی سازنده، «فاکس قرن بیستم» (20th Century Fox) تمسخر کننده‌ی دیروز و حامی امروز او به سخره گرفته شده است. بنابراین اولا اساسا ارکان و اجزاء این مشابهت سازی که ترامپ و لیسا را رقیب پنداشته مطرود است و دیگر آنکه کمپانی فاکس که عده ای ساخته‌ی آن را «پیش بینی» قلمداد می کنند خود در انتخابات اخیر خلاف ساخته اش عمل، و از مجرای رکن خبری اش «فاکس نیوز» (FOX NEWS) از ترامپ حمایت کرد.
4. تنها مطلبی که برای توضیح می ماند یک پلان از قسمتی دیگر از این انیمیشن است که نشان می دهد ترامپ از پله برقی پایین می آید که مشابه حقیقی و امروزی آن در عناصری چون رنگ لباس و حرکت دستان و افتادن یک پلاکارد از بالا عینا تکرار می شود که همسانی این موارد در نگاه اول قدری عجیب می نماید. در این خصوص باید گفت به فرض تعلق داشتن این پلان به سال 2000، با توجه به محبوبیت زاید الوصف انیمیشن سیمپسون‌ها در جامعه‌ی آمریکا، و با توجه به اشراف ترامپ و اطرافیانش بر سوژه شدن وی در این سریال، به نظر می رسد ترامپ عامدا همان صحنه را به صورت واقعی بازسازی کرده تا به عنوان ترفندی تبلیغاتی رئیس جمهور بودنش را پیش بینی شده و مفروض و مقبول بنماید؛ موضوعی که اکنون شدیدا در جامعه‌ی دو قطبی آمریکا با آن درگیر است. در غیر این صورت باید گفت عجیب هم نیست اگر در بیش از یک سال تحرک انتخاباتی ترامپ، به طور اتفاقی صحنه ای همانند سریال سیمپسون‌ها شود، خصوصا آنکه در آن انیمیشن نیز سعی بر بازسازی فضای انتخاباتی بر اساس چارچوب های واقعی و مرسوم بوده است.


منبع این نوشته : منبع
ترامپ ,سریال ,سیمپسون‌ها ,رئیس ,جمهور ,بینی ,رئیس جمهور ,ریاست جمهوری ,دیگر آنکه ,سریال سیمپسون‌ها ,عنوان چهره

گریزی به مبانی و روش های خرق عادت

شاید دیده و حتما شنیده اید افرادی را که داعیه ی قدرت های ماوراء الطبیعه داشته و با جمع کردن عده ای به گرد خویش، و سوء استفاده از بلاهت این افراد که بعضا دارای مدارج بالای علمی نیز هستند، خود را صاحب کرامت و ولایت دانسته و داعیه هایی را از بابی تا خدایی مطرح می کنند.

در این خصوص صرفا جهت آشنایی کلی و بسیار مختصر با علوم و فنونی که تکیه گاه این افراد در فریب اطرافیان خویش است، توضیحاتی ارائه می گردد.

با این مقدمه به صورت بسیار فشرده به ارائه ی سرفصل کلی مطالب می پردازیم.

مبانی و روش های خرق عادت معطوف است به هفت مورد شامل "علوم متعارف"، "علوم غریبه"، "جن"، "قدرت بدن"، "انرژی بدن"، "قدرت ذهن" و "قدرت روح" که توضیح هر کدام به اختصار در پیش می آید:


علوم متعارف: که عموما شامل پزشکی، روان شناسی، روان پزشکی، ریاضی، فیزیک و شیمی است.

در پزشکی چه از نوع طب سنتی ایرانی یا غیر ایرانی و چه طب نوین، گاهی با مشاهده ی یک اثر ظاهری در فرد می توان به علتی پی برد که آن علت خود معلول های عدیده ی دیگری دارد. بدین وسیله با رؤیت یک معلول، دیگر حالات و وضعیت های جسمی و روانی فرد قابل تبیین است. 

این قاعده کم و بیش در روان شناسی/ روان پزشکی نیز صادق است. البته در علم روان پزشکی/ روان شناسی با توجه به شناخت برخی کارکردهای کمترشناخته شده ی مغز و ذهن، و ارتباط آن با مسائلی چون بازیابی حافظه و هیبنوتیزم، این مسائل قابل اجرا و استفاده است.

در خصوص شیمی، فیزیک و ریاضیات نیز قواعد پیچیده ی علمی وجود دارد که در صورت عدم اطلاع مخاطب از آن، قواعد و فنون این علوم می تواند از جانب وی به عنوان اقدامی فراطبیعی قلمداد گردد.


علوم غریبه: ترکیب ادعیه و ادویه است و به طور سنتی به پنج شاخه تقسیم می شود که عبارت است از سیمیا (موهومات و طلسمات)، هیمیا (طالع بینی و ستاره شناسی)، ریمیا (شعبده و تردستی)، لیمیا (تسخیر) و کیمیا (اکسیر و ترکیب و تبدیل مواد حیوانی، گیاهی و معدنی). البته این تقسیم بندی، کهنه و بدون مقسمی منطقی است. ایضا شاخه ی کیمیا را امروزه دیگر با توجه به پیشرفت علم شیمی و آگاهی در قواعد و قوانین آن می بایست خارج از مجموعه ی علوم غریبه دانست. 

عالی ترین نوع علوم غریبه، جفر (علم حروف و اعداد)، رمل (علم نقطه) و ستاره شناسی (علم آینده نگاری و تعیین حالات عارض بر اشیاء) است که استطرلاب یکی از شناخته شده ترین وسایل لازم برای آن (ستاره شناسی) می باشد.

در رابطه با این علوم که از آن با عناوینی نظیر "علوم خفیه" و "شبه علم" نیز یاد می شود باید گفت از آنجایی که ریشه بسیاری از این علوم در آسمان های دیگر دوم تا ششم و حتی اول تا هفتم است و به وسیله ی وحی، ملائک یا اجنه به بشر رسیده است، لذا اگر چه تا حدودی نسبت به "چگونگی" آن علم وجود دارد، اما نسبت به "چیستی" و خصوصاً "چرایی" آن پرسش های بی پاسخ فراوانی وجود دارد.

لازم به ذکر آنکه علوم غریبه در فقه شیعه به دو بخش حلال و حرام تقسیم می شود که "سحر" با کارکرد خاص خود (تسخیر و تصرف در پندار و رفتار قربانی اعم از جن و انس) بخش حرام آن را شکل می دهد.


جن: حیوانی دو بعدی و لطیف که در صور مختلف، تقسیم می شود به ناطق و غیر ناطق، شیطان و غیر شیطان، مسلمان و غیر مسلمان، نر و ماده.

تأکید بر عبارت "حیوانی دو بعدی" از این جهت است که اولا عده ای به اشتباه این موجود را "حیوان" ندانسته و جزء مجردات می پندارند در حالی که جنیان مانند انسان و حیوان داری زاد و ولد و حیات و ممات و خواب و خوراک اند. از طرف دیگر نیز عده ای بی جهت قید "ناطقیت" را بر تمام گونه های جن تعمیم می دهند؛ در حالی که گونه هایی از این موجوداتِ لطیف همانند حیوانات زمینی فاقد شعور اند. به عبارت دیگر این موجودات در یک تقسیم بندی کلی به دو دسته ی عاقل و غیر عاقل تقسیم می گردند که افراد مسلمان و غیر مسلمان و نیز شیطان و غیر شیطان طبیعتا از نوع ذی شعور اجنه اند.

در اینجا بیان چند نکته ضروری به نظر می رسد.

اول آنکه عموم به اشتباه اجنه را به دو دسته ی کلی مسلمان و کافر تقسیم می نمایند. این درحالی است که عده ای که مسلمان نیستند الزاما کافر نبوده و بسیاری اهل کتاب (مسیحی و یهودی) می باشند.

البته از حضرت آیت الله بهجت نقل است که مسلمانان جن الزاما شیعه اند و سنی ندارند که این سخن یا نقل قول محل تردید است.

دوم آنکه هر جن کافری، الزاما شیطان نیست. شیطان به معنای فریبنده است و اگر کافری اقدام به فریب جن و یا انس نکند قطعا خارج از رسته ی شیاطین است. اما اینکه آیا هر شیطانی (فریبنده ای) الزاما کافر (ملحد و یا مشرک) است یا اینکه می تواند اهل کتاب و مسلمان باشد یا خیر، و اینکه آقا شیطان و فریبنده بودن محدود به نسل ابلیس است یا اینکه خارج از آن است یا خیر، و نیز اینکه شیطان و فریبنده بودن اجنه الزاما یک اهتمام پیوسته است یا اینکه به صورت موردی و به ندرت نیز روی می دهد، بر نگارنده به طور قطع هنوز معلوم نیست.

سوم آنکه اصولا در جن شناسی باید دقت نماییم معارف این حوزه را به تمام انواع جنیان تعمیم ندهیم. حتی مواردی را که گمان داریم ذاتی اجنه است. بسیار پیش می آید که فردی از انس با فردی از جن تماس خواسته یا ناخواسته داشته و در پی این تماس، مشاهداتش را از اوصاف و مشخصات آن جن، مشخصات تمام اجنه می پندارد و فردی دیگر در تماس با گونه ای دیگر از جن مشخصات آن نوع را بیان می دارد و این تفاوت در روایات از جانب عده ای از محققین محکوم به تناقض می گردد در حالی که باید توجه داشت این تفاوت و تضاد نه به علت تناقض است که از قضا تمام این روایات می تواند صحیح و تکمیل کننده ی بخشی از شناخت ما باشد.

با توجه به این نکته حتی قابلیت تبدیل جن به شیء اعم از جاندار یا شاید غیر جاندار و در شکل انسان یا غیر انسان نیز شاید الزاما قابل تعمیم به تمام انواع آن حتی از رسته ی ذی شعورش نباشد.

در تکمله ی این بحث باید متذکر شد که جنس جن، انرژی و حرارت است که طبق قانون معروف انیشتین در خصوص تبدیل ماده به انرژی و انرژی به ماده، تبدیل و تغییر جن به صور گوناگون مادی، مبنایی کاملا علمی دارد.


قدرت بدن: تحمل شرایط سخت مانند گرما یا سرمای شدید، تحمل وزن زیاد، گرسنگی بسیار و ... که با تمرین و تکرار زیاد حاصل می شود.


انرژی بدن: انرژی "چی" که از تمرکز انرژی بدن از "چاکرا"ها ایجاد می گردد شناخته شده ترین گونه ی انرژی نهفته در جسم است.


قدرت ذهن: به صورت ذاتی یا اکتسابی ممکن است وجود داشته باشد و مصادیق بارز آن عبارت است از تله پاتی، ذهن خوانی، پیش بینی و پیش گویی.


قدرت روح: به صورت اکتسابی یا اعطایی است. حالت اکتسابی آن با سختی بر جسم و به تعبیر دقیق تر با تقویت اراده از طریق مبارزه با غرایز که می تواند به صورت حلال یا حرام باشد به وجود می آید. حالت اعطایی آن هنگامی است که طبق سنن و قوانین خداوند، پاداش برخی اعمال به صورت یکسان یا غیر یکسان به مؤمنین داده می شود چنانچه فرار از زنا علم تعبیر خواب را برای دوری کننده از آن موجب می گردد.

البته نگارنده هنوز نمی داند که آیا انسان و جن نیز می توانند قدرت هایی را به بشر منتقل کنند یا خیر. مواردی هست که فرد شیطان صفتی دست به اعمال شنیعی می زند و قدرت هایی را بواسطه ی شیاطین اجنه به دست می آورد اما این به دست آوردن تا آنجایی که تاکنون گزارش شده و نگارنده اطلاع دارد، از نوع کمک علمی یا عملی جن به نحو مباشرت است به انسان، نه اینکه قدرتی را به فردی دیگر "انتقال" دهد.


منبع این نوشته : منبع
علوم ,قدرت ,انرژی ,شیطان ,اجنه ,اینکه ,علوم غریبه ,ستاره شناسی ,تمام انواع ,فردی دیگر ,قدرت هایی

شب نوشت ها

تاکنون به کشورهای استرالیا (نزدیک دو سال)، مالزی (چند روز)، ونزوئلا (چند روز)، مکزیک (یک سال)، لبنان (چند روز)، سوریه (یک روز) و عراق (مجموعا دو ماه) سفر داشته ام. در این میان ماحصل سفر لبنان و سوریه، کتابی با عنوان «ملیتا؛ سفرنامه‌ی مصور لبنان» بوده (yon.ir/cuzV) و توصیه های سفر اربعینی عراق را نیز در مطلب مبسوطی با عنوان «اربعین نامه» در فضای مجازی در دسترس قرار داده ام (yon.ir/dMup). سفرنامه‌ی مکزیک اما حکایت دیگری دارد و اگرچه یکبار نگاشته‌ی خویش را برای بررسی و چاپ به دفتر سوره مهر دادم اما دیری نپایید که پشیمان گشته و کتاب را بازپس گرفتم. علت هم این بود که آنچه محتوای نگاشته را شکل می داد، متشکل از سیر آفاق و انفس و آغشته به محاسبه‌ی نفس و برخی مسائل خانوادگی بود که انتشار آن را به دلایلی از جمله توصیه‌ی برخی دوستان، منتفی نمود.

با این حال اکنون با گذشت 8 سال از آغاز نگارش شب نوشت های یک سال حضور و اقامت در مکزیک، فرصتی دست داد تا یادداشت های آن روزها را که آمیخته به فعالیت های خویش، مسائل و حوادث روز مکزیک و نیز منعکس کننده‌ی پاره ای از فعالیت های سفارت است به مرور منتشر کنم.

خاطرات پیش رو، عینا آن چیزی است که شب ها در دفتر خود می نگاشتم که سعی شده بدون کمترین دخل و تصرف و البته با حذف برخی حدیث نفس ها و امور خانوادگی به شما مخاطب عزیز عرضه گردد.

طبیعتا دریافت نکات و نظرات خوانندگان موجب امتنان و موهبتی برای بهتر آموختن است.


شب نوشت ها در تلگرام: www.telegram.me/ShabNeveshtha

شب نوشت ها در پلاس: www.plus.google.com/113072756350299669383/posts/j24fJWNUHDo


منبع این نوشته : منبع
نوشت ,مکزیک

گنج نهان

پیامبر(ص) در بیان حوادث قبل از ظهور در آخر الزمان: فرات کوهی از طلا و نقره را بر ملا کند, بر سر آن جنگی درگیرد که از هر نه نفر هفت نفر کشته شود (عصر ظهور, علی کورانی, ص 129 به نقل از کتاب خطی ابن حماد, ص 92).

سلیمان شروع به ساختن مسجد کرد و شیاطین و دیوان را گروه گروه به استخراج معادن طلا و جواهرات فرستاد و دسته ای را هم برای حمل آن ها به بیت المقدس گماشت... و در نتیجه آن قدر سنگ های معدنی, طلا, جواهر تهیه شد که اندازه آن ها را جز خدا کسی نمی دانست... بخت النصر به جنگ بنی اسرائیل آمد و شهر را ویران کرده, دستور خرابی مسجد را داد و طلا و جواهری که در آن بود همه را به پایتخت کشور خود در عراق برد (تاریخ انبیاء, سید هاشم رسولی محلاتی, صص 527 و 528 به نقل از مجمع البیان, جلد 8, ص 382).


منبع این نوشته : منبع

چند نکته پیرامون کانال ضد انقلاب مملکته

1. این کانال حدود 250 هزار عضو  دارد 

2. گردانندگان آن به صورت ناشناس فعالیت می کنند

3. رویکرد خبری توام با طنز (توهین و تمسخر) دارند

4. روان شناسی مخاطب قوی و فعالیت مستمری دارند و در عین حال به طور غیر مستقیم بر یک "فرد" نشان دهند خود اصرار می ورزند

5. حامی سرسخت دولت اند با این حال هر از چند گاهی برای نشان دادن یک سویه نبودن رویه ی خود، مطالب انتقادی رقیقی نسبت به دولت منتشر می کنند

6. در این کانال باز نشر اخبار به صورت تصرف در متن و افزودن آدرس کانال "مملکته" در ذیل هر پست است اما در عین حال از کانال فردی به نام "امید معماریان" مستقیم مطلب بازنشر می کنند که همین مسئله ظن مدیریت کانال توسط وی را افزایش می دهد

7. با بازنشر مطالبی از کانال و اکانت توئیتر روزنامه های ایران، شرق و اعتماد نقش فعالی در معرفی این ارگان ها دارند

8. ارتباطی دو سویه با مخاطب دارند که این رویکرد امکان درج مطالبی به نام مخاطب ولی نگاشته شده توسط مدیران کانال را فراهم کرده

9. سعی می کنند خود را به جریانی اجتماعی با رویکردی خیرخواهانه و مصلح مآبانه نشان دهند

10. در عین ضدیت با دین و انقلاب، ژست ایران دوستی و مردم داری گرفته اند


منبع این نوشته : منبع
کانال ,دارند ,نشان ,مخاطب ,نشان دهند

در توضیح دو متناقض نما

اول. چرا رهبری گفتند قضیه‌ی 3000 میلیارد را بیش از این کش ندهید ولی نسبت به اختلاس 8000 میلیاردی و املاک نجومی چنین نگفتند و حتی نسبت به پیگیری حقوق های نجومی تاکید نمودند؟

درخواست کش ندادن فساد 3000 میلیاردی در شرایطی بود که با ورود قاطع قوه قضائیه عوامل آن دستگیر شدند و نهایتا مه آفرید امیر خسروی اعدام و مجموعا 5000 میلیارد تومان از اموال متهمان به نفع بیت المال مصادره شد. بنابراین با جریان گرفتن قضایی پرونده، رهبر انقلاب کش دادن سیاسی رسانه ای آن را که تنها با اعصاب مردم و اعتماد عمومی سر و کار دارد خواستار شدند.

این درحالی است که به اعتبار هم گرایی محسوس رسانه های ضد انقلاب با رسانه های اصلاح طلب و دولتی، فساد 8000 میلیاردی با سکوت و سانسور و بایکوت مواجه گشت و اساسا در برابر اختلاس بیشتر سروصدای کمتری ایجاد شد و حتی رئیس جمهور شخصا منکر اختلاس شد و آن را وام معوق نامید!

املاک نجومی نیز با اعلام برائت شهردار تهران و ارجاع موضوع به قوه قضائیه به سرعت به نتیجه رسید و حکم ابطال تخفیف ها و بازگرداندن مبالغ آن به بیت المال صادر شد.

اما در حقوق های نجومی نه تنها تاکنون دولت و دیوان محاسبات هیچ فردی را به عنوان مجرم یا متخلف به قوه قضائیه معرفی نکرده اند که سخنگوی دولت نیز لقب "ذخیرهای نظام" را حواله‌ی حرام خواران کرده است.


دوم. چرا رهبری تعجیل در مذاکرات را خواستند و اکنون عیوب و ایرادات برجام را ناشی از تعجیل آن می دانند؟

آنچه اکنون موسوم به برجام است حاصل سه مرحله توافق ژنو، لوزان و نهایتا وین بود. ابتدا در ژنو (3 آذر 92) توافق شد جهت نیل به معاهده‌ی نهایی، ایران بدوا و به صورت پیش شرط مذاکرات، در ازای پاره ای تسهیلات مالی، با اعمال محدودیت در برنامه‌ی هسته ای خود، سطح غنی سازی را کاهش دهد و بازرسی ها را تسهیل نماید.

این محدودیت ها تا حدود 20 ماه بعد یعنی توافق مقدماتی لوزان (13 فروردین 94) و پس از آن تا نهایی شدن برجام در وین (23 تیر 94) ادامه یافت درحالیکه در میان این فواصل طولانی، با نشست و برخاست های بی جای وزیر خارجه ایران با وزیر آمریکایی، و بدتر از آن قدم زدن ها و گرفتن عکس های یادگاری، تنها عاید کشور لطمه به حیثیت انقلابی ایران و کاهش سطح و سرعت فعالیت های هسته ای مان بود و جالب آنکه حاصل این 20 ماه معطلی در مذاکرات ژنو تا وین، با عدم اجازه به کمیسیون ویژه برجام در قرائت گزارش خود و با لابی گسترده‌ی رؤسای دولت و مجلس، تنها ظرف 20 دقیقه در مجلس (21 مهر 94) تصویب شد! بی آنکه 1- ضمانتی کتبی از آمریکا و اروپا گرفته شود و 2- تناظر در اجرای برجام رعایت شود، دولت تنها با اتکا به قول و قرارهای شفاهی و به صورت یکجا تمام تعهدات خود را انجام رساند.

بنابراین واضح است که آنچه در کلام رهبری نیاز به تقلیل و سرعت بخشی داشت فواصل زمانی میان ادوار مذاکرات بود و آنچه درش شتاب خسارت بار شد بررسی و تصویب سند نهایی و اجرای بی ضمانت و یکباره‌ی برجام بود.


منبع این نوشته : منبع
برجام ,دولت ,نجومی ,مذاکرات ,توافق ,آنچه ,املاک نجومی ,8000 میلیاردی

حلقه‌ی رندان

ظاهرا جمعی از جن زدگانی که توسط محمد علی طاهری درمان شدند اعلام کردند قصد دارند خود را به اوین معرفی نمایند و برخی مسئولین نیز بی آنکه پاتک این موج سازی ها را بدانند، تنها نظاره گر اوضاعند. توصیه می کنم مسئولین اوین پرداخت هزینه‌ی کامل اقامت در زندان را پیش شرط حضور در اوین قرار دهند. خواهید دید لشکر بیکاران و شهرت طلبان، فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد!


مشاهده مراسم جن گیری محمد علی طاهری در حلقه‌ی مریدان: www.aparat.com/v/gjYD3



منبع این نوشته : منبع
اوین

توطئه‌ی تلگرام

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا، پس از فتنه 88 در دفاع از همیاری خود با جنبش سبز اعلام کرد توئیتر قصد وقفه انداختن در کارش را به دلیل تعمیر و به روز رسانی داشت که من تماس گرفتم و خواستم این کار با توجه به انتخابات ایران به بعد موکول شود.
ادوارد اسنودن همکار سابق و فراری CIA و NSA اعلام کرد، آژانس امنیت ملی آمریکا با ستون فقرات اینترنت جهان (گوگل، فیسبوک، توئیتر و غیره) در پروژه ای تحت عنوان PRISM همکاری مستمر و مستقمی داشته و دارد.
در ایران تلگرام به تنهایی 60% مصرف اینترنت کشور را به خود اختصاص داده، چنانچه 28 میلیون ایرانی عضو آن هستند که خود معادل حدود نیمی از کل کاربران تلگرام در جهان است. 
با توجه به رشد روز افزون محبوبیت و استفاده‌ی تلگرام در کشور، بحران آفرینی مالکان یهودی این شبکه در انتخابات 96 به یکی از طرق زیر محتمل است:
1- مسدود کردن تلگرام برای تولید نارضایتی و خشونت نسبت به حاکمیت و یا مسدود نمودن کانال های خبری اصلاح طلب جهت مظلوم نمایی و مقصر جلوه دادن نظام
2- مسدود کردن کانال های خبری اصولگرا جهت اختلال در فعالیت آن ها
3- ارسال اخبار و یا پیام های همگانیِ مغرضانه و آشوب طلبانه به کاربران و یا عضویت یکپارچه‌ی مردم در کانال های ضد انقلاب
4- قرار دادن اخبار و مطالب مغرضانه در کانال خبرگزاری ها و یا شخصیت های سیاسی و مخصوصا کاندیداهای اصولگرا جهت برگرداندن رأی و نظر مردم از آنان.
لازم به ذکر است مشابه چنین حرکتی در سال 88 در مناظره‌ی زنده‌ی احمدی نژاد و موسوی صورت گرفت که در آن با حمله‌ی سایبری به آنتن سیما، قصد اخلال در پخش برنامه را داشتند که به دلیل آمادگی چنین حالتی به سرعت آنتن سوییچ شده و خطر رفع می گردد.

منبع این نوشته : منبع
تلگرام ,کانال ,مسدود

در باب دشمنی شناسی

راه اصولی در دشمنی شناسی و تحلیل و سناریو خوانی، همانند بازی شطرنج این است که فکر کنید ببینید شما اگر جای دشمن بودید چه بلاهایی سر کشور می آوردید و چه شیطنت هایی می کردید، بعد هر چه به عقل تان رسید را در 100 ضرب کنید و بدانید دشمنان متعدد و کاربلد شما از ضد انقلاب داخل گرفته تا سازمان های اطلاعاتی امنیتی با چند صده تجربه و تخصص, همان کارها را پیاده کرده و می کنند.

از برچسب "توهم توطئه" نترسید و بدانید آنچه واقعیت دارد "توهم توهم توطئه" است و همواره بدبینانه ترین تحلیل ها، نزدیک ترین آن ها به واقعیت بوده و تاریخ دور و نزدیک نیز مؤید این مطلب است.

به این واژگان متوهمانه نما و به حقیقت پیوسته دقت کنید:

"ویروس استاکس نت"، "عقیم سازی و استحاله ی جمعیتی کشورهای مسلمان"، "طرح فروش مخفیانه ی اورانیوم غنای بالا به ایران و متهم نمودن کشور به تلاش برای ساخت بمب اتم"، "شبکه سازی اجتماعی و طرح تقلب در انتخابات 88 و تلاش برای براندازی، تجزیه و تصرف ایران" و ...

جالب است بدانید یعقوب نیمرودی، وابسته نظامی اسرائیل در زمان پهلوی (زمان دوستی و همکاری ایران و اسرائیل) و افسر بلندپایه‌ی اطلاعاتی موساد، در کتاب "ارتباط خطرناک" اذعان می‌کند: «اگر یک روز به روزنامه‌نگاران اجازه دهند از کارهایی که ما در تهران کرده‌ایم مطلع شوند، از آنچه می‌شنوند وحشت‌ خواهند کرد. حتی نمی‌توانند آن را تصور کنند».


منبع این نوشته : منبع
توهم ,بدانید ,تلاش برای ,توهم توطئه ,دشمنی شناسی

بیوتروریسم

کسینجر، مشاور امنیت ملی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر خارجه اسبق آمریکا: «نفت را تحت اختیار بگیرید تا دولت ها را مهار کنید و غذا را تحت اختیار بگیرید تا ملت ها را مهار نمایید».

برژینسکی، مشاور امنیت ملی اسبق آمریکا: «یک محقق کنترل ذهن، در خلال صحبت‌هایش راجع به چند دهه آینده، بیان داشت زمانی را می‌بینم که می‌بایست وسایل و ناچاراً وسوسه تغییر رفتار و کارکرد ذهنی همه مردم را از طریق دستکاری محیط زیستی و بیوشیمیایی مغز داشته باشیم». 

«وَ إِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ»
«و چون برگردد کوشش مى ‏کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهکارى را دوست ندارد» (۲۰۵ - بقره)

آگاهی از بیوتروریسم و توطئه‌ی دشمن در خشکاندن ریشه‌ی ملت ها و حذف نخبگان، فارغ از مصونیت سازی در برابر مخاطرات بیولوژیک، حسنی دارد و آن اینکه سطح آگاهی عمومی در حوزه‌ی «دشمنی شناسی» را بسیار بالا می برد. وقتی با استناد به مدارک متقن برایمان اثبات شود «ژن» هم ابزاری برای تحقق اهداف خصمانه قرار می گیرد، دیگر باور توطئه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی دشوار نخواهد بود.

و اینک صحبت های مهم دکتر علی کرمی، فوق تخصص مهندسی ژنتیک، در برنامه‌ی عصر با نادر طالب زاده:
www.aparat.com/v/C84pO
www.aparat.com/v/Fzybr

منبع این نوشته : منبع
امنیت ,اختیار بگیرید ,اسبق آمریکا ,مشاور امنیت

صفرهای اسکناس

در بحبوحه‌ی بحث حذف 3 صفر از واحد پول کشور، اینجانب پیشنهاد حذف 4 صفر را ارائه و ادله ی خویش را در مقاله ای در 28 اردیبهشت 87 در روزنامه کیهان تشریح کردم. اکنون با زمزمه ی حذف 1 صفر، لازم می دانم همان یادداشت را بازنشر نمایم:

سال گذشته شاهد نامه رئیس جمهور به شورای عالی پول و اعتبار مبنی بر بررسی حذف صفرهای ریال بودیم و پیشنهاد اولیه آن بود تا سه صفر از انتهای عدد مندرج در اسکناس ها به صورت کم رنگ نوشته شود تا در مرد م آمادگی دیدن اسکانس های 10000، 20000 و 50000 ریالی به صورت 10، 20 و 50 ریال، به وجود آید.

نظر به محاسن این کار و تجربه دو کشور همسایه، افغانستان و ترکیه به ترتیب در حذف 3 و 6 صفر از واحد پولشان؛ توصیه می شود تا:

هر چهار صفر برداشته شود، تا 1 ریال ارزشی تقریباً معادل یک دلار پیدا کند که بهتر است بدین صورت عمل شود: مانند بسیاری از کشورها که از واحد پول دونرخی استفاده می کنند، ما هم  ریال و تومان را در کنار هم به کار گیریم.

به این صورت که تومان را با قیمت عرفی آن حفظ کرده و رسمیت بخشیم. و اسکناس ها و مسکوکاتی که کمتر از 10000 ریال اند را با تومان قیمت گذاری کنیم.

به این ترتیب اولاً راه برای برداشتن صفر دیگر اسکناس، (صفر چهارم) باز می شود. ثانیاً معیار و میزانی که «تومان» است و در تغییرات، ثابت مانده، برای هضم تغییر شکل پول، وجود خواهد داشت.

به طور مثال اکنون اسکناس سبز 10000 ریالی که عرفاً از آن به هزار تومانی تعبیر می شود به این صورت درآید که با حذف چهار صفر، و ده هزار برابر کردن ارزش ریال، هر 10000 ریال به 1 ریال تغییر شکل- و نه ارزش- می دهد که عملاً معادل 1000 تومان خواهد بود.

برای مقادیر کمتر از 10000 ریال کنونی نیز واحد دوم (تومان) به صورت رسمی- و نه عرفی- درج شود. به طوری که اسکناس 1000 ریالی کنونی، 100 تومان و سکه 500 ریالی 50 تومان شود.

بدین صورت اگر قیمت کالایی به عنوان مثال اکنون 55000 ریال باشد، آن موقع با این تغییرات رسماً پنج ریال و پانصد تومان، و عرفاً 5500 تومان خواهد بود.

www.magiran.com/npview.asp?ID=1620990


منبع این نوشته : منبع
ریال ,تومان ,صورت ,اسکناس ,ریالی ,واحد ,10000 ریال ,تومان خواهد ,مثال اکنون ,بدین صورت

یتیم خانه ایران

در تبیین فاصله‌ی فروش «یتیم خانه ایران» میان آنچه هست و آنچه باید باشد:
چهارشنبه، 18 آذر، صرفا بر اساس احساس تکلیف در حمایت از فیلم ضد انگلیسی ابوالقاسم طالبی به اتفاق همسرم به سینما کوروش رفتیم که از سطح بالای کار شوکه شدم! 
پس از آن چند مرتبه خواستم تا نقد و نظر خویش را بنویسم که قاعده‌ی «تا سه روز ذهن مخاطب درگیر فیلم است» سبب شد تا به امروز صبر، و به دور از هیجانات پس از نمایش نکاتی را مرقوم نمایم.
فیلم در حد اعلای استناندارد است، بازی ها طبیعی، دکور و جلوه های ویژه عالی، داستان و صحنه های فیلم بی نظیر؛ و در یک جمله فیلمی کاملا هالیوودی در سینمای ایران ساخته شده است.
تا این زمان شخصا برترین و محبوب ترین فیلم را «آژانس شیشه ای» می دانستم که هیچ کدام از فیلم های «محمد»، «چ»، «بادیگارد» و «قلاده های طلا» توان سبقت از آن را نداشت، اما با دیدن «یتیم خانه ایران»، «آژانس شیشه ای» در رتبه‌ی دوم ذهنم قرار گرفت.
اما با این همه چرا این فیلم جایگاه خود را آن طور که باید در گیشه نیافته است؟ 
به نظر می رسد پاسخ را در این موارد باید یافت:
1. ذائقه‌ی مخاطب ثابت سینما (سینما رو های عمدتا جوان)، به تم عشق و خیانت تغییر یافته و فیلم فاخر تاریخی جایگاه چندانی ندارد.
2. ایدولوژیک بودن فیلم و فیلمساز هر چقدر موافقانش را به تماشای فیلم ترغیب می کند، مخالفانش را از آن دور می سازد.
3. حدس پذیر بودن فیلم و اینکه مخاطب گمان می کند می داند قرار است چه چیزی ببیند و چه حرفی بشنود، از انگیزه‌ی مراجعه به گیشه می کاهد.
4. عنوان «یتیم خانه ایران» کشش ندارد و آبی بر آسیاب حدس پذیر بودن فیلم است. چنانچه اگر طالبی به جای «قلاده های طلا» از مثلا عنوان «آشوب خانه ایران» یا «فتنه در ایران» استفاده می کرد نیز، طبیعتا از مخاطبانش کاسته می شد.
5. آنوس اولیه‌ی فیلم بسیار ضعیف و فاقد تصاویر جذاب بود. با وجود آن همه صحنه های جذاب و طبیعی، نمی دانم چرا در آنونس و پوستر، تمرکز بر نمایش طرح کاشی «یتیم خانه ایران» و چهره های بازیگران بود!
6. نمایش همزمان چند فیلمِ همسو با ذائقه‌ی اقشار فرهیخته نیز سبب سرشکن شدن مخاطبان «یتیم خانه ایران» شده است، همچنانکه «سیانور»، «نفس»، «هیهات»، «ناسور» و «ایستاده در غبار» هم اکنون روی پرده‌ی نقره ای در حال نمایش است.

منبع این نوشته : منبع
فیلم ,خانه ,ایران» ,«یتیم ,نمایش ,مخاطب ,«یتیم خانه ,خانه ایران» ,بودن فیلم ,پذیر بودن ,«آژانس شیشه

مهره‌ی سوخته

به گزارش خبرگزاری رویترز «دفتر موسوم به "پاداش برای عدالت" در وزارت امور خارجه آمریکا، جایزه یافتن ابوبکر البغدادی، سرکرده‌ی داعش را به 25 میلیون دلار رساند».

نگرانم از اینکه با تند شدن سیب پیروزی جبهه مقاومت در سوریه، آمریکا در اقدامی نمادین، با به هلاکت رساندن این مهره‌ی سوخته، خود را قهرمان مبارزه با تروریسم و منجی سوریه معرفی نماید.



منبع این نوشته : منبع